تبليغاتX
راهکار مهندسی صنایع
مهندسان صنایع دانشگاه تبریز
پایگاه اطلاع ‌رسانی منابع انسانی ایران: "دکترسيدمحمد جهرمي"  ۴مهر  در نخستين گردهمايي سراسري تشکل هاي اقتصادي که با هدف بررسي موانع توليد و سرمايه گذاري تشکيل شد، افزود: هرچه بدنه يک دولت، يک ساختار و يک اداره بزرگتر باشد به معناي آن است که کار بيشتري براي خود مي تراشد.
وي گفت: بعضي از سازمان ها آنقدر فربه شده اند که اداره خودشان به "هدف" تبديل شده و فلسفه وجودي خود را از دست داده اند و تا اين موانع برطرف نشود، موانع توليد برطرف نخواهد شد.
وزير کار و امور اجتماعي خواستار مشخص شدن مدل واگذاري ها شد و خاطر نشان کرد: اگر مدل واگذاري ها مشخص نشود، انحرافات مانند دولت هاي گذشته ادامه مي يابد.
وي افزود: در دولت هاي گذشته هم واگذاري انجام شد، اما با واگذاري 10 کارخانه، 100 شرکت اضافه شد. شرکت هاي مستقيم و غيرمستيم که امروز نقشي کليدي در بازار بورس بازي مي کنند.
جهرمي گفت: ما عدالت را بايد از طريق توليد ثروت دنبال کنيم و رويکرد ما در بنگاه هاي زودبازده نيز پرداخت وام به افراد نيست، بلکه پرداخت وام به کارآفرينان است، کارآفريناني که بازار بهتر و طرح توسعه يا نيمه تمام دارند.
وزير کار و امور اجتماعي تصريح کرد: در بخش اقتصاد هنوز درگير استراتژي توسعه اقتصادي هستيم و در چهار برنامه گذشته مشخص نيست که استراتژي اقتصادي ما جايگزين واردات است يا توسعه صادرات؟
وي گفت: اگر استراتژي توسعه اقتصادي ما براساس توسعه صادرات است، برداشتن موانع توسعه صادرات در قوانين و تامين منابع مشاهده نمي شود. اگر بخواهيم رقابت پذيري را مدنظر قرار دهيم و موضوع بهره وري بنگاهها را حل کنيم، بايد رويکرد توسعه صادرات داشته باشيم.
جهرمي گفت: ما بايد از الان شروع کنيم و پروانه هاي بهره برداري را بر مبناي توسعه صادرات بدهيم و موافقت با طرح ها بايد با همين رويکرد صورت گيرد. بايد روي مزيت هايمان در توليد تکيه و از اين مزيتها در بازار منطقه و بين الملل استفاده کنيم. اگر توليدکنندگان بازار پيدا نکنند، هزينه توليد را نمي توانند جبران کنند.
وزير کار و امور اجتماعي افزود: راهکار نجات توليد، پيدا کردن بازار است. مولفه هاي سرمايه گذاري، مديريت و منابع، زماني بهترين توليد را خواهند داشت که بازار داشته باشد و آموزش ها بر اساس بازار انجام شود.
وي گفت: وقتي استراتژي توسعه اقتصادي تنظيم شد، استراتژي توسعه صنعتي نيز بر همان مبنا بايد تدوين شود. ما در همه چيز نمي توانيم سرمايه گذاري کنيم. شايد به اين نتيجه برسيم
که نياز هم نيست همه چيز را در داخل توليد کنيم و نياز باشد که تراز بازرگاني داشته باشيم.
جهرمي در بخش پاياني سخنانش اظهار داشت: سياست جديد پولي کشور ابلاغ شده است لذا اين جهت گيري را اعضاي هيات مديره و مشاوران بخش غيردولتي در بررسي طرح ها و توجيه اقتصادي آنها به نحوي نظارت کنند که اين منابع به توليد پيش بيني شده دست يابند.
وزير کار گفت: ساختار بانک نيز با بيماري هايي مواجه است بنابر اين دولتمردان، ‌سيستم بانکي و توليدکنندگان بايد ساز و کارهايي پيدا کنند که منابع مالي با نظارت در اختيار توليد-کنندگان قرار گيرد.
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 16:35  توسط عبدالله منفرد  | 

ماجراهاي اختراعات آلمانی‌ها از MP3 و فاکس تا ...

 

آلمانی‌ها قهرمانان ابداع در اروپا هستند، از جمله رمزبندی صوتی MP3 و فاکس را به وجود آوردند، اما اغلب شرکت‌های خارجی از اختراعات آنها سود برده‌اند.

چه کسی به یاد می‌آورد که آزمایشگاهی پژوهشی در شهر ارلانگن در جنوب آلمان حق امتیاز MP3 را در اختیار دارد، همان فرمت مشهوری که برای شرکت‌های اپل و مایکروسافت ثروت فراوان به بار آورد.

به گزارش خبرگزاری فرانسه ماتیاس راس، مدیر بازاریابی موسسه فرانهوفر می‌گوید: "این ایده را استادی در ارلانگن در پایان دهه 1970 ارائه کرد."

برنارد گریل، یکی از شش نفری که که فرمت MP3 را اختراع کردند، در این باره می‌‌گوید: "رقابت بسیار شدیدی بود، 15 نفر برای ثبت بین‌المللی درخواست داده بودند."

نهایتا آلمان برنده این مسابقه شد، اما گریل می‌گوید: "در پنج سال اول استقبال چندانی از  MP3 به عمل نیامد، به ما می‌گفتند این فرمت بیش از حد پیچیده است."

"اولین مشتریان شرکت‌های کوچکی بودند که می‌خواستند ایستگاه‌های رادیویی را به هم پیوند دهند، برای مثال در بازی‌های المپیک 1992 در آلبرت‌ویل."

 تنها هنگامی کامپیوترها قدرتمندتر شدند و اینترنت توسعه پیدا کرد، MP3 واقعا طرفدار پیدا کرد.

این حق امتیاز اکنون میلیون‌ها یورو نصیب موسسه فرانهوفر می‌کند. اما راس می‌گوید هیچ گروه صنعتی عمده‌ای در المان از این ابداع سود نبرده است.

موتور هیبرید (موتور دارای منابع دوگانه انرژی) ر ابتدای دهه 1970 در آلمان ساخته شد، مدت‌ها پیش از آنکه شرکت ژاپنی تویوتا با قرار دادن در ماشین پریوس (Prius) محصولی پرفروش از آن بسازد.

فاکس نیز سرنوشت مشابهی داشت که در دهه 1950 کسی در مورد مفید بودن آن قانع نشد، یا تکنولوژی LCD برای تلویزیون‌های با صفحه تخت که حق امتیاز آن منافع زیادی برای شرکت شیمیایی مرک به بارآورد، ولی عمدتا تولیدکنندگان آسیایی آن را به کار بردند.
شرکت ارنست و یانگ، یک  گروه مشاوره تجاری در یک بررسی که نتایج آن در این ماه در آلمان منتشر شد، می گوید: "ما اختراعاتی داریم، اما فاقد سرمایه‌‌گذار هستیم."

