|
|
|
|||||||||||||||||
|
به چند راه و روش مدیریت که با مدیریت ریسک موثر مخالفت می کنند و در واقع خودشان باعث ایجاد ریسک در پروژه می گردند، می پردازیم.
* یک پدیده ریاضی وجود دارد که با عنوان "regression to the mean" شناخته می شود و مربوط به مدیریت تغییر است، و بیان می کند که در هر شرایط تغییر، مانند یک پروژه، پستی و بلندی هایی وجود دارد، که قابل نمایش با یک گراف است.
جایی که پروژه در پایین ترین حدش قرار دارد، همانگونه که در نمودار نشان داده شده است، مدیریت معمولا یک تصمیم بدون فکر واکنشی اتخاذ می کند. این بطور ثابت یک علامت را نشان می دهد نه علل ریشه ای مشکل را. مدتی ممکن است بنظر برسد "عمل قطعی" به عنوان شروع گراف برای رفتن بالای مجدد موثر افتاده است. آنچه که حقیقتا اتفاق می افتد بطور ساده رگرسیون میانه است. شرایط به بدترین صورت ممکن تبدیل می شود و تلاشها برای یکنواخت کردن هرآنچه که اتفاق افتاده است، آغاز می گردد. ما به دنبال جزئیات بیشتری در رابطه با چگونگی ایجاد ریسک یا تبدیل سناریوهای "دنیای واقعی" به برنامه و بودجه در بخش های اخیر هستیم برای بیان اینکه آیا چیدمان های کامل که باید ریسک را به عنوان یک بخش جدایی ناپذیر فعالیت پروژه، بپذیرند، کافی است. ریسک ها باید تشخیص داده شده و مدیریت شوند و ما باید بپذیریم که این زمان و هزینه زیادی در بر دارد. ما نمی توانیم به سادگی فقط شانس بد را سرزنش کنیم که چرا اتفاقات به صورت غیر منتظره در بدترین زمان ممکن رخ می دهد و هزینه زیادی را تحمیل می کند .مدیریت ریسک تشخیص می دهد که چه اتفاقی رخ خواهد داد و پاسخ برنامه ریزی شده ای را برای این سوال ارائه می دهد که به فاکتور های برنامه پروژه و بودجه تقسیم می شود. |
||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 23:37 توسط نسرین محبتی
|
|
||||||||||||||||||