|
|
|
|
|
"در آنسوي هر سياهچاله سپيد چشمه اي وجود دارد" او از هر گونه تحرك عاجز است. نه مي تواند بنشيند نه برخيزد. نه راه برود. حتي قادر نيست دست و پايش را تكان بدهد يا بدنش را خم و راست كند. از همه بدتر توانايي سخن گفتن را نيز ندازد. زيرا عضلات صوتي او كه عامل اصلي تشكيل و ابراز كلمات اند مثل 99 درصد بقيه عضلات حركتي بدنش در يك حالت فلج كامل قرار دارند. مشتي پوست و استخوان است روي يك صندلي چرخدار كه فقط قلبش و ريه هايش و دستگاه هاي حياتي بدنش كار مي كنند و بخصوص مغزش فعال است. يك مغز خارق العلده كه دمي از جستجو و پژوهش و رهگشايي بسوي معماها و نا شناخته ها باز نمي ماند. اين اعجوبه مفلوج استيفن هاوكينگ پرآوازه ترين دانشمند دهه آخر قرن بيستم است كه اكنون در دانشگاه معروف كمبريج همان كرسي استادي را در اختيار داردكه بيش از دو قرن پيش زماني به اسحق نيوتن كاشف قانون جاذبه تعلق داشت.همچنين وي را انيشتين دوم لقب داده اند زيرا مي كوشد تئوري معروف نسبيت را تكامل بخشد و از تلفيق آن با تئوري هاي كوانتومي فرمول واحد جديدي ارائه دهد كه توجيه كننده تمامي تحولات جهان هستي از ذرات ريز اتمي تا كهكشان هاي عظيم باشد. و اگه یه بیوگرافی کامل می خواید تولدش مبارک ! |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 23:24 توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)
|
|
||
|
|
|
|
|
به مناسبت درگذشت دکتر محمد حسین سلیمینمین؛ چند وقت پیش توی برنامه محترم "دوقدم مانده به صبح" شبکه چهار یه سری گفتگو ها با کارشناسان در مورد بحث نواوری انجام میشد . یکی از موضوعات این گفتگوها بحث نواوری نظام یافته بود . مهمان اون برنامه شخصی بود به نام مهندس سلیمی نمین . این برنامه رو به چند نفر دیگه از دوستان صنایع هم اطلاع دادم و دیدند . الان دو ماهی گذشته که دیشب یه زیرنویس دیدم در مورد درگذشت این شخصیت . بنیانگذار نواوری نظام یا فته و استاد صنایع دانشگاه امیرکبیر . مطلب زیر رو در همین مورد اوردم . یه چیزی راستی ! ایشون می دونید صحبتهاش رو توی اون جلسه درمورد نواوری با چه جمله ای شروع کرد ؟؟ " ان الله خلاق علیم " بخونید : دکتر محمد حسین سلیمی نمین ،بنیانگذار نوآوری نظامیافته(TRIZ) در ایران، رِیس مرکز رشد و «استاد تمام» دانشكده مهندسي صنايع دانشگاه صنعتی امیرکبیر، با کولهباری از خدمات ارزنده دانشگاهی، تدریس، مدیریت، تألیف، ترجمه، تحقیق و پژوهشهای فراوان، پس از تحمل چند سال بیماری سخت، سرانجام بامداد دوشنبه سوم دی ماه 1386 به سرای باقی شتافت. محمد حسین سلیمی نمین در سال 1323 در شهر تبریز چشم به جهان گشود. چهار سال ابتدای دوران کودکی را در سبزوار سپری نمود و دوران جوانی را در مشهد گذراند و در جلسات مذهبی از جمله جلسات کانون نشر حقایق استاد محمد تقی شریعتی مزینانی، مروری دوباره و عارفانه بر آموزههای دینی را آغاز کرد و همچنین در زمان دانشجویی، حضوری فعال در انجمن اسلامی دانشگاه فردوسی مشهد داشت. سلیمی نمین در دهه 50 ضمن فعالیتهای سیاسی، مذهبی، دانشجویی، تصمیم به ادامه تحصیل و تکمیل آموزههای علمی خویش گرفت؛ بار سفر بست و در دانشگاه برادفورد انگلیس تحصیل دوره کارشناسی ارشد را آغاز کرد. و توانست در مقطع دكترا در رشته مهندسي صنايع در سال 1361 از دانشگاه برادفورد انگلستان اخذ كرد. وي تا آخرين لحظه هاي حيات پربار خويش در راه اعتلاي واحدهاي تحقيقاتي و فناوري دانشگاه تلاش كرد. زوحش شاد و یادش گرامی باد ! |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 2:30 توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)
|
|
||
|
|
|
|
|
