|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
روندتكاملي سيستمهاي مديريت كيفيت
در اين مقاله سعي شده است باتوجه به تغييرات بهوجودآمده درمورد مفاهيم و اصول حاكم بر سيستمهاي مديريت كيفيت، روند ومسير تكاملي اين سيستمها شناسايي شوند اهميت اين مقاله در اين است كه به پايهريزي نگرشي كلان به موضوع كيفيت خواهي شركتها و سازمانهاي ايراني كمك كرده و مسير اقدامات كيفي آنها را تاحدودي روشن ميسازد. قرائن موجود حاكي از آن است كه سيستمهاي مديريت كيفيت در يك جهتگيري كلي و اساسي در پي تامين نيازها و انتظارات مشتريان هستند. و اين بزرگترين رسالتي است كه ميتوان براي سيستمهاي مديريت كيفيت درنظر گرفت لازم به يادآوري است كه در اين مقاله از كليه سيستمهاي مديريتي موجود بهعنوان سيستم مديريت كيفيت ياد شده است. ابتدا درمورد سيستمهاي مديريت كيفيت بايد پرسيد كه: روند و مسير سيستمهاي مديريت كيفيت به كدام جهت سوق داده ميشود. درواقع با تدوين استانداردهاي مختلف متعدد و پراكنده يك سردرگمي پيچيده در مديران و مسئولان شركتها و سازمانهاي ايراني بهوجود آمده است. يكي ديگر از ويژگيهاي بارز در روند تدوين استانداردهاي مديريت كيفيت، تاكيد بر رعايت نگرش مديريت كيفيت جامع(TQM) در تدوين اين استانداردها است. بهطوري كه تلاش در تدوين نسخ مختلف از اين استانداردها به سمت تبيين و ايجاد يك تصوير جامع از سيستمهاي مديريت كيفيت در چارچوب نگرشTQM است. اما سوال اين است كه ويژگيها و مشخصات سيستمهاي مديريت كيفيت چيست‚ بدينترتيب، و باتوجه به مقدمه فوق ميتوان ويژگيها و مشخصات بارز موجود در روند سيستمهاي مديريت كيفيت را برشمرد. روندهاي اصلي موجود و حاكم بر سيستمهاي مديريت كيفيت در جدول شماره يك آمده است. ذيلاً هريك از اين روندها / ويژگيها موردبحث و بررسي قرار ميگيرد. -1-3 اختصاصيتر شدن: يكي از ويژگيهاي جالب توجهي كه درحال حاضر درمورد طراحي سيستمهاي مديريت كيفيت بر آن توجه شده است، تلاش براي دورشدن از عمومي بودن(GENERIC) اين سيستمها و تدوين آنها بهعنوان سيستمهاي اختصاصيتر است.
همانطور كه در شكل شماره يك نشان داده شده است، در اين فرايند تلاش آن بوده است كه با رعايت مندرجات سيستمهاي 9000ISO ، اين كار صورت بگيرد. از اينرو، انتظار آن است كه در سيستمهاي مديريت كيفيت نويني كه تدوين شده يا تدوين خواهندشد با نيازمنديهاي استانداردهاي 9000ISO و نكات اضافيتري مواجه شويم كه به آنها افزوده شده است از اينرو، شايد بتوان ساختار عمومي كه در تدوين استانداردها رعايت ميشود را به شرح زير تنظيم كرد. (جدول شماره 2(
از سوي ديگر، همانطور كه در شكل شماره يك نيز آمده است، روند بعدي حاكم بر تدوين سيستمهاي مديريت كيفيت تلاش براي تدوين استانداردهاي خاص براي شركتها(COMPANY) ، مجموعهها(COMPONENTS) و قطعات(PARTS) است. از اينرو بايد منتظر ماند و استانداردهاي جديدي را ملاحظه كرد كه در اين زمينه تدوين خواهند شد. 2-3 - التزام به اصول: توجه و تمركز بر مشتري(CUSTOMER-FOCUS) و هدايت و راهبري(LEADERSHIP) جزء اصول اوليه سيستمهاي مديريت كيفيت