|
|
|
|
|
مديريت كيفيت طي چند دهه (از نيمه قرن بيستم تا امروز) با ارائه تفكر بهبود برپايه حركت به سمت نقص صفر، دنياي كسب و كار را متحول كرده است. در دهه 50 مفاهيم و الگوهاي كنترل كيفيت در شركتها مطرح شد و در دهه 1960 كنترل كيفيت جامع ظهور كرد. در حدود دهههاي 70 تا 90 تحولات مهمي در كيفيت جامع رخ داد كه اين تحولات با نيازها و الزامات كسب و كار همراه بود. نام و ايده آغازين شش سيگما به بيل اسميت نسبت داده ميشود. وی با مشاهده افزايش نرخ خطا در نتيجه افزايش پيچيدگي محصولات و اضافه شدن بر تعداد قطعات آنها، با تلفيق مفاهيم قابليت اطمينان و تكنيكهاي مهندسي كيفيت، ايده آغازين شش سيگما را به باب گالوين، مدير عامل شركت عرضه كرد و او نيز نظر اسميت را پذيرفت. با پيوستن مايكل هري و جك جرمين (كه هر دو از مديران وقت موتورولا بودند) به بيل اسميت، ايده اوليه شش سيگما دربردارنده آموزش، تكنيكهاي SPC، ابزار پيشرفته تخصيص و طراحي آزمايشها (DOE) شكل گرفت. با افزوده شدن مفاهيمي چون پروژه گرايي و فرايندگرايي به اين مجموعه، برنامه شش سيگما در ژانويه 1987 به صورت رسمي توسط باب گالوين در موتورولا معرفي و رسيدن به سطح كيفيت شش سيگما به عنوان يك هدف راهبردي پنج ساله تعيين شد. دانشگاه موتورولا آكادمي شش سيگما را به رياست مايكل هري در سال 1988 تأسيس كرد و در همان سال شركت موتورولا موفق به دريافت جايزه ملي كيفيت مالكوم بالدريج شد. طي سالهاي اخير، پياده سازي شش سيگما در شركتهايي نظير جنرال الكتريك، آلايد سيگنال، آي بي ام، كداك و غيره با ايجاد تغييرات و اصلاحاتي در اين رويكرد همراه بوده است. در اين زمان ارتباط و وابستگي بين كيفيت بالاتر و هزينههاي توسعه پايينتر در توليد محصولات شناخته شد و مورد توجه قرار گرفت. هنگامي كه بيشتر شركتهاي امريكايي بر اين باور بودند كه كيفيت هزينه ايجاد ميكند، موتورولا اين واقعيت را به درستي درك كرد كه بهبود كيفيت هزينهها را كاهش ميدهد و تثبيت اين پارادايم ذهني، اساس به كارگيري متدولوژي شش سيگما را قوت بخشيد. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه نوزدهم مرداد 1386ساعت 17:57 توسط صنم آزادی امین
|
|
||