|
|
|
|
|
مديريت كيفيت با تفكرات انديشمنداني چون ادوارد دمينگ در دهه 50 قرن گذشته تحول و تكامل مفهوم مديريت كيفيت جامع همراه با نيازها و الزامات كسبوكار صورت گرفته و بر اين پايه بوده است كه مديريت كيفيت جامع، متدلوژی جامع بهبود مستمر سازماني است. در متدلوژی مديريت كيفيت، هسته فرایند بهبود مستمر در سازمان برپايه تفكر حذف اتلاف و خطا قرار داده شده است. مجموعه رويكردها و ابزارهاي شكل گرفته در مديريت كيفيت جامع عمدتاً در مسير اين محور كليدي يعني حذف خطا در سازمان عمل كردهاند. مجموعه رویکردها ، تاكيدات و توجهات مديريت كيفيت جامع در اوايل دهه 90 به صورت پيوسته و یکپارچه در مدل تعالي سازماني EFQM متجلي گرديد. اين الگوي جامع كه تعالي سازماني را برپايه مديريت كيفيت (QM)، طرحريزي كرده است نتيجه وحدت در الگوها و رويكردهاي مختلف متعدد قبل از خود (ازجمله الگوهاي ديگر تعالي سازماني و جوايز كيفيت) است. متدلوژی مديريت كيفيت جامع به همراه تكامل آن در قالب مدل تعالي سازماني (بدون آنكه به جزئيات آن بپردازيم) با تفكر خطاي صفر اگرچه طي دهه 60 تا 80 تاثيرات شگرفي را در سازمانها به جاي گذاشت اما در دهه 80 دچار تحولي ديگر گرديد. آنچه كمپاني موتورولا در دهه 80 به آن پرداخت را ميتوان يك نوع مهندسي مجدد در مديريت كيفيت جامع دانست كه نهايتاً به طرح متدولوژی 6 سيگما منجر گرديد. ضرورتي كه اين كمپاني را به سمت روش جديد كشانيد اين بود كه در فضاي پيچيده و بسيار رقابتي كسبوكار ديگر نميتوان صرفاً با تفكر خطاي صفر و برخي راهكارهاي عملياتي به موفقيت رسيد. قواعد جديد بازي حكم ميكند كه سازمان هدفگيري مشخص و دقيقي براي كاهش خطا با ابزارهايي داشته باشد كه طبق برنامه وساختار، حصول هدف را تضمين ميكنند و نتيجه اثربخشی اين رويكرد به صورت مستقيم و قابل اندازهگيري به ارتقا سطح سازمان در فضاي رقابتي بينجامد. لذا روش جديد، گزاره نويني از مديريت كيفيت است كه با تاكيد بر حصول نتايج ( قابل مشاهده در شاخصهاي كليدي عملكرد سازمان) به شكل بسيار اثربخشتر نسبت به رويكردهاي كلاسيك مديريت كيفيت جامع عمل ميكند. جنس 6 سيگما: 6 سيگما يك «متدولوژی» جامع بهبود اثربخش سازماني است كه در درون خود از ساختار، برنامه و ابزارهاي توانمند مديريت كيفيت برخوردار است. رويكرد 6 سيگما: رويكرد 6 سيگما كاهش مشخص كليه خطاهاي سازمان و رسيدن به سطح 6 سيگما در خطاست. منظور از كاهش خطا در سازمان كاهش خطا در «فرايندها» است. درواقع محور بررسي و تحليلها در 6 سيگما «فرايند» است و نه افراد. بنابه نگرش نوين ، مديريت كيفيت سازمان مجموعهاي از فرايندهايي است كه هدف آنها ايجاد «ارزش» براي مشتري است. تمركز سازمان براي كشاندن سطح خطاي كل به سطح6 سیگما با تمركز بر فرايندها آغاز ميگردد، لذا تدوين فرايندهاي اصلي از اهميت ويژه برخوردار است. هرگاه سازماني به سطح6 سیگما برسد به این معني است كه حدود 99966/99 درصد از فرصتها ی خطا ، به خطا تبدیل نشده اند . براي يك سازمان خطاي بيشتر به منزله هزينه بيشتر و كيفيت پايينتر و درنتيجه كاهش ميزان ارزش ايجاد شده براي مشتريان و به دنبال آن از دست دادن سطح رقابتپذيري و سهم بازار خواهدبود. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه نوزدهم مرداد 1386ساعت 22:6 توسط نسرین محبتی
|
|
||