مفهوم اساسی کایزن در اجرا
رقابت و تلاش برای بهتر بودن ، و بهتر زیستن پیشینه ای به اندازه تاریخ دارد.
در دنیای صنعتی تلاش برای بهتر تولید کردن به معنای تلاش برای بقاست.
به طور کلی دو دسته رویکرد یا متد اساسی، برای بهینه سازی وجود دارد.
· نخست روشهای بهینه سازی ریاضی که مبتنی بر آمار و پژوهش عملیاتی (OR) هستند.
· دوم روشهای هیوریستیک (Heuristic) یا نوآورانه.
روشهای مدیریت ژاپنی اعم از نظام پنج اس (5S) یا کایزن - کانبان و غیره همگی را میتوان در دسته دوم جای داد.
از همین روست که به نظر بدیهی و پیش پا افتاده می رسند. مفهوم عمیق بهبود مستمر گرچه ساده به چشم می آید اما در واقع سختی های نهفته ای در خود دارد.
مدیران تویوتا مشکل ترین جنبه کایزن را چنین تعریف می کنند:
مشکل ، یافتن مشکل هاست!
روشهای هیوریستیک همگی بر اساس تجربه و مشاهده های مستقیم و اغلب با سعی و خطا پایه ریزی شده اند.
شاید به همین دلیل است که مفاهیم اساسی همگی آنها بسیار درگیر با هم می باشد.
پیاده سازی JIT بدون عبور از 5S به نظر ناممکن میرسد. بدون مشارکت فعال همه سطوح سازمان نیز، کایزن جایگاهی ندارد.
پیاده سازی سیستمی که لحظه به لحظه به دنبال اشکالهای درونی خود باشد و در عین حال از محیط خود غافل نگردد شاید در سخن ساده باشد، اما در اجرا بی گمان چنین نیست.
می گویند کارگر ژاپنی نه تنها از دستهای خود ، بلکه از مغز خود هم استفاده می کند !
کایزن ، تولید ناب ، سیستم پنج اس و کاهش سطح موجودی ها (Jit or Stockless) ، همگی یعنی یک چیز:
تولید با کمک اندیشه یا به قول بیل گیتس : کسب و کار بر بال اندیشه.