ار همشهری جوان مادر بزرگ های برنامه نویس الکس کوچولو ، داستان عجیب مادربزرگ را شنیده بود . یک روز دیگر طاقت نیاورد و سر کلاس تعریف کرد که مادر بزرگش یکی از اولین رایانه کارهای دنیا بوده و در زمان جنگ جهانی دوم ، برنامه هایی نوشته که از آنها برای محسابه مسیر پرتاب توپ ها استفاده می کردند . ادعاهای الکس انقدر برای معلمان باور نکردنی بود که والدین بچه را به مدرسه احضار کردند اما با کمال تعجب دید که آنها هم تقریبا همان حرف ها را می زنند . پدرومادر برای معلمان توضیح دادند که مادر پیر انها به همراه 5 زن دیگر واقعا متصدی یکی از اولین رایانه های دنیا بودند . تا چند سال پیش ، اگر از برنامه نویس ها می پرسیدید اولین برنامه نویس دنیا چه کسی بوده ، اغلب انها جواب درست را نمی دانستند ؛ چرا که مورخان علم برای سالها 6 زنی را که اولین رایانه - به مفهوم امروزی -را برنامه ریزی کردند به کل فراموش کرده اند . 6 تفنگدار در سال 1945 ، جین بارتیک که قبلا می خواست روزنامه نگار بشود ، با مدرک لیسانس ریاضی از یک دانشگاه تربیت معلم در ایالت میسوری فارغ التحصیل شد اما دخترک پرانرژی داستان ، اصلا درس دادن را دوست نداشت . برای همین وقتی آگهی دانشگاه پنسیلوانیا برای استخدام محاسبه گر را خواند، معطل نکرد و درخواستش را فرستاد . دانشگاه در حال انجام یک پروژه محاسباتی برای ارتش آمریکا بود . بارتیک در ابتدا همراه با حدود 70 دختر دیگر با ماشین حساب هاب اولیه ، به صورت دستی جدول پرتاب توپخانه را محاسبه می کردند . بعد از چندماه یدون اینکه بداند دقیقا ماجرا چیست ، برای حضور در پروژه انیاک داوطلب شد . دانشگاه به 5 نفر برای برنامه ریزی ماشین جدید نیاز داشت . بالاخره ، بارتیک انتخاب شد و دوره اموزش انیاک را در اوایل تابستان 1945 شروع کردند ، انها در ابتدا نحوه ارتباط با دستگاه را از طریق کارت های پانچ یاد گرفتند و بعد به انها دیاگرام هایی داده شده بود که کلیات برنامه ریزی انیاک را نشان می داد . برخلاف تصور ما اولین برنامه نویس ها برای برنامه دادن به رایانه چیزی نمی نوشتند ، برنامه ریزی انیاک عبارت بود از تنظیم چند صد سوئیچ و اتصال که هرکدام عملیات مختلفی را انجام می دادند . بعد از چند وقت ، این گروه که بعدا شش نفره شد به شدت به دستگاه مسلط شدند و حتی بهتر از سازندگان اولیه عیب های انرا پیدا می کردند . مادر بزرگ انلاین بعد از چند سال شش تفنگدار متفرق شدند اما بارتیک به کارش به عنوان برنامه نویس ادامه داد و برنامه ریزی دو رایانه مهم بعدی – باینک و یونیوک – را نیز انجام داد . جین بارتیک در سال 1957 کار پردرامدش را به عنوان برنامه نویس رها کرد تا به شوهرش و بچه هایش برسد . وقتی بعد از 16 سال بارتیک خواست دوباره به کار در عالم رایانه بازگردد همه چیز عوض شده بود . بارتیک هنوز زنده است و به عنوان یکی از اولین برنامه نویس های دنیا شاید بهتر از هرکس دیگری می تواند شگفت انگیزی فناوری اطلاعات و رایانه های امروزی را درک کند . او الان 83 سال دارد و سرحال و سرزنده مشتری پروپاقرص اینترنت است . "من این بخت را داشتم که در یک زمان مناسب در یک جای مناسب قرار گیرم " .جمله ای که جین بارتیک زیاد تکرار می کند . امروزه در قرن بیست و یکم محیط های علمی هنوز بیشتر مذکر هستند و به حضور زن ها ، حساس ؛ حتی در امریکا ، بسیاری از شرکت های فناوری پیشرفته ، کارکنان مرد را بیشتر ترجیح می دهند . |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 12:44 توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)
|
|
||
|
|
|
|
|