بهشمار ميآيند. كه بايد در تعامل با مشاركت كاركنان، نگرش فرايندي به سازمان، نگرش سيستمي به مديريت، بهبود مستمر، نگاه واقعي به شرايط تصميمگيري و منافع دوجانبه ارتباط با تامينكنندگان، موجبات پيشرفت سازمان، درنهايت جامعه را فراهم آورند. تاكيد اصلي در اين قسمت، به وابستگي سازمان به مشتريان خود است. از اينرو، ضروري است كه سازمان نيازهاي حال و آينده مشتري خود را درك و درپي تامين اين نيازها و تلاش براي تامين انتظارات مشتريان خود برآيد. زيرا حيات همه سازمانها، وابسته به مشتريان وفادار و راضي است. 3-3 - رعايت اصول و فلسفه: اصولاً سيستمهاي مديريت كيفيت از سه جنبه، تحتتاثير اصولي هستند كه هنگام طراحي اين سيستمها بايد به آنها توجه و عنايت تام داشت.(جدول شماره 3)
جدول شماره 3 - اصول و مباني حاكم بر طراحي و تدوين سيستمهاي تضمين كيفيت اصول حاكم بر تدوين سيستمهاي مديريت كيفيت توجه به موضوع استانداردسازي، حركت به سمت مديريت كيفيت جامع و تدوين سيستمهاي كيفيت خاص شركتها و سازمانها است. -4-3 جهانيشدن: نسل جديد سيستمهاي مديريت كيفيت با تاثيرپذيري از موضوع جهاني شدن و ايده دهكده جهاني با شعار يك جهان يك سيستم كيفيت(ONE WORLD, ONE QUALITY SYSTEM) وارد ميدان شدهاند حركت موجود پديدآورندگان سيستمهاي مديريت كيفيت، تلاش براي ادغام و يكي كردن اين سيستمها، بهمنظور جلوگيري از افتراق، دوبارهكاري، افزايش بيرويه هزينهها، طراحي و ايجاد سيستمهاي مختلف در صنايع و سازمانها و مسايلي از اين دست است نمونه بارز اين اتفاق را ميتوان در كار تدوين سيستمهاي مديريت كيفيت خاص صنايع خودروسازي يعني QS9000 و ISO/TS 16949 مشاهده كرد. تاقبل از تدوين اين سيستمها، هريك از نقاط اصلي توليد خودرو درجهان سيستمهاي كيفيت خاص خود را بهوجود آورده و آنها را اعمال ميكردهاند. اما، رفتهرفته و با لزوم اجراي اين سيستمهاي متعدد توسط شركتها و سازمانهاي فعال در بخشهاي خودروسازي مشكل بزرگي ظاهر شد. و آن گرفتاري و معضل شركتها و سازمانها (بخصوص تامينكنندگان صنايع خودروسازي) براي اجرا و حفظ سيستمهاي متعدد موجود در بخش صنايع خودروسازي بود البته ديري نپائيد كه شركتهاي آمريكايي چارهكار را در شعار يك جهان، يك سيستم كيفيت يافتند. بهطوري كه سه شركت بزرگ فورد، جنرال موتورز و كرايسلر با ادغام سيستم كيفيت خود استاندارد جديدي بهنامQS-9000 را پديد آوردند. اما با وجود اين كار، مشكل همچنان باقي ماند. زيرا مثلاً شركتي كه با صنايع خودروسازي آلمان كار ميكرد بايد استاندارد VDA6.1 را اجرا ميكرد. و براي همكاري با ايتالياييها و فرانسويها به ترتيب نيازمند داشتن سيستمهاي EFQM و PSA بود و باز مشكل اول حل نشده بود. تا اينكه سازمان بينالمللي استاندارد اقدام به رفع مشكل كرد و استانداردهاي موسوم به استاندارد ISO/TS 16949 كه تركيبي از كليه سيستمهاي مديريت كيفيت جاري در صنايع خودروسازي دنيا بود را به جهان صنعتي عرضه داشت. بدينترتيب شعار يك جهان، يك سيستم كيفيت تحقق يافت. به راستي، رسالت ما ايرانيان در مواجهه با اين پديدهها چيست‚ 5-3 - نگرش اندازهگيري: يك ضربالمثل مديريتي ميگويد: اگر نتوانيم اندازهگيري كنيم، نميتوانيم كنترل كنيم، اگر نتوانيم كنترل كنيم، نميتوانيم مديريت كنيم و اگر نتوانيم مديريت كنيم، نميتوانيم كارها را بهبود دهيم. سيستمهاي نوين مديريت كيفيت نيز با تاكيد بر موضوع اندازهگيري، بخصوص اندازهگيري كارايي و اثربخشي اين هدف را دنبال ميكند كه مديريت شركتها و موسسات، شاخصهاي مدون را براي اندازهگيري عملكرد سازمانها، واحدها و افراد تدوين و اجرا كنند. اما، از آنجا كه هيچ چيز خوب يا بد نيست، مگر در مقام مقايسه، موضوع الگويابي /مقايسه با بهترينها/ يا فرايند محكزني(BENCHMARKING) نيز پيامد اين موضوع بوده و در سيستمهاي نوين مديريت كيفيت نيز موردتوجه قرار گرفته است. از اينرو، بدون توجه به موضوع اندازهگيري و تبيين آن در كليه جنبهها و اجزاء سختافزاري، نرمافزاري، مديريتي و نيروي انساني يك شركت عملاً اجراي سيستم مديريت كيفيت از درون تهي خواهدشد. 6-3 - جايگاه نيروي انساني: مشاركت همگاني تاكيد تام و تمام سيستمهاي مديريت كيفيت است. گسترش ابعاد در دامنه شمول اين سيستمها و توسعه روزافزون حيطه تحت پوشش آنها (از خريد وفروش تا انبارداري و تحويل) بدون مساعدت، معاضدت و همكاري كليه عوامل درگير در اين فرايندها ايده مجمع الجزايري را به ذهن متبادر ميسازد كه بين جزاير آن هيچگونه تعاملي وجود ندارد. مگر ميشود بدون اجراي يك سيستم خريد مناسب، يا داشتن واحد فروش مشتريمدار به اهداف و برنامههاي شركت جامهعمل پوشاند‚ مگر ميتوان بدون استقرار يك سيستم كنترل كيفيت كارآمد و يا يك سيستم نگهداري و تعميرات موثر، محصولات مشتريپسند ارائه كرد‚ درحالي كه مجريان همه اين سيستمها، انسانها هستند، انسانهايي كه در قالب گروه، واحد، بخش و سازمان مجريان برنامههاي تدوين شده سازمان بوده و در خط مقدم ارتباط سازمان با مشتريان هستند. اما، آيا مشاركت يا يك دستورالعمل، بخشنامه يا تصور ذهني مدير از دراختيار داشتن كاركناني يك دست و كارآمد امكانپذير است‚ آيا ميتوان به كاركنان دستور داد و آنها هم مشاركت كنند‚ آيا مشاركت كاركنان فقط نيازمند دستور ما مديران است‚ 7-3 - جايگاه نگرش فرايندي: نگرش فرايند، در ويرايشهاي جديد استانداردهاي مديريت كيفيت از جايگاه ويژهاي برخوردار شدهاند. نگرش فرايندي درپي آن است كه باتجزيهوتحليل مجموعه فعاليتهاي يك سازمان / شركت آنها را از بالاترين سطوح تا پايينترين سطح (كه اصطلاحاً سطح صفر تاn گفته ميشوند) با اين نگرش مورد تجزيهوتحليل قرار ميدهد كه آن دسته از فعاليتهايي كه طي آنها دادهها به ستانده تبديل ميشوند، شناسايي و تعامل بين آنها مدون و مشخص شوند. از اينرو، ديگر نميتوان مثل نسخه سال 1994 استانداردهاي ISO9000 ، بدون توجه به ارتباط و تعامل بين مجموعه فعاليتهاي يك شركت، اقدام به مستندسازي عناصر و اجزاء آن كرد. و در نهايت جزايري را ايجاد كه هيچ مراودهاي بين آنها برقرار نيست. حال آنكه در نگرشهاي جديد مديريت كيفيت بايد ابتدا فرايندهاي اصلي و جزئي شناسايي شده و تعاملات آنها مشخص شود. اصول اساسي حاكم بر اين نگرش در قالب شش قسمت