اصل یکم : بهبودمستمر محصول‌ و خدمات‌ را هدف‌ ثابت‌ خود قرار دهيد

 

‌كسي‌ كه‌ هدف‌ را نشناسد نمي‌تواند راه‌ رسيدن‌ به‌ آن‌ را بيابد و كسي‌ كه‌ موقعيت‌ خود را نشناسد نمي‌تواند هدفي‌ را تعريف‌ كند!

هر سازما نی با دو دسته مشکلات مواجه است :

1- مشکلات امروز

 2- مشکلات آینده

برای هر سازمانی که قصد دارد در رقابت باقی بماند :

مشکلات امروز شامل تعمیر و اصلاح کیفی محصولات و خدماتی میشوند که امروز تولید شده اند ، برنامه ریزی تولید به طوریکه مازاد برنیازهای امروز و فردا نباشد ، با این شیوه  به راحتی می توان در مواجهه با مشکلات هر روزه متخصص شد و روز به روز در این گونه مشکلات کارایی را افزایش داد ، به عنوان مثال می توان تجهیزات را (به عنوان مثال در صنعت بیمه تحهیزات اداری) مکانیزه کرد و درجه اتوماسیون را افزایش داد .

در مقابل نگاه کردن به مشکلات آینده و توجه به آنها ، به سرعت اهمیت پایداری در اهدافی از جمله بهبود مستمر را آَشکار می سازد تا سازمان بتواند مزیت رقابتی خود را حفط نماید و برای کارکنانش تضمین شغلی ایجاد نماید .

اکنون این سوال مطرح است آیا مدیران ارشد و هیئت مدیره بیشتر متوجه سودهای کوتاه مدت هستند و  یا بیشتر به پایداری در اهداف بلندمدت توجه می کنند ؟

به واقع می توان گفت برای بسیاری از مدیران سوداوری در یک سال آینده  بسیار مهم تر است از حضور سازمان در ده یا بیست سال اینده .

این یک پندار اشتباه است که تصور کنیم تولید کارا ی محصولات و خدمات می تواند مطمئنا سازمان را در رقابت حفط نماید . برای اثبات غلط بودن این تصور یه این سوال فکر کنید !

سازمانی را در نظر بگیرید که در کاراترین شکل و با کارازموده ترین پرسنل در حال تولید محصول نا مناسب و یا نوع بی هوادار از خدمات است . آیا این سازمان پایدار خواهد ماند ؟

پایداری در اهداف را می توان از طریق تکنیک های متعددی بدست آورد از جمله :

1-     نو آوری

2-     سرمایه گذاری بر تحقیق و توسعه

3-     بهبود مستمر در طراحی و نوع محصولات و خدمات

مشتریان ما ، تامین کنندگان ما ، و کارکنان ما نیز باید بدانند که ما بهبود مستمر محصولات و خدمات را هدف خود قرار داده ایم .

مدیران ارشد باید به روشنی بیان کنند که آنها برای باقی ماندن در عرصه پرکشمکش رقابت ، به دنبال ارائه محصولات و خدماتی هستند که موجب رفاه و کیفیت بهتر زندگی مردم می شود ، در این صورت قطعا این تولیدات بازار خود را خواهند داشت .

مدیریت ارشد همچنین باید به وضوح بیان نماید که حرکت در مسیر بهبود مستمر و بالتبع افزایش بهره وری به معنای از دست رفتن فرصتهای شغلی و کاهش تعداد کارکنان نخواهد بود بلکه معنای آن ایجاد زمینه های سرمایه گذاری جدید و در نتیجه افزایش فرصتهای شغلی می باشد .

و یک مثال در صنعت بیمه :

مثال ما در این زمینه ویلیام ابریان است ، زمانی که او دردهه1970 مدیر ارشد شرکت بیمه هانوور بود .

او با به کارگیری اصل یکم دمینگ به عنوان مهمترین خط مشی خود توانست انقلابی در شرکت بیمه هانوور ایجاد نماید .

وی معتقد است در هر تغییری در سازمان بسیار حیاتی است تا :

1-  از یک سازمان با ساختار رایج دورشود . ساختاری که در آن تنها هدف ما اینست که در مقابل مشتریان اشتباه نکنیم و به اصطلاح گند نزنیم  .

2-     اندیشیدن و بررسی در باره ارزشها و عقاید سازمان مان

3-     ایجاد همذات پنداری در کارکنان نسبت به این اهداف و ارزشها و تعمیم احساس مدیریت به آنها

می توان گفت ابریان سالها پیشتر از مطرح شدن مباحث تفکر استراتژیک از جمله بیانیه ماموریت و ارزشهای سازمانی ، توانسته بود سازمانی  بر مبنای ارزشها  بوجود اورد و چشم انداز و بیانیه ماموریت را تعریف نماید .

او توانست به خوبی این ارزشها و اهداف را در میان کارکنان تسری دهد و تبدیل به یک فرهنگ نماید .

نتایج اقدامات او. موجب شد که قیمت هر سهم شرکت بیمه هانوور از 98 سنت برای هرسهم به 45 دلار برای هرسهم افزایش یابد . درآمد شرکت نیز ار 440 میلیوون دلار به 1.7 بیلیون دلار رسیده بود . و جالب است تمامی این بهبود ها با کمترین سرمایه گذاری حاصل شده بود .

جالب است بدانید که نظریات ابریان در کتاب " پنجمین فرمان " پیتر سنگه بارها امده است . در 52 صفحه از 351 صفحه کتاب می توان نظرات و دیدگاههای او را مشاهده نمود .

به یکی از نظرات او توجه نمایید :

" در اغلب سازمان ها  آنچه به عنوان چشم انداز و بیانیه ماموریت و به طورکلی برنامه استراتژیک سازمان نوشته می شود تنها برای 5 یا 10  نفری که ان را نوشته اند هیجان انگیز و انگیزه بخش است . در حالیکه 5000 پرسنل دیگر سازمان یا چیزی از ان نمی دانند یا نمی توانند ان را درک کنند . برای اینکه هدفی به روح کارکنان نسوخ کند باید به طور مفصل بیان شود و هیچ گونه ابهامی در ان دیده نشود .


*  آنچه می خوانید ترجمه ای است از بخشی از سلسله مقالاتی که تحت عنوان " بهبود مستمر " در سایت موسسه آموزشی بین المللی مدیریت ریسک ( http://www.irmi.com ) آمده است . (مترجمان : نسرین محبتی -  مهدی محمدزاده )