دیروز 8 دسامبر تولد این شخص بود : الی ویتنی ؛ شخصی که با ایده قطعات تعویض پذیر ، کار هنری فورد را برای آغاز تولید انبوه آسان نمود . این ایده انقدر مهم است که گاها ریشه اصلی تولید انبوه را همین مفهوم و کاربرد ان می دانند و نه آغاز خط مونتاژ متحرک فورد ؛ جالبه که هفته پیش نیز آغاز تولید انبوه در شرکت فورد بود !
Whitney was born in Westborough, Massachusetts, on December 8, 1765, the eldest child of Eli Whitney, a prosperous farmer, and Elizabeth Fay of Westborough. Very early in life he demonstrated his mechanical genius and entrepreneurial acumen, operating a profitable nail manufacturing operation in his father's workshop during the American Revolution. Because his step-mother opposed his wish to attend college, Whitney worked as a farm laborer and schoolteacher to save money. He prepared for Yale under the tutelage of Rev. Elizur Goodrich of Durham, Connecticut and entered the Class of 1792.[1] Career inventions Cotton gin
Interchangeable partsThough Whitney is popularly credited with the invention of a musket that could be manufactured with interchangeable parts, the idea predated him and he never succeeded at it. The idea is credited to Jean Baptiste Vaquette de Gribeauval, a French artillerist, and credits for finally perfecting the "armory system," or American system of manufacturing, is given to Captain John H. Hall. In From the American System to Mass Production, historian David Hounshell described how de Gribeauval's idea propagated from France to the colonies via two routes: from Honoré Blanc through his friend Thomas Jefferson, and via Major Louis de Tousard, another French artillerist who was instrumental in establishing West Point, teaching the young officer corps of the Continental Army, and in establishing the armories at Springfield and Harper's Ferry. Later life and legacyDespite his humble origins, Whitney was keenly aware of the value of social and political connections. In building his arms business, he took full advantage of the access that his status as a Yale alumnus gave him to other well-placed graduates, like Secretary of War Oliver Wolcott (Class of 1778) and New Haven developer and political leader James Hillhouse. His 1817 marriage to Henrietta Edwards, granddaughter of the famed evangelist, Jonathan Edwards, daughter of Pierpont Edwards, head of the Democratic Party in Connecticut, and first cousin of Yale's president, Timothy Dwight, the state's leading Federalist, further tied him to Connecticut's ruling elite. In a business dependent on government contracts, such connections were essential to success. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 10:21 توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)
|
|
||
|
|
|
|
|
تولد یه آقایی که بنیانگذار صنایع استیل کارنگی بوده که بعدان تغییر نام داده به استیل آمریکا . مقاله طولانی و کاملیه ، بد نیست یه نگاهی بندازید Andrew Carnegie (last name pronounced IPA: /kɑrˈnɛgi, ˈkɑrnəgi/)[1] (November 25 1835 – August 11 1919) was a Scottish industrialist, businessman, a major philanthropist, and the founder of Pittsburgh's Carnegie Steel Company which later became U.S. Steel.