آلمان بیشترین میزان حق امتیاز را در جهان در اختیار دارد، و ژاپن و آمریکا در رده‌های بعدی قرار می‌گیرند.

اولیور کاپل که کتابی در مورد ابداعات آلمانی‌ها نوشته است، در این باره می‌گوید: "MP3 اختراع بزرگی بود،اما با ساختار صنعتی آلمان تطبیق نداشت" که دیگر در ساخت ابزارهای الکترونیکی مصرفی فعال نیست.

ارنست و یانگ می‌گوید: "آلمان را کشوری ابداع‌گر باید به حساب آورد، اما بیشتر به ابزارهای ماشینی و اتومبیل توجه دارد تا تکنولوژی‌های جدید"

بر اساس آمار موسسه اقتصادی IW  مستقر در کلن درآمد بالقوه پتنت‌های پنهان موجود در  آلمان حدود 8 میلیارد دلار است. علت این امر هر چه که باشد، یک هشدار یکسان را مطرح می‌کند.

کاپل می‌گوید: "ما در گذشته‌ها فکر می‌کردیم افزایش جمعیت یا تقویت بخش صنعتی شغل ایجاد می‌کند."

"اما در چند سال گذشته، ابداع است که به عامل اصلی رشد بدل شده است."

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 20:45  توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)  | 

ارتش‌ روبوتيك

درباره آثار سياسي و انساني ۲ جنگ عراق و افغانستان به‌صورت گسترده‌اي بحث و گزارش ارائه شده است اما وراي اهميت تاريخي اين جنگ‌ها، آن چه در خور توجه است، انقلابي است كه در زمينه شيوه و فناوري جنگ‌هاي امروزه روي داده است.

انقلاب نظامي پيشين كه تمامي ابعاد اين عرصه را دگرگون كرد، طي جنگ جهاني دوم و سال‌هاي پس از آن رخ داده بود. آن انقلاب، توليد سخت افزار‌هاي نظامي جديد – شامل سلاح‌هاي هسته‌اي، سلاح‌هاي هدايت شونده، موشك‌هاي بالستيك و كروز، رادارها، جت‌هاي جنگنده و بمب افكن، هلي‌كوپترها، هواپيما‌هاي بدون سرنشين و تجهيزات زميني خودكاررا در برداشت. انقلاب پيشين همچنين فنون عمليات‌ها و تاكتيك‌هاي نظامي را دگرگون كرد.

عمليات دفاع هوايي، آرايش راهبردي نيروها در مقياس وسيع، واحد‌هاي مستقر در ناوهاي هواپيما بر و واحد‌هاي رزمي مرتبط در سطح نيروي زميني كه از انعطاف پذيري پياده نظام موتوري و تحرك تانك‌ها و آتش توپخانه‌هاي خودكار برخوردار بودند، در اين دوران شكل گرفتند. تمامي اين دستاورد‌ها و بسياري ديگر از تحولات در اواخر دهه 1930 و اوايل 1940 حاصل شدند.

بشريت همچنان از ميوه‌هاي اين انقلاب استفاده مي‌كند و به پيش مي‌رود اما به تدريج هزينه‌هاي جنگ سرسام آور مي‌شود. اينك توليد تجهيزات مدرن نظامي و نگهداري از آنها و در اختيار داشتن نظاميان با كفايت، روز به روز گران‌تر مي‌شود. اين وضعيت علاوه بر توسعه ابزار الكترونيك و روبوتيك، پيش زمينه انقلابي در زمينه روبوت‌هاي نظامي شده است.

اولين ابزار‌هاي نظامي كنترل از راه دور در دهه 1930 ساخته شدند و طي سال‌هاي جنگ جهاني دوم به شكل گسترده‌اي مورد استفاده قرار گرفتند. كافي است در اين باره به تجارب آلمان و آمريكا در استفاده از بمب‌هاي خودكار پرنده اشاره كرد يا خودروهاي كنترل از راه دور نازي‌ها موسوم به گولياث (جالوت) كه براي تخريب و انهدام مواضع دشمن به كار گرفته مي‌شدند. تعداد تجهيزات كنترل از راه دور طي سال‌هاي پس از جنگ افزايش يافت تا آنكه با پايان قرن گذشته با ارتقاي سطح فني اين تجهيزات، كيفيت كار آنها به كميت آنها ترجيح داده شد. اينك روبوت‌هاي مستقر در زمين، هوا و دريا از هر نوعي، نقش فزاينده‌اي را در جنگ‌ها ايفا مي‌كنند.

هواپيما‌هاي بدون سرنشين براي شناسايي، تعيين هدف و هدايت موشك‌ها به كار گرفته مي‌شوند. برخي از آنها حتي مي‌توانند اهداف مورد نظر را تخريب كنند. از روبوت‌هاي مستقر در روي زمين براي مين روبي و تخريب موانع استفاده مي‌شود. بسياري از اين روبوت‌ها مسلح‌اند و مي‌توان از آنها در محيط‌هاي پرخطر شهري استفاده كرد.

بهره گيري از روبوت‌ها در پشتيباني‌هاي ترابري نيز آغاز شده است. شركت خودرو‌سازي‌ اوشكوش درپي ساخت كاميون‌هاي بدون سرنشين است و در اين حال شركت باستن داينا ميكس نيز روبوت باربري را به نام بيگ داگ توليد كرده است كه وجه تسميه آن، شباهت اين روبوت به يك سگ بزرگ است.

بيگ داگ مي‌تواند تا ۷۵ كيلوگرم بار را حمل كند. ظرفيت تجهيزات روبوتيك به سرعت در حال گسترش است اما رسيدن ظرفيت و توانايي روبوت‌ها به سطح عملكرد نيروي انساني و فناوري كنترل شده توسط انسان، به زمان زيادي نياز دارد. مانع عمده در اين راه، مشكل توانايي بصري و قدرت ديد است.

هيچ سامانه نوري الكترونيكي نمي‌تواند با توانايي عملكرد همزمان مغز و چشم انسان برابري كند. محدوديت ديگر در اين زمينه نبود هوش مصنوعي در سطح بالاست كه بتواند به هر تغيير موقعيتي، به‌سرعت واكنش نشان بدهد. به اين خاطر است كه همچنان از روبوت‌هاي كنترل از راه دور به جاي روبوت‌هاي كاملا مستقل استفاده مي‌شود.

هر چند زماني خواهد آمد كه ساخت روبوت‌هاي نظامي با در نظر گرفتن ظرفيت و توانايي آن‌ها، مقرون به صرفه باشد. در آن زمان، ۲ گردان روبوتيك توان انهدام يك لشكر زرهي دشمن را خواهند داشت.

چنين گردان‌هايي شامل يك گروهان كنترل‌كننده و ۴ گروهان ديگر همراه با ۱۵ تا ۲۰ دستگاه خودرو خواهند بود كه هر كدام ۱۰ تا ۱۵ روبوت را حمل مي‌كنند. اين روبوت‌ها هر كدام به ۲ موشك هدايت‌شونده و يك مسلسل مجهز خواهند بود.