زير تبيين ميشود: از اينرو، برخورداري از نگرش كلگرايانه و حركت از آن تا رسيدن به نگرشي جزءگرايانه هدفي است كه در نگرش فرايندي سيستمهاي مديريت كيفيت دنبال ميشود. لذا استفاده تواءم و همزمان روشهاي استقرار و قياسي ابزار موفقيت در بهرهگيري از نگرش فرايندي است. 8-3 - برنامهريزي استراتژيك: جايگاه برنامهريزي استراتژيك در سيستمهاي نوين مديريت كيفيت از دوجنبه قابل بررسي است: الف( بهرهگيري از نگرش كلان و فراگير برنامهريزي استراتژيك در تدوين سازوكارها و برنامههاي تجاري سازمانها; از ديدگاه استراتژيك، سيستمهاي مديريت كيفيت، جزءاصلي سازوكار سازمان را تشكيل ميدهند. لذا بايد با استفاده از اين ديدگاه، پيش از هرچيز برنامه / هدف تجاري سازمان را در ابعاد مختلف موردبررسي قرار داد. و ازقبل براي همه آنها پيشبينيهاي لازم بهعمل آمده باشد. عناوين اصلي مطروحه در يك برنامه استراتژيك عبارتند از: خلاصه اجرايي، مشخصات شركت، مديريت، محصول، جايگاه بازار، كشش بازار، رقبا، برنامه فروش، رضايت مشتري، مخاطرات تجاري، توسعه محصول، سودمندي، بيان درآمدها، مسايل ايمني و طرحهاي گردش پول نقد. از سوي ديگر، امروزه شركتها و سازمانها با مدلها، اسامي و عناوين مختلفي از سيستمهاي مديريت كيفيت مواجه هستند. كه بعضاً موجب حيرت و سردرگمي آنها هم ميشود. به قول مديران يكي از شركتهاي بزرگ صنعتي هيچ معلوم نيست كه اين سيستمها كي تمام ميشوند تا ما يك نفس راحت بكشيم‚ اگر بپذيريم اين شعار زيربناي همه سيستمهاي مديريت كيفيت است: آنچه تغييرناپذير است، خود تغيير است، ديگر پاسخ به سوال فوق سخت نيست . زيرا هيچگاه نبايد انتظار داشت كه كار تدوين و تكوين اين سيستمها به پايان برسد. اما، ميتوان برنامهريزيها و پيشبينيهاي لازم را در اين مورد بهكار بست و شرايطي را فراهم كرد تا سيستمهاي جديد را بتوان بهراحتي در سيستمهاي موجود جذب كرد. بهعنوان مثال، استانداردهاي ISO9000 ,ISO14000 و OHSAS18000 جزء استانداردهايي هستند كه دامنه وسيعي از شركتها و سازمانهاي فعال در بخشهاي مختلف صنعتي، اقتصادي و خدماتي را شامل شده و ضرورت اجراي همه آنها در اين موسسات احساس ميشود. خوب، سوال مهمي كه اينجا مطرح ميشود آن است كه آيا نميتوان يك مدل و ساختار عموميتري را پيشبيني و يا اجرا كرد. تا با بهوجود آمدن و مطرح شدن استانداردهاي جديدتر، شيرازه امور از هم نپاشد و لازم نباشد كارها را از ابتدا شروع كرد‚ آيا نميتوان از بهوجود آمدن شبكهاي از استانداردهاي سلولي در سازمان اجتناب كرد‚(1) از اينرو، باتوجه به موارد فوق اهميت نگاه استراتژيك به موضوعهاي مرتبط با سيستمهاي مديريت كيفيت حياتي جلوه ميكند. 9-3 - هدفگذاري صحيح: طبق مندرجات استاندارد 1-9004ISO اجراي استانداردهاي مديريت كيفيت بايد با دو هدف و منظور اصلي زير انجام شود: الف) رضايت مشتري; رضايت مشتري، مشتريان نهايي و مصرفكنندگان محصولات و دريافتكنندگان خدمات و كاركنان شاغل در شركت را شامل ميشود. از اينرو لازم است كه دراين مورد شركت اقدامات زير را انجام بدهد: نكته جالب توجه آن است كه تا بهحال درمورد شناسايي نيازهاي مشتريان خارجي، در سطح دانشگاهها و مراكز تحقيقات و صنعتي كشور تحقيقات جامع و مفصلي انجام شده است. اما نكات ابهام ما درمورد نيازهاي مشتريان داخلي (درقالب واحدها، قسمتها و افراد) بسيار زياد بوده و لازم است در اين زمينه بررسيهاي لازم و همهجانبهاي صورت بگيرد. 