Carnegie, right, with James Bryce, 1st Viscount Bryce
ادامه داره ! ادامه مطلب ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت 20:58 توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)
|
|
||
|
|
|
|
|
اینهم تولید یه ریاضیدان که در زمینه سیستم های کنترل صاحب نظره ! راستش نمیشناختم ولی گفتم بذارم شاید کسی علاقه داشت ! Norbert Wiener (November 26, 1894, Columbia, Missouri – March 18, 1964, Stockholm Sweden) was an American theoretical and applied mathematician. He was a pioneer in the study of stochastic and noise processes, contributing work relevant to electronic engineering, electronic communication, and control systems. Wiener is also the founder of cybernetics, a field that formalizes the notion of feedback and has implications for engineering, systems control, computer science, biology, philosophy, and the organization of society. بقیه داره ! ادامه مطلب ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت 20:46 توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)
|
|
||
|
|
|
|
|
امروز روز تولد هونداست ، سوییشیرو هوندا :
Soichiro Honda (本田 宗一郎, Honda Sōichirō, November 17, 1906 – August 5, 1991) was a Japanese engineer and industrialist, and founder of Honda Motor Co., Ltd.. Soichiro was born in Hamamatsu, Shizuoka, Japan. بقیه در ادامه مطلب ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 10:28 توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)
|
|
||
|
|
|
|
|
یک سری نکات جالب دیدم که اگه دوست دارین مدیر پایدار و موفقی بشین براتون لازمه.
وقتي مسئوليت بپذيريد آيا به نيازهاي ديگران احترام مي گذاريد يا خير؟ آيا مثل سابق كه از مديريت ديگران اشكال مي گرفتيد اكنون اشكالات خود را مي بينيد يا خير؟ وآيا به اشكالاتي كه از طرف ديگران بيان مي شود و يا انتقاداتي كه از شما مي شود با روحيه كنوني شما سازگار است ؟ تاچه حد نظرات ديگران را در تصميم گيريهاي خود ارجح مي دانيد و اگر به اين موارد بي اعتنا شده ايد به هوش باشيد كه داريد مدير يك بار مصرف مي شويد. با این امید که یک روز هممون مدیران موفقی بشیم |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت 1:12 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
به مناسبت درگذشت ادام اسمیت (17 جولای 1790) از همشهری این روزها دیگر هربچه اول دبستانی هم می داند که یه نفر نمی تواند همه کارها رو به تنهایی انجام بده اما اون موقع ها همه فکر می کردند داشتن زمین مهم ترین چیز برای ثروتمند ترشدن است ، یک نفر به نام ادام اسمیت – که بعدها شد پدر اقتصاد – اومد و گفت از زمین مهم تر ، تقسیم کار است و برای اینکه مسئله رو خوب برا همه جا بندازه ، توی کتابش به اسم "ثروت ملل" توضیح داد که یک کارگر ، فقط می تواند یک سنجاق در یک روز تولید کند اما اگر ده تا کارگر ، 18 مرحله ای رو که برای ساخت سنجاق مورد نیاز است با هم تقسیم کنند ، روزی 48000 سنجاق می سازند . این عدد 48000 ، خیلی تاثیر گذار بود وهمه رو به این فکر انداخت که کارهایشان را تخصصی کنند و هر قسمتشو بدن به یکی . اقای اسمیت ، اصطلاح "سیاست اقتصاد ازاد"رو هم که خوش اختراع کرده بود در ثروت ملل توضیح داد . منظورش این بود که اتحادیه و دولت ها نبایند در اقتصاد هیچ دخالتی داشته باشند و هر کسی باید بتواند هرکاری دلش خواست انجام بدهد و هر چیزی را به هر قیمتی که دوست دارد بفروشد .