اين ۲ گردان در مجموع به ۱۲۰۰ تا ۲۴۰۰ روبوت مجهز خواهند بود كه توسط ۲۰۰ تا ۳۰۰ نفر كاربر از كيلومتر‌ها دورتر كنترل مي‌شوند و قادرند خسارات و تلفات سنگيني را به لشكرهاي دشمن وارد كنند و بيشتر تانك‌ها و نفر بر‌هاي آنها را از بين ببرند.

 

راه‌هاي مقابله

شكي نيست كه براي مقابله با چنين ماشين‌هايي، بايد تانك‌هايي بسيار پيشرفته و مجهز را در اختيار داشت، مشابه تانك‌هاي طراحي شده توسط زينووي‌كولوبانوف يا اوتو كاريوس (۲ نابغه روس و آلماني طراح تانك كه ساخته‌هاي آنها طي جنگ جهاني دوم مورد استفاده گسترده ارتش‌هاي شوروي و آلمان نازي قرار گرفت). خودروهاي به شدت زرهي با قدرت آتش بالا و مجهز به سامانه‌هاي حفاظتي و تداخلي فعال، روبوت‌هاي فاقد زره و سامانه‌هاي محافظ (روبوت‌هايي كه هزينه كمتري صرف ساخت آنها شده است) را نابود خواهند كرد.

حتي اگر يك خودروي رزمي در گردان‌هاي مورد اشاره نياز به ۲۰ روبوت داشته باشد، در مجموع ۱۲۰۰ تا ۲۴۰۰ روبوت جايگزين ۶۰ تا ۱۲۰ دستكاه تانك و نفربر زرهي مي‌شوند و همچنين از كشته و زخمي شدن صدها نفر جلوگيري خواهد شد.

تلفات انساني در گردان‌هاي روبوتيك به حداقل خواهد رسيد، مگر آنكه توپخانه لشكر زرهي دشمن بتواند گروهان كنترل‌كننده را نابود كند. گرچه احتمال پيروزي چنين توپخانه‌اي بر يك لشكر زرهي روبوتيك - و مورد حمايت هواپيما‌هاي بدون سرنشين كه هدف گيري روبوت‌ها را تنظيم مي‌كنند - بسيار بعيد است.

به اين ترتيب يك طرف درگيري براي مقابله با خسارات و تلفات تنها تعداد مشخصي نيرو را به خدمت خواهد گرفت و در عوض منابع قابل ملاحظه‌اي را صرف توليد روبوت‌هاي نظامي خواهد كرد، در حالي كه طرف مقابل بايد مرتبا نيرو‌هاي جايگزين بسياري را به ميدان بفرستد و البته مبلغ نسبتا كمتري صرف تهيه تجهيزات جديد مي‌كند.

طرف دوم بسيار محافظت شده، مجهز و متحرك خواهد بود اما در نهايت آسيب پذير است و به شكل اجتناب نا پذيري متحمل تلفات انساني خواهد شد.

شرايط در هوا نيز ممكن است مشابه زمين باشد. هواپيما‌هاي دشمن نه تنها توسط جنگنده‌ها بلكه به كمك پرنده‌هاي بدون سرنشين قابل كنترل از مراكز فرماندهي در آسمان نابود خواهند شد.

هر جنگنده دشمن مي‌تواند ۵ تا ۶ فروند از اين روبوت‌هاي پرنده را ساقط كند اما در نهايت موشك هايش را از دست خواهد داد و توسط پرنده هفتم يا جنگنده‌اي كه در پناه روبوت‌هاي پرنده خود را به آن رسانده است، نابود خواهد شد.

شرايط زير آب نيز چنين است. زيردريايي‌هاي هسته‌اي چند ميليارد دلاري ناگهان با هجوم گسترده روبوت‌هايي كه توان حمل اژدر را دارند، روبه‌رو خواهند شد. سامانه‌هاي ارتباطي و شناسايي چنين روبوت‌هايي ضعيف‌تر از زير دريايي  هستند، اما تعداد آنها بسيار زياد خواهد بود.به اين ترتيب جنگ تبديل به ميدان رقابت انسان با سخت افزار خواهد شد.

نتيجه چنين درگيري‌هايي مشخص است؛ – از دست دادن روبوت، آسان‌تر و قابل تحمل‌تر از تلفات انساني است

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 20:43  توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)  | 

روبات پنگوئنی کره جنوبی به بازار می‌آید

 

پژوهشگران کره جنوبی آخرین محصول روباتی یه شکل حیوان ساخت خود را به نمایش درآورده‌اند، پنگوئنی که می‌تواند با انسان‌ها ارتباط برقرار کند.

به گزارش خبرگزاری فرانسه این روبات پنگوئنی که پومی (Pomi) نام دارد (این نام مخفف "روبات پنگوئنی برای تعامل چندشیوه‌ای" است) می‌‌تواند بییند، بشنود، لمس کند و از خود بوهایی را بیرون دهد و نیز شکلک درآورد.

این روبات توسط "موسسه دولتی پژوهشی الکترونیک و مخابرات" (ETRI) تولید شده است که قصد دارد پومی را به کاربرد تجاری برساند.

این روبات می تواند لب‌ها، ابروها و حتی مردمک چشم‌هایش را حرکت دهد تا شکلک‌های مختلف را درآورد و حتی دو نوع بوی مختلف را که از خود بیرون دهد که با قیافه‌ای که به خود گرفته است، تطبیق دارد.

یک "جعبه قلب" روی سینه این روبات قرار دارد که هنگام لمس کردن انواع مختلف تپش قلب را بسته به خلق و خوی روبات به نمایش می‌گذارد.

پومی طوری برنامه‌ریزی شده است که از طریق تکنولوژی شناسایی صدا و حسگرهای گوناگون که به آن امکان شناسایی و مکان‌یابی انسان‌ها را می‌دهد، به کاربران پاسخ دهد.

ساخت پومی در کره جنوبی به دنبال ساخت دو روبات دیگر به شکل حیوان، کوبی به شکل کوالا  و رابی به شکل خرگوش، صورت می‌گیرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 20:33  توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)  | 

 

رباتی که آدم‌ها را می‌شناسد

 

دانشمندان رباتی ساختند که توانایی شناختن چهره ها و حرف زدن و گفتگو با انسان را دارد.

به گزارش واحد مرکزی خبر به نقل از خبرگزاری آلمان، این روبات ریم-ب نام دارد و شبیه‌ترین روبات به انسان در جهان محسوب می‌شود.

این روبات نمونه‌ای از نسل آینده روبات‌ها است که ۶۰ کیلوگرم وزن دارد و از امکاناتی برخوردار است که آن را به روبات آینده که می‌تواند به خود متکی باشد تبدیل می‌کند.

این روبات می‌تواند با انسان حرف بزند و شماری از کارهای منحصر به فرد و پیچیده را انجام دهد.