10-3- تكميل و تكوين تدريجي: سيستمهاي مديريت كيفيت، در فرايند زمان به سوي كامل شدن حركت ميكنند. چنانچه مفاهيم كيفيت را در يك برهه زماني بررسي كنيم پنج دوره مشخص براي آن ميتوان تصور كرد: - 1دوره كنترل كيفيت اپراتوري; در اين حركت تكاملي، سيستمهاي كيفيت از بخشي و جزيينگري به سوي كلنگري حركت كردهاند. در يك تلاش همهجانبه، اين سيستمها سعي كردهاند رفتهرفته همه اجزاء و بخشهاي يك سازمان را دربربگيرند. 11-3 - خطاناپذيري: يكي از اهداف مهم سيستمهاي نوين مديريت كيفيت، پيشگيري و جلوگيري از بروز خطاهاي انساني در فعاليتها و عملكرد يك سازمان است. 12-3 - شرايط دروني و بيروني سازمانها: خيلي از مديران ارشد و تصميمگيرندگان در سازمانها و شركتهاي ايراني، از كاركردها و تاثيرات سيستمهاي مديريت كيفيت بر روي سازماندهي، مديريت، تشكيلات، اهداف و برنامههاي خود مطلع نيستند. و يا از آن اطمينان ندارند. اما تجربه نويسنده نشان ميدهد كه در مواجهه با هر پديدهاي لازم است مديران ارشد و تصميمگيرندگان دو موضوع اصلي را ازهم تفكيك كنند: - شناسايي و تبيين مساله; از اين رو، بايد موكداً توصيه شود كه قبل از تصميمگيري براي اجراي استانداردهاي 9000ISO ، لازم است يك بررسي دقيق و عميق بهمنظور شناسايي محيط خارج و داخل سازمان بهعمل آيد. در اين مورد بررسيهاي زير توصيه ميشود: پس از انجام اين بررسيها، حال نوبت به شناسايي كامل استانداردهاي مديريت كيفيت ميرسد. كه لازم است، پس از اين شناسايي، امكان و قابليت سيستمهاي مديريت كيفيت براي تامين اهداف شركت تعيين و براساس آن فرايند اجرا آغاز شود. 13-3 - تعريف جامع كيفيت: متاسفانه تعاريف موجود از كيفيت اغلب جامع نبوده و يا ميتوان گفت كه درقالب تعابير بهكاررفته در سيستمهاي مديريت كيفيت نميگنجد. تعريفهاي اخير در اين مورد تعريفهاي چندبعدي است كه توجه به آنها، موجب بهدست آوردن نگرشي فراگير و عميق به موضوع سيستمهاي مديريت كيفيت است. در اين مورد تعابيري مثل كيفيت، هزينه، تحويل، خدمات، انعطافپذيري و... همگي مفاهيم و تعاريف جديد و درعين حال جدي براي ادامه حيات در دنياي پيچيده و سراسر متفاوت با گذشته است. بهعنوان مثال مقايسه تعاريف كيفيت ارائه شده در نسخ سالهاي 1994 و 2000 استانداردهاي ISO9000 بسيار جالب است. (جدول شماره 4(
جدول 4 - تعاريف كيفيت -4جمعبندي سيستمهاي مديريت كيفيت، بهعنوان موجودي فعال و زنده، مثل هر پديده ديگري درحال تغييرند. لزوم شناسايي و درك محيطهاي پيراموني سازمانها، آنها را وادار ميسازد كه اين ويژگيها را شناخته و تمام تلاش خود را براي درك هرچه بهتر اين پديدهها بهكار ببرند. |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 23:28 توسط
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||