او می گفت در این صورت نیروهای عرضه و تقاضا یا دست ها ی نامرئی خودشان بازار را به تعادل می رسانند و وقتی هرکی فقط به دنبال بیشترین سود برای خودش باشه ، سود بیشتری هم به کل اجتماع می رسد . در مجموع ادام اسمیت با ثروت ملل خود باعث شد جامعه اروپا کم کم از فئودالیسم به طرف صنعتی شدن نصف و نیمه ای حرکت کند . بعد از مرگ اقای اسمیت معلوم شد خودش هم یکی از ان دست های نامرئی بوده است و قسمت زیادی از درامدش رو وقف امور خیریه می کرده ، انگار اقای اقتصاد به جز "حداکثر سود" به چیزایی دیگه ای هم فکر می کرده است . روحش شاد و یادش گرامی باد یه دوتا لینک هم هست در این مورد اولی موسسه ادام اسمیته که فکر کنم جالب باشه و دومی هم یه خلاصه ای از ثروت ملل http://www.adamsmith.org/index.php/main/individual/adam_smith_statue/ http://www.btinternet.com/~glynhughes/squashed/smith.htm |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 10:22 توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)
|
|
||
|
|
|
|
|
موریتا حرفای قشنگ زیاد داره، اگه شد بازم در اینده براتون می نویسم تو کتابش در مورد پول یه حرف جالبی زده بود که یه خورده گشتم ولی پیداش نکردم به هر حال مفهومش این بود: پول به تنهایی نمی تونه به ادم اموزش و فرهنگ بده مگه اینکه خودش بشینه و مطالعه و تحقیق کنه، اما فقط یه نوع اموزش می تونه بده و اون اموزش از طریق مسافرت. راستی اگه پولدار می شدین چیکار می کردین؟
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 17:48 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
موریتا و ایبوکا (دو بنیانگذار سونی) کارشونو با یه بیانیه فلسفی و دید اینده نگری اغاز کردند که در اون بینیه نوشته بودند: "اگر امکان داشت که شرایطی را ایجاد کنیم که افراد بتوانند با روحیه کار گروهی شرکت متحد شوند و استعدادهای تکنولوژیک خود را در سطح مطلوب تجربه کنند، انگاه چنین سازمانی می تواند خوشحالی بی حدوحصر و منابع فراوانی را به ارمغان بیاورد" |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 17:47 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
در ادامه صحبت مهدی از بحث هایی راجع به ژاپن، سونی، اکیو موریتا،واکمن و ترانزیستورو ... تصمیم گرفتم مطالبی راجع به اینا که تو کتاب اکیو موریتا (MADE IN JAPAN) اومده بنویسم. اکیو موریتا یکی از دو بنیانگذار شرکت سونی کسی که افکاری بزرگ و جهانی داشت و نه فقط یه مدیر خوب بود بلکه در مسائل علمی به خصوص الکترونیک مهارت زیادی داشت و همواره به مدرن کردن و ابتکار به خرج دادن اعتقاد زیادی داشت. موریتا در سال 1953 در اولین سفر خودش به امریکا متوجه شد -توکیو تسوشین کوگویو کابوشی کی کایشا (شرکت مهندسی مخابرات توکیو)-که اسم اولیه و کامل شرکتشون بود نام خوبی برای گذاشتن روی محصولات نبود، حتی در ژاپن گاهی از مخفف ان "توتسوکو" استفاده میکردند و زمانی که در ایالات متحده بود دید حیچ کس حتی نمیتونه این جور نام ها رو تلفظ کنه و همینطور ترجمه انگلیسیشم بیریخت بود، به همین دلیل به فکر ابتکاری در نام شرکت افتاد که سرانجام در ژانویه 1958 نام شرکتشو به شرکت سهامی سونی تغییر داد. (که البته جریان پیدایش کلمه سونی هم برای خودش جریان داره که ...) کوچک سازی و متراکم کردن چیزها همیشه نضر ژاپنی ها رو به خودشون جلب کرده، جعبه هاشون میتونه جمع بشه، بادبزناشون تا میشه،هنرشون به شکل طومار پیچیده میشه و.... شرکت کوچک موریتا ساختن یک رادیو که در داخل جیب پیراهن جا بشه رو هدف خودشون ساختن، رادیویی کوچک که در" جیب پیراهن جای بگیره" و نه فقط رادیویه قابل حمل(پرتابل) ، حتی پیش از جنگ جهانی دوم،RCA یک رادیوی متوسط قابل حمل ساخت که از لامپ های کوچک (بادامی) شکل استفاده کرده بود اما از باطری های گرانقیمتی استفاده شده بود که فقط 4ساعت کار می کرد و نصف حجمشم گرفته بود، اونا این احتمال