این روبات مجهز به لیزر مادون قرمز در پاهایش است و به آن امکان می‌دهد در مسیر درست پیش برود.

ریم-ب همچنین می تواند باری معادل ۲۵ درصد وزن خود را حمل کند و از این نظر یکی از قدرتمندترین روبات‌ها در جهان محسوب می‌شود.

این روبات یک متر و ۴۷ سانتی متر طول دارد و انگشتانش را با کمک دوازده موتور حرکت می‌دهد.

گروهی از متخصصان ۴ سال وقت صرف کردند تا به این مرحله برسند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 20:31  توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)  | 

UK: Kingston has designs on innovation success

Do you want to take your creative problem solving skills to the next level?

Kingston University will soon open a new centre for design and innovation, called Innoversity. The centre will include a laboratory for designers, researchers and engineers. By bringing all these disciplines together, solutions for real-life business challenges can be found.

Professor Penny Sparke, Kingston University’s Pro Vice Chancellor for Research and Enterprise, says that the university is “perfectly placed to break down the barriers between different subject areas, to allow new products to be invented and creative business strategies developed.”

Each Innoversity team will consist of four people: Masters and research students, and faculty staff; from design, business, engineering and social science. There will be a strong emphasis on health-related projects, and the opportunity to work with local organisations such as Historic Royal Palaces. “Innoversity will take design out of the 20th Century – where it had become little more than an extension of advertising – and into the 21st Century as a creative and intellectual force,” says Professor Sparke.

Interested in finding out more about Kingston University? Talk with one of our student counsellors for more information.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 15:21  توسط عبدالله منفرد  | 

   اکونیوز: صندوق بين المللي پول طي گزارشي اعلام كرد  قدرت خريد سرانه ملي ايران با 56 درصد افزايش در سال 2007 نسبت به سال 2000 به بيش از 10 هزار دلار رسيده است.                                                                                 

به گزارش خبرگزاري اقتصادی ایران به نقل از گزارش صندوق بين المللي پول به نام   چشم انداز اقتصادي جهان، توليد ناخالص داخلي سرانه ايران بر اساس شاخص   برابري قدرت خريد با افزايش 56 درصدي از سال 2000 به بيش از 10 هزار دلار در     سال 2007رسيد.

 

توليد ناخالص داخلي سرانه بر اساس قدرت    خريدبه عنوان شاخصي براي سنجش ميزان قدرت   خريد مردم و ميزان رفاه عمومي به حساب مي آيد.

 

بر اساس اين گزارش توليد ناخالص داخلي سرانه بر    اساس قدرت خريد ايران در سال 2000 بالغ بر6780   دلار بوده است كه اين رقم با افزايش 56 درصدي به    1062 دلار در سال 2007 رسيده است. بدين ترتيب ايران در ميان 181 كشور جهان از نظر قدرت خريد سرانه ملي در سال2007 در رتبه 72 جهان جاي گرفته است.

 

در ميان كشورهاي جهان قطر داراي بالاترين قدرت خريد    سرانه ملي به حساب مي آيد. توليد ناخالص داخلي سرانه  بر اساس قدرت خريد اين كشور در سال 2007 بالغ بر 80800  دلار اعلام شده است.

 

پس از اين كشور لوكزامبورگ با 80400 دلار و نروژ با 53200 دلار در رتبه هاي دوم و سوم قرار گرفته اند.

 

كشورهاي مالت با 53 هزار دلار،برونئي با 51 هزار دلار،    سنگاپور با 49 هزار دلار،قبرس با 46 هزار دلار، امريكا با 45 هزار دلار، ايرلند با 43 هزار دلار، هنگ كنگ با 41300 دلار، سوئيس با 41 هزار دلار، كويت با 39 هزار دلار، كانادا با 38800 دلار، ايسلند با 38700 هزار دلار و هلند با 38400 دلار به ترتيب در رتبه هاي بعدي قرار گرفته اند.

 

در ميان 14 كشور منطقه خاورميانه و شمال آفريقا ايران در رتبه 9 جاي دارد. بالاترين قدرت خريد سرانه ملي در اين منطقه با بيش از 80 هزار دلار به قطر اختصاص داشته و پس از آن به ترتيب كشورهاي كويت با 39 هزار دلار، امارات با 37 هزار دلار، بحرين با 32 هزار دلار، عمان با 24 هزار دلار، عربستان با 23 هزار دلار، ليبي با 12 هزار دلار، لبنان با 11 هزار دلار، ايران با 10620 دلار، مصر با 5400 دلار، سوريه با 4488 دلار، اردن با 4480 دلار، يمن با 2300 دلار و جيبوتي با 2270 دلار قرار گرفته اند.

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 15:15  توسط عبدالله منفرد  | 

تلکتسکوپ نام دوربین – تلسکوپی است که در شهر لندن راه‌اندازی شده تا مردم به طور مستقیم مردم نیویورک را ببینند آن هم بدون استفاده از هیچ وسیله ارتباطی مدرنی.

در عصر اینترنت و دنیای ماهواره دیدن تصویر مردم هر گوشه از دنیا در هر لحظه امکان‌پذیر است و کم‌کم به امری ساده و پیش پا افتاده تبدیل شده است اما یک هنرمند انگلیسی طرحی را اجرا کرده که با آن می‌توان از طریق تلکتسکوپ از لندن نیویورک را دید و برعکس.

برای ساخت تلکتسکوپ تونلی زیر اقیانوس کنده شده که لندن را به نیویورک وصل می‌کند. درون آن آیینه‌هایی قرار دارد که در نهایت باعث می‌شوند تصویر مردم لندن در نیویورک و برعکس دیده شود.

ایده این دستگاه متعلق به الکساندر استن‌هوپ، یک انگلیسی که در قرن نوزدهم زندگی می‌کرد، است. او حتی توانست بخشی از طرح خود را اجرایی کند.

در سال 1884 هوپ سفری به نیویورک داشت و در زمان بازگشت با کشتی در میانه راه به همراه برخی دیگر از سرنشینان به جزیره‌ای رفت تا آذوقه برای ادامه راه تهیه کند. در همان زمان بود که ایده این دستگاه به ذهنش رسید و فکر کرد که از این جزیره می‌تواند به عنوان ایستگاه استفاده کند.

پس از بازگشت به لندن چند سال تلاش کرد تا توانست سرمایه اولیه این کار را به دست آورد. با گروهی به جزیره رفت و حتی توانستند بخشی از تونل را بکنند و آیینه‌ها را نصب کنند. اما بعد از مدتی آب دریا سقف تونل را با خود برد و تعدادی از کارگران هم ناپدید شدند.

این ماجرا صدمه زیادی به هوپ زد و در نهایت کار او نیمه تمام ماند.

دست‌نوشته‌های هوپ بیش از یک قرن بعد به دست نواده‌اش، پل سنت جرج می‌افتد که هنرمند است و تصمیم می‌گیرد با کمک این طرح‌ها و دست‌نوشته‌ها طرح جدش را کامل کند و به آرزوی او جامه عمل بپوشاند.

این دستگاه سرانجام روز چهارشنبه 8 خرداد ماه 1387 به طور رسمی افتتاح شد. کسانی که از شیشه این دستگاه به درون آن نگاه می‌کنند تصویر فردی که در آن سوی تونل در حال نگاه کردن به درون دستگاه است را می‌بینند

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 14:13  توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)  | 

 

بيانيه افتتاحيه دومين سمينار مهندسي صنايع دانشگاه تبريز

 

           بهره وري : فرد ، صنعت ، جامعه

 

 

گاهي فقط نياز به يك تلنگر ساده است. گاهي ايجاد سوال مهمتر از خود سوال است. آنچه اين سمينار نيز به دنبال آنست، مطرح كردن و پررنگ كردن سوالي است : بهره وري چيست ؟ سوالي كه بايد هرروز و در هر لحظه و در هر انتخاب مدنظر قرارگيرد.سوالي كه بايد از حوزه فردي تامل درآن آغاز شود تا جامعه اي بهره ور ايجاد گردد. فرد بهره ور كيست ؟ صنعت چگونه بهره ور ميشود ؟ جامعه بهره ور كدام است ؟

بايد گفت توسعه اقتصادي اجتماعي سيستمي است كه ورودي آن افراد بوده ، يكي از مهمترين فرايندها در آن ، صنعت و برونداد اصلي آن پيشرفت جامعه مي باشد.

1. فرد : افراد ورودي سيستم در توسعه جامعه محسوب ميشوند.كيفيت ورودي ها بر عملكرد سيستم تاثير مستقيم خواهند داشت . كيفيت بينش ها، نگرش ها ، تفكر و به طور كيفيت زندگي فرد فرد جامعه. از ديدگاه فردي بهره وري اصيل ترين خواسته هاي فطري است. برونداد ميل پيشرفت به سمت بهترين هاست. كششي براي هر روز بهتر از ديروز.براي ترك زشتي ها و جذب زيبايي ها. بهره وري سفر دانايي و تغيير است . سفري از حال بد به حال خوب !

بهره وري فردي نسبت سودي است كه از هزينه ي عمرمان مي بريم. بهره وري ايمان راسخ به پيشرفت انسان است . بهره وري يك ديدگاه فكري مبتني بر اين عقيده است كه انسان مي تواند كارها و وظايفش را هر روز بهتر و با اخذ نتايج برتر از روز پيش به انجام رساند. ديدگاه بنيادين بهره وري شامل احترام به مردم به منظور ترويج و پيشبرد رفاه انساني است.

2.صنعت : صنعت را بايد يكي از مهمترين فرآيندهاي سيستم توسعه اقتصادي است. بهره وري در صنعت يعني بهره وري در سرمايه گذاري مناسب و توليد بيشتر ، رقابت در عرضه ي بهتر محصولات وكيفيت مرغوبتر، فروش بيشتر و سودآوري بيشتر. چالش پيش روي تمام مديران نيل به صنعتي با چنين خصوصيات است. شايد بتوان قرن بيست و يكمِ كسب و كار را خاستگاه بهره وري ناميد. تلاشي كه براي بهره وري در قن حاضر لازم است شايد معادل تمامي قرون گذشته باشد. اگر بدرستي بنگريم، هرجا كه فعاليتي در شرف تكوين است تعريفي از بهره وري را يدك مي كشد. آنجا كه كارگري ميتواند به روشي بهتر كار كند، آنجا كه دستگاهي كمتر از توان خود توليد مي كند، آنجا كه ورودي سيستمي بيشتر از خروجي ان است ؛ و آنجا كه مغز افزارهايي با راندمان پايين فعاليت مي كنند.

3.جامعه : اين يك حقيقت است كه مسير پيشرفت انسانها از بطن جامعه مي گذرد. انسان هاي توانگر و صنعت بهره ور، جامعه اي متعالي را مي سازند. برآيند تمامي تلاشها در مسير بهره وري، جامعه اي متعالي است. آشكار است كه بدون افزايش ميزان بهره وري؛هيچ جامعه و اقتصادي نمي تواند انتظار اعتلاي سطح زندگي را داشته باشد. نهضت بهره وري يك حركت فرهنگي است و جامعه بايد آن را با تمام وجود درك و احساس كند و در افزايش آن بكوشد. گسترش فرهنگ ملي بهره وري براي ساختن جامعه اي عدالت محور، تساوي طلب و مرفه ضروري است . اميدواريم كه با برگزاري سمينار در جهت اين اهداف گام برداشته و سهم كوچكي در راه اعتلا و توسعه اقتصادي جامعه داشته باشيم.

                                                                                                  انشالله

                         هيئت برگزاري دومين سمينار مهندسي صنايع دانشگاه تبريز

+ نوشته شده در  جمعه دهم خرداد 1387ساعت 23:23  توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)  | 

رييس موسسه کار و تامين اجتماعي: دانشگاه‌ها ويژگي‌هاي ورود به بازار کار را به دانشجويان آموزش نمي‌دهند