و می دادن که رادیوی ترانزیستوری توانایی حل مساله نیروی برق و اندازه رو داشته باشه و سر انجام بعد از مدتی با انجام ازمایش های مختلف و تغییرات زیا روی ترانزیستور تونستند رادیوی ترانزیستوری خودشونو در سال 1955 تولید کنند و نخستین رادیو کوچک "جیبی" رو در سال 1957 به بازار بفرستند. اون رادیو کوچکترین رادیوی دنیا بود اما کمی بزرگتر از جیب معمولی پیراهن مردانه بود که همین مساله براشون مشکل ایجاد کرده بود، اگر چه وقتی اونا صحبت از "رادوی جیبی" می کردند نمی گفتند کدوم جیب اما دوست داشتند که فروشندگان این رادیو ها بتونند نشون بدن که چقدر ساده مسشه اونو تو جیب پیراهن جای داد. که یکی از نمونه های خوب تبلیغات و میشه ازین ترفند شرکت سونی یاد گرفت، اونا به یه راه حل ساده رسیدند و سفارش دوختن مقداری پیراهن خاص با جیب های بزرگتر از معمول رو دادند به اندازهای که رادیوهاشون به اسونی توش جا بگیره و بعد اونارو بین فروشنده ها پخش کردند. یکی دیگه از کارای جالب دیگشون این بود که یه سری جوون بیکارو استخدام کردند تا روزهای یکشنبه در توکیو جینزا(بهشت پیاده روان) برند و در حالی که به واکمن گوش می دن اونجا پیاده روی کنند تا به دیگران نشون بدن و نگاه همه رو به خودشون جلب کنند. (داستانش زیاده ولی یه جوزایی اسم واکمنم از همین جا در اومده) |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 17:41 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
دوستان مثل این که دعاهاتون مستجاب شده این بنده خدا هم مرد یه نمره ارزششو نداشت باورکنین جان باكوس كه در دهه 1950 ميلادي با ابداع زبان برنامهنويسي فورترن چگونگي تعامل انسانها را با كامپيوترها تغيير داد، در سن 82 سالگي درگذشت. پيش از ابداع زبان فورترن، كارشناسان مجبور بودند با صرف دقت زياد به كامپيوترها "كد دستي" بدهند - به اين معنا كه رشتههايي خام از اعداد كه اعمالي را درون ماشين به راه ميانداخت برنامهنويسي كنند. فورترن يك زبان برنامهنويسي "سطح بالا" محسوب ميشد چرا كه اين كار را به صورت انتزاعي در ميآورد، يعني به برنامهنويسان امكان ميداد دستورات را با نظامي حسيتر وارد ماشين كنند تا بعد كامپيوتر خودش آنها را به كدهاي ماشيني ترجمه كند. اين ابداع راهگشا باعث شد در سال 1997 "انجمن ماشينهاي محاسباتي" جايزه تورينگ- يكي از معتبرترين جوايز صنعت كامپيوتر- را به او اهدا كند. باكوس در مصاحبهاي در سال 1979با مجله Think – نشريه كاركنان آيبيام- گفت:" بيشتر كار من از تنبلبودن نشات گرفته است. من علاقهاي به برنامهنويسي نداشتم، بنابراين هنگامي كه داشتم بر روي كامپيوتر ابتدايي IBM 701 كار ميكردم و برنامههايي را براي محاسبه خط سير موشكها مينوشت، شروع به كار بر رو ي يك سيستم برنامهنويسي كردم كه نوشتن برنامهها را سادهتر ميكرد." جان وارنر باكوس در سال 1942 در شهر ويلمينگتون ايالت دلاوير به دنيا آمد. پس از چند بار تغيير رشته در دوران دانشگاه بالاخره علاقهاش را در رياضيات يافت و از دانشگاه كلمبيا فوقليسانس گرفت. او بعدها به شركت آيبيام پيوست. او كه در دهه 1950 ميلادي بر روي كامپيوترهاي حجيم اوليه كار ميكرد از دادن كد دستي به آنها خسته شده بود. بنابراين گروهي از كارشناسان را گرد اورد تا نظامي سادهتر را بوجود آورند. نتيجه كار اين گروه زبان فورترن (Fortran= Formula Translation) كه شمار جملات برنامهنويسي را لازم براي به كارانداختن ماشين را با ضريب 20 كاهش داد. فورترن نشان داد كه ماشينهاي محاسباتي را ميتوان به طور موثري بدون دادن كد دستي به راه انداخت. به دنبال اين تحول طيف وسيعي از زبانهاي برنامهنويسي و رويكردهاي نرمافزاري براي كامپيوترها ظهور كرد. خود فورترن نيز در طول سالها دچار تحول شد و هنوز نيز مورد استفاده است.