پایگاه اطلاع رسانی منابع انسانی ایران: رييس موسسه كار و تأمين اجتماعي كشور گفت: دانشگاه‌هاي کشور ويژگي هاي مناسب ورود به بازار را به دانشجويان آموزش نمي دهند.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) دکتر محمدرضا سپهري ـ رييس موسسه کار و تامين اجتماعي کشور ـ که در همايش کارآفريني استان قزوين سخن مي گفت افزود: طبق تحقيقات انجام شده انجام كارگروهي و برقراري ارتباط و تعامل اجتماعي و دانستن زبان خارجي از موارد مورد نياز ورود و جذب به بازار کار است در حالي که در دانشگاه هاي ما به اين موارد توجهي نمي‌شود.
وي با اشاره به تدريس نادرست زبان خارجه در دانشگاه‌ها گفت: ما بايد به مسئولان دانشگاه‌ها و شوراي عالي انقلاب فرهنگي هشدار دهيم كه سيستم آموزشي زبان در كشور ما نادرست است و مهارتي را در فارغ‌التحصيل ايجاد نمي‌كند.
سپهري ادامه داد: وظيفه دولت ايجاد اعتماد و بسترهاي حقوقي و امنيتي در جامعه است و دولت نبايد در مسائل اقتصادي وارد شده و به ايجاد کارگاه ها و بنگاه‌هاي اقتصادي بپردازد.
رييس موسسه كار و تأمين اجتماعي كشور با اشاره به کشورهاي توسعه يافته اظهار كرد: کشورهاي توسعه يافته، انسان‌هاي توسعه يافته دارند و ما بايد به دنبال جامعه اي باشيم تا انسان‌هاي آن با منابع موجود و مهارت هاي لازم شغل و کارآفريني ايجاد كنند.
سپهري با اشاره به اجراي اصل 44 قانون اساسي گفت: دولت بايد با رويکرد کارآفرينانه و توسعه منابع انساني و سرمايه هاي ملي و سازماندهي فعاليت هاي اقتصادي بخش خصوصي به دنبال اتقلاب اقتصادي باشد تا کشور را به سمت فعاليت هاي غير دولتي پيش برد.
وي عدم رشد کارآفريني در ايران را نبود احساس نياز اعلام و عنوان كرد: جوان ايراني به دليل وجود پول نفت و انتظار استخدام در سيستم متورم دولتي هيچ گاه احساس نياز به کارآفريني نکرده است.
رييس موسسه كار و تأمين اجتماعي كشور يادآور شد: در دنياي امروز كه دانش بشر به سرعت در حال رشد است بايد آموزش‌ها نيز به صورت مداوم و مستمر انجام پذيرد چرا كه اگر به سرعت تغييرات توجه نكنيم، نمي‌توانيم خود را با بازار كار وفق دهيم.
در ادامه اين همايش ـ رييس سازمان كار و امور اجتماعي استان قزوين ـ اظهار كرد: خروجي دانشگاه هاي ما با بازار کار مطابقت ندارد و 80 درصد جويندگان ما فاقد مهارت هاي لازم هستند.
عليرضا مظهري با اشاره به اينکه استان قزوين محل رجوع بيکاران استان هاي همجوار است گفت: هرچند نرخ بيکاري در قزوين از متوسط کشور پايين تر است اما تعداد بيکاران ما هيچگاه از 35 تا 40 هزار نفر پايين ئر نيامده است.
وي با اشاره به برگزاري دوره هاي کارآفريني افزود: طي دو سالي كه دوره‌هاي كارآفريني در استان شروع شده است با حمايت موسسه كار و تأمين اجتماعي بيش از دو هزار متقاضي را آموزش داده‌ايم.
در ادامه اين مراسم رييس جهاد دانشگاهي استان قزوين اظهار كرد: كارآفرينان در دنياي امروز، سربازان خط مقدم توسعه اجتماعي، اقتصادي و صنعتي هستند.
علي مرادي گفت: با توجه به اينکه کارآفريني امري اکتسابي است، تحرک انگيزه، پرورش استعدادها و ويژگي‌ها با ايجاد محيط مناسب و آموزش مهارت هاي لازم از محورهاي اصلي در آموزش کارفريني به شمار مي‌آيند.
وي افزود: در آموزش، افراد بايد به گونه‌اي آماده شوند تا ويژگي‌هاي خاص آنها پرورش يابد و مهارت‌هاي لازم به آنها انتقال داده شود .
رييس جهاد دانشگاهي استان قزوين يادآور شد: كشور ما از قافله كارآفريني دنيا عقب است و فاصله  60ساله با دنيا داريم كه لازم است با طرح توسعه كارآفريني در دانشگاه‌ها به اين مهم بپردازيم.

 *****          *****           *****           *****           *****

دستمزد تعیین شده سال جاری حداقل دریافتی کارگران است:

پایگاه اطلاع رسانی منابع انسانی ایران: وزیر کار و امور اجتماعی دستمزد تعیین شده سال جاری را حداقل دریافتی کارگران اعلام کرد و گفت: کارفرمایان با پرداخت بیشتر به دنبال افزایش تولید و بهره وری هستند.
سید محمد جهرمی در گفتگو با مهر در خصوص حداقل دستمزد سال جاری کارگران که توسط نمایندگان گروه های 3 گانه دولت، کارگران و کارفرمایان برای سال جاری تعیین و اعلام شده است، گفت: حداقل مزدی که اعلام می کنیم به معنای پرداخت کارفرمایان به همان میزان نیست و مبلغ حدود 220 هزار تومان کف پرداختی است.وزیر کار و امور اجتماعی اظهار داشت: پوشش 46 درصد از هزینه های زندگی کارگران با مبلغ تعیین شده در سال جاری در حداقل ترین حالت دریافت مزد کارگر است و ارزیابی های سال گذشته از واحدهای اقتصادی نشان داد که میانگین پرداخت کارفرمایان به کارگران در کارخانه ها 462 هزار تومان بوده است.(...!!!)
وی تصریح کرد: در سال جاری که حداقل مزد کارگران نسبت به سال گذشته افزایش یافته مطمئنا میانگین دریافتی کارگران نیز بیشتر می شود و کارفرمایان برای افزایش تولید و بهره وری حتما به دنبال افزایش انگیزه در کارگران از طریق افزایش در دریافتی هایشان هستند.
جهرمی ادامه داد: یکی از برنامه های افزایش بهره وری ارتقاء انگیزه و در نظر گرفتن حقوق و مزایای بیشتر و یا برنامه ریزی برای پرداختهای معین در بهره وری بیشتر است.
وزیر کار و امور اجتماعی افزود: یقینا مدیران کارخانجات و واحدهای تولیدی هدف پرداخت بیشتر به کارگران را برای افزایش بهره وری دنبال می کنند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 15:9  توسط عبدالله منفرد  | 

رييس دانشگاه تبريز اعلام کرد: پس از پيگيري هاي فراوان اين دانشگاه با جلب نظر مثبت وزارت علوم ، در بين 10 دانشگاه برتر کشور قرار گرفت.

دکتر محمد حسين سرورالدين در حاشيه مراسم تجليل از اساتيد نمونه دانشگاه تبريز به خبرنگار صنفي آموزشي خبرگزاري دانشجويان ايران، منطقه آذربايجان شرقي، افزود: پس از اينکه اسامي هشت دانشگاه برتر کشور در سال گذشته توسط وزارت علوم منتشر شد، دانشگاه تبريز اعتراض خود را نسبت به آن اعلام کرد و با ارسال مدارک لازم و جلب موافقت وزارتخانه، در بين 10 دانشگاه برتر ايران قرار گرفت.

وي افزود: 10 دانشگاه برتر ايران در راستاي تحقق اهداف سند چشم‌انداز بيست ساله نظام و اجراي برنامه چهارم توسعه صورت مي گيرد، براساس قانون، اين دانشگاه‌ها از اعتبارات و امکانات ويژه اي که دولت در اختيار آن ها قرار مي دهد بهره مند خواهند شد.

وي با اشاره به درخواست وزارت علوم براي ارائه برنامه 10 ساله دانشگاه‌ها، از روساي دانشکده‌ها، اعضاي هيات علمي و اساتيد دانشگاه‌ها خواست مديريت دانشگاه تبريز را در تدوين اين برنامه ياري کنند.

سررورالدين ايجاد واحد روابط بين الملل در دانشگاه تبريز با توجه به قرار گرفتن اين دانشگاه در بين 10 دانشگاه برتر و لزوم ارتقاي سطح آن به سطح بين المللي را مورد تاکيد قرار داد.