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 10:38 توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام
کنار مقاله جالب فرزاد در مورد ماتسوشیتا به لطف اینترنت ژر سرعت یه سری عکس از این بنده خدا ماتسوشیتا پیدا کردم که می ذارم اینجا ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 11:4 توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)
|
|
||
|
|
|
|
|
رمز موفقيت ماتسوشيتا، مؤسس شركت پاناسونيك چكيده اين مقاله به اختصار به ماتسوشيتا و رمز موفقيت او ميپردازد. ويژگي مديريتي ماتسوشيتا، اصول اعتقادي ماتسوشيتا و ديدگاه فلسفي ماتسوشيتا از جمله بخشهاي اين مقاله است. منبع : كاتر، جان. 1381. رهبري كارآفرين: ماتسوشيتا درخشانترين كارآفرين سده بيستم. ترجمه محمدعلي طوسي. تهران: مركز آموزش مديريت دولتي.
مقدمه با بررسي جامعهشناسانه ژاپن سده گذشته، عواملي همچون رشد سريع مدرنيزاسيون در جوامع غربي و سرايت آن به جوامع سنتي، عدم وجود منابع زيرزميني و محدوديتهاي منابع روزميني، تغيير و تحولات سياسي در عرصههاي بين المللي، ازدياد جمعيت و ويژگيهاي فردي ژاپنيها (سخت كوشي و تلاش) در سايه فرهنگ ژاپني، را ميتوان از دلايل اصلي رشد سريع و شكوفايي اقتصادي و پيشرفت تكنولوژي اين كشور قلمداد كرد. به طور كلي اگر بپذيريم محور توسعه، توسعه انساني است در زمان كنوني مردم ژاپن با جمعيتي برابر 2٪ جمعيت كل جهان، دو سوم از مرغوبترين كالاهاي دنيا را به مصرف مي رسانند، از انصاف به دور است كه نقش كارآفرينان و انسانهايي كه تنها با اتكا به قابليتهاي خويش، تأثير بسزايي در رشد و شكوفايي اين كشور داشتند را فراموش كنيم. انسانهايي همچون هوندا، اكيوموريتا (رئيس شركت سوني)، كونوسوكي ماتسوشيتا. ولي دراين بين، جايگاه ماتسوشيتا از جهاتي از ديگران متمايز است. ميراث ماتسوشيتا بسيار گران است. پس از جنگ جهاني دوم، او يكي از چهرههاي اصلي در هدايت معجزه اقتصادي ژاپن بود. شركتي برپاكرد و ميلياردها نفر را صاحب لوازم خانگي و لوازم برقي مصرفي با نام پاناسونيك و نشانههاي ديگر كرد. پيش از مرگش، كمتر سازماني روي كره خاكي مشترياني بيشتر از او داشت، هنگامي كه درسال 1989 درگذشت، در مراسم خاكسپاري او بيش از هزار تن گرد آمدند. در تلگرام تسليت رئيس جمهوري ايالات متحده آمريكا به خانواده وي از او به عنوان «الهام بخش براي مردم سراسر جهان» نام برده است. زندگي ماتسوشيتا پر از فراز و نشيب بود. كثرت اين فراز و نشيبهاست كه او را از ديگران متمايز ميكند. فرازها و كاميابيهايي كه تنها يكي از آنها كافي است تا هر انسان معمولي را دچار غرور كند و موانع رشد و پيشرفت او گردد. نشيبها و شكستهايي كه تنها يكي از آنها در تمام زندگي ميتواند انسان را از حركت باز دارد. نه لذت كاميابيها و نه مشقت شكستها هيچكدام نتوانست ماتسوشيتا را از آنچه كه در ذهن خود پرورانده بود، باز دارد، اين است رمز موفقيت اين مرد بزرگ. رمز موفقيت ماتسوشيتا ماتسوشيتا علت موفقيت خود را چنين توصيف ميكند: «كليد كاميابي در پديد آوردن محصول، داشتن درجه دكترا، يا داشتن بودجه كلان در واحد پژوهش و گسترش نبود. بلكه در تلاش، زحمت كشيدن و عرق ريختن كاركنان شركت بود». وي رويكردي جديد و متفاوت از زمان خود به كاركنان خود داشت. از نظر وي، سرمايههاي يك سازمان، كاركنان آن هستند. توجه به «خرد گروهي»، «نظام بخشي»، «تعيين مأموريت سازمان»، از شيوههاي مديريتي وي به شمار ميآيند؛ شيوههايي كه پس از گذشت چندين دهه از پيادهسازي آنها توسط ماتسوشيتا، در سازمانهاي كنوني مطرح ميگردند. با توجه به نحوه زندگي و عملكرد ماتسوشيتا، وي علاوه بر خصوصياتي همچون خلاقيت، خطر پذيري، تلاش، فروتني كه ويژگي مشترك كارآفرينان ديگر نيز ميباشد، داراي ويژگي فوقالعادهاي بود كه ميتوان آن را رمز موفقيت وي ناميد و آن هم «ظرفيت بالا براي برانگيختن ديگران است». ويژگي مديريتي ماتسوشيتا 1. توجه به خرد گروهي 2. پياده سازي نظام بخشي در سازمان 3. كاهش هزينه 4. توليد فراوردههايي كه بهتر از فراوردههاي موجود در بازار است، بطوري كه به قيمت كمتر از نرخ بازار به فروش برسند. 5. ساعت كار متمادي 6. صرفه جويي در همه موارد 7. سازمان بايد از راههاي ابتكاري كه از راه عدالت و انصاف هم دور نگردد تأمين مالي شود. 8. با كاركنان طوري رفتار گردد كه گويي اعضاء خانواده هستند 9. سرعت در كار 10. توجه به تبليغات 11. انديشيدن در قالب گسترده بازرگاني و نه در قالب وظيفه باريك خويش اصول اعتقادي ماتسوشيتا 1. خدمت به مردم: فراهم آوردن فراوردهها و خدمات با كيفيت بالا به قيمت عادلانه و معقول تا از اين راه به راحتي زندگي و شادماني مردم در سراسر جهان ياري داده شود. 2. انصاف و امانت: منصف بودن در همه داد و ستدهاي بازرگاني و رفتار شخصي و همواره به داوريهاي آزاد پرداختن و رها شدن از پيش پندارها. 3. كار گروهي براي غايت همگاني: گردآوري تواناييها و قدرت اراده براي انجام دادن هدفهاي مشترك در فضاي اعتماد متقابل و رعايت كامل آزادي و استقلال فردي. 4. كوشش خستگي ناپذير براي بهتر كاركردن. 5. احترام و فروتني: احترام به حقوق ديگران، حفظ نظم اجتماعي. 6. همسازي با قوانين طبيعي: پيروي از قوانين طبيعي و سازگار ساختن انديشه و عمل با اوضاع در حال تحول و دگرگوني، تا از اين راه در همه كوششها، پيشرفت و كاميابي تدريجي ولي پيوسته باشد. 7. حقشناسي در برابر نعمتها. ديدگاه فلسفي ماتسوشيتا 1. انسان به طور ذاتي موجودي خوب و مسئول است. 2. نژاد انسان براي رشد و پيشرفت، چه مادي و چه معنوي، ظرفيت بالايي از خود نشان داده است. 3. انسان قدرت گزينش دارد. 4. ما داراي ظرفيت بكار بردن منابع مادي و فكري براي رويارويي با دشواريهاي زندگي در جهان هستيم. حل موضوعات دشوار، بيش از هر چيز به ذهن و شوق يادگيري نياز داريم. لطفا پس از مطالعه حتما نظر بدهید! ممنون |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 22:1 توسط
|
|
||