منبع خبر:ایسنا

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 20:0  توسط نسرین محبتی  | 

اعراب خليج فارس به نجات بورس تهران می آيند؟

روزبه مهرزاد
کارشناس بورس ايران

دولت ايران می گويد اعراب خليج فارس به بورس تهران علاقه مند شده اند
بورس اوراق بهادار تهران با وجود ۵۴ هفته رکود مستمر معاملات، برای ورود سرمايه های اعراب حاشيه خليج فارس مهيا می شود تا شايد رونق به بازار سرمايه ايران بازگردد، ولی برخی کارشناسان درباره صحت و جديت اين عمليات نجات ترديد دارند.
بورس تهران داد وستدهای هفته پيش خود را با کاهش ۶۳ درصدی ارزش معاملات و افت ۲۱ درصدی خريداران سهام به پايان برد تا رکود بازار سرمايه ايران وارد پنجاه و پنجمين هفته متوالی شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 11:13  توسط مهسا اسدپور  | 

 

German schoolboy, 13, corrects NASA's asteroid figures: paper

This artist's rendition released by NASA shows an asteroid belt. A 13-year-old German schoolboy corrected NASA's estimates on the chances of an asteroid colliding with Earth, a German newspaper reported Tuesday, after spotting the boffins had miscalculated.(AFP/NASA-HO/File)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 16:11  توسط هیئت تحریره وبلاگ راهکار   | 

شريف، جولانگاه ماشين‌هاي برقي تك‌سرنشين

 

اولين دوره طراحي و ساخت خودرو‌هاي الكتريكي در ايران برگزار شد.

«شكر خدا كه آمبولانس و تيم امداد در صحنه حضور دارند، اگر با بهشت‌زهرا هم هماهنگي لازم صورت بگيرد تا كار كفن و دفن دوستان به سرعت انجام شود، مشكل ديگري نداريم

اين بخشي از سخنان حسيني مجري شبكه سوم سيما بود كه روز پنجشنبه و به هنگام پوشش تصويري مرحله نهايي اولين دوره از مسابقات ملي طراحي خودروي الکتريکي فضايي شاد و هيجان‌انگيز  به اين مسابقات بخشيده بود

مسابقاتي‌ كه از ۱۹ تا ۲۳ فروردين آخرين مرحله خود را سپري كرد و از اسفند ۸۵ و در سه مرحله كلي « طراحي مفهومي»، «طراحي اجزا» و « ساخت خودرو» به همت پژوهشگاه شهيد رضايي دانشگاه صنعتي شريف برگزار شد.

دكتر حسن سالاريه، عضو هيات علمي دانشكده مكانيك دانشگاه صنعتي شريف و از اعضاي كميته مسابقات طراحي خودروهاي الكتريكي، در گفت‌وگو با همشهري هدف از برگزاري اين مسابقات را اين چنين تشريح مي‌كند: يكي از چشم‌انداز‌هاي صنعت خودروسازي در دنيا، استفاده از انرژي‌هاي جايگزين و جهت‌گيري به سمت خودرو‌هاي پاك از جمله خودرو‌هاي هيبريدي و الكتريكي است و اين مسئله امروزه به‌عنوان يكي از زمينه‌هاي تحقيقاتي در شركت‌هاي مهم خودروسازي دنيا مطرح است

ترغيب مراكز علمي به پژوهش در اين زمينه از راهكار‌هاي مورد توجه در تمام دنياست و به‌نظر مي‌رسد كه پژوهشگاه شهيد رضايي هم كه برگزاري چندين طرح و مسابقه ديگر از جمله طراحي هواپيما‌هاي بدون سرنشين را در كارنامه دارد، با همين هدف، برگزاري مسابقه طراحي و ساخت خودروهاي الكتريكي را در دستور كار قرار داده است.

به اين ترتيب ۲۷۹ دانشجوي ايراني در قالب ۲۹ تيم از ۳۰ دانشگاه كشور در اولين دوره مسابقات طراحي و ساخت خودروي الكتريكي شركت كردند.

مسابقاتي كه برگزاركنندگانش اميدوارند از دل برگزاري ۵ دوره آن به‌صورت مداوم، در نهايت خودرويي الكتريكي با قابليت‌هاي شهري پديدار شود.

خودرو‌هاي لوكس شهري

« خودروي ما نقص فني داشت و نتوانستيم از باتري استفاده بهينه كنيم و سرعتمان به ميزان پيش‌بيني شده نرسيد. اما از نظر طراحي مهندسي، ظاهر خودرو، راحتي سرنشين و جانمايي‌ها امتياز خوبي گرفته‌ايم

عاطفه جلالي كه در دانشكده هنر و معماري دانشگاه آزاد واحد تهران مركز، طراحي صنعتي مي‌خواند، ويژگي‌هاي خودرويي كه محصول مشترك آنها و بچه‌هاي دانشكده فني دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب است را اينچنين توصيف مي‌كند و البته از اينكه طراحي خودرو‌ها در مجموع بخش كمي از امتياز كل را به‌خود اختصاص مي‌دهد شاكي است: ما زمان زيادي براي اين قسمت صرف كرديم و از نظر ارگونومي و جانمايي‌ها خودروي خوبي طراحي كرده‌ايم.

سهند هاشمي يكي از اعضاي تيم توسن دانشگاه صنعتي شريف كه تيمش در بسياري از بخش‌هاي مسابقه امتياز خوبي به دست آورده  ‌است، شتاب، سرعت ماكزيمم و قدرت مانور خودروي طراحي شده‌ را بسيار خوب مي‌داند و مي‌گويد: از نظر زيبايي و مشخصات آيروديناميك توسن خودروي بسيار خوبي است و سيستم فرماني كه دارد از لاستيك‌سايي جلوگيري مي‌كند و نقاط دقت را بالا مي‌برد.

وزن ۱۷۴ كيلويي اين ماشين از ديگر نقاط قوتي است كه سازندگانش به آن مي‌بالند.

سرعت بالا، قدرت موتور، طراحي مناسب آيروديناميك هم از مشخصه‌هايي است كه محمد‌جواد نجفيان از دانشگاه صنعتي اصفهان به « پارسا» نسبت مي‌دهد؛ خودرويي كه در قسمت آزمون سرعت در شيب ۲ درصد تمام رقبا را پشت سر گذاشت.

تنوع شكل و طراحي يكي از نكات جالبي است كه در ميان خودرو‌هاي ۱۰ تيمي كه به مرحله پاياني مسابقات رسيده‌اند به چشم مي‌آيد.

هرچند كه اين اتومبيل‌ها با خودرو‌هاي الكتريكي كه در مسابقات جهاني شركت مي‌كنند، فاصله‌اي قابل‌توجه دارند.

دكتر سالاريه با اشاره به اينكه اين مسابقات براي اولين‌بار در ايران برگزار شده‌اند، در اين زمينه مي‌گويد: مسلماً ما نمي‌توانستيم استاندارد‌هاي بالايي اعلام كنيم كه تيم‌هاي شركت‌‌كننده توان رسيدن به آن را نداشته باشند، ضمن اينكه حمايت چنداني هم از اين دانشجويان انجام نشده است ولي در نهايت خودرو‌ها بايد به حداقل ميزان استاندارد يك خودروي شهري مي‌رسيدند.

قابليت رانندگي در شب، قابليت شيب‌روي (حداقل شيب ۱۰ درصد)، حداقل سرعت ۲۰ كيلومتر در ساعت هنگام راندن در مسيري با شيب ۲ درصد، قابليت حركت در هر دو جهت جلو و عقب و قابليت پيمودن يك مسير حداقل ۵۰ كيلومتري با يك بار شارژ باتري از جمله استاندارد‌هايي است كه دكتر سالاريه به آن اشاره مي‌كند.

هزينه پايين خودرو‌هاي ساخته شده نكته‌اي است كه دكتر سالاريه از آن به‌عنوان يكي از مسائل قابل‌توجه ياد مي‌كند: « بيشتر اين خودرو‌ها در نهايت با حدود ۲ ميليون تومان ساخته شده‌اند كه اين هزينه شامل تمام مراحل تحقيقاتي و ساخت است و اگر تيم‌ها پول بيشتري در اختيار داشتند به‌طور حتم شاهد ساخت خودرو‌هاي باكيفيت‌تري بوديم، هر‌چند در وضعيت فعلي هم بعضي از تيم‌ها خودرو‌هاي قابل‌قبولي براي استفاده‌ شهري ارائه داده‌اند كه با تغييرات جزئي حتي اين قابليت را دارند كه به توليد انبوه برسند

كل‌كل كني، چپ مي‌شي

تيم داوري به راننده توسن توصيه مي‌كند كه از شركت در دور دوم مسابقه سرعت در شيب ۲ درصد خودداري كند. اما اين راننده كه در دور اول به ركورد 40 كيلومتر در ساعت رسيده و تمام رقبا را پشت سر گذاشته، با وجود اينكه داوران توصيه مي‌كنند انرژي باتري را براي مسابقه بعدي بگذارد، در دور دوم شركت مي‌كند و در ميان تشويق حاضران ركورد ۴۴ كيلومتر را ثبت مي‌كند.

اما چند دقيقه بعد: « خوب به همه تيم‌هاي حاضر تسليت مي‌گم، فقط بوئينگ مي‌تونه به اين سرعت برسه

و به اين ترتيب همه متوجه مي‌شوند كه پارسا، خودروي صنعتي اصفهان كه در دور اول به‌دليل يك مشكل فني سرعتش ۲۰ كيلومتر در ساعت بود، در اين دور به ركورد ۵۱ كيلومتر در ساعت رسيده است.

اين دو تيم ظاهراً رقابت تنگاتنگي با هم  داشتند  و اين رقابت كه رنگ و بوي كل‌كل داشت كم مانده بوده روز چهارشنبه كار دستشان بدهد: « در تست پايداري در مسير دايره‌اي ركورد خوبي داشتيم، اما كل‌كل باعث شد تا يك بار ديگر با نهايت سرعت بپيچم كه ماشينم چپ شد، اما هم من سالمم و هم ماشين

البته در اين قسمت از آزمون چند ماشين ديگر هم چپ كرده‌اند، اتفاقي كه روز پنچ‌شنبه و در تست سرعت هم يكي‌دو ماشين تا مرز آن پيش رفتند و هنگامي كه ماجرا به خير گذشت با قرار دادن كيسه‌هاي شن و قطعات فولادي وزن خودرو را به‌منظور حفظ تعادل افزايش دادند و با اين ترفند به ادامه مسابقه پرداختند.

تيم‌هاي برتر

در نهايت و پس از ۵ روز تست‌هاي ميداني، اولين دوره مسابقات طراحي و ساخت خودرو‌هاي الكتريكي به كار خود پايان داد، البته پايان رسمي اين مسابقات به ۲۲ و ۲۳ ارديبهشت موكول شده است

تيم‌هاي توسن از دانشگاه صنعتي شريف، پارسا از دانشگاه صنعتي اصفهان و فراري ۲۰۰۷ از دانشگاه امير كبير رتبه‌هاي اول تا سوم اولين دوره طراحي و ساخت خودروهاي الكتريكي را به خود اختصاص دادند و به ترتيب جوايز ۱۰۰، ۸۰ و ۶۰ ميليون ريالي مسابقات را كسب كردند

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 17:25  توسط هیئت تحریره وبلاگ راهکار   | 

سبزترين مدرسه

مدرسه سيدول در آمريكا به عنوان سبزترين مدرسه جهان شناخته شده.

اما چيزي كه اين مدرسه را جالب مي‌كند، اتفاقي است كه آن را به سبزترين مدرسه تبديل كرد. در واقع بناي اين مدرسه يك ساختمان پنجاه ساله قديمي و بازسازي شده است.

نكته جالب اين است كه در اين بازسازي دانش‌آموزان شركت داشتند و توانستند  در مورد يك ساختمان سبز اطلاعات جالبي كسب كنند. خصوصيت‌هاي اين مدرسه  عبارتند از: كنترل ميزان توليد گاز دي‌اكسيد كربن، روشنايي طبيعي، گياهان بومي منطقه، پشت‌بام سبز، صفحه‌هاي خورشيدي، ‌بازيافت گرما و...

مديريت آب

يك حوضچه جمع‌آوري فاضلاب در محوطه‌اي در نزديكي مدرسه ساخته شد تا آب را براي مدرسه و فضاي اطراف آن بازيافت كند. براي اينكه فاضلاب در اين حوضچه‌ها به آب تميز تبديل شود، از شيوه‌هاي طبيعي و بيولوژيكي استفاده مي‌شود و نه مواد شيميايي.

 از طرف ديگر ايجاد فضاي سبز روي پشت‌بام مدرسه باعث نگه‌داري و فيلترشدن آب باران مي‌شود، سپس اين آب جمع‌آوري شده از طريق كانال‌هايي به سمت يك استخر طبيعي هدايت مي‌شود.

 از آب اين استخر براي آبياري گياهان  و استفاده حيوان‌هايي كه در اطراف  آن زندگي مي‌كنند به كار مي‌رود. نكته جالب ديگر اين‌كه، گل و گياهاني كه دانش‌آموزان روي پشت‌بام پرورش مي‌دهند، در تزيين سالن غذاخوري مدرسه استفاده مي‌شود. اين كار باعث تشويق دانش‌آموزان و ايجاد خلاقيت‌هاي بيشتر آنها مي‌شود.

صرفه‌جويي در مصرف انرژي

جهت قرارگرفتن ساختمان،‌ در‌ها و پنجره‌ها،‌ شيوه تهويه هوا و دودكش‌هاي خورشيدي، همه به شكلي درست شده‌اند كه براي گرم‌كردن يا سردكردن اتاق‌ها به انرژي كمي نياز باشد.

مدل و جاي پنجره‌هاي ديواري،‌ نورگيرهاي سقفي و صفحه‌هايي كه براي انعكاس نور خورشيد قرار گرفته‌اند، كمك مي‌كند تا از نور خورشيد بيشتر استفاده بشود و در بيشتر وقت‌ها نيازي به روشن‌كردن لامپ نباشد. وقتي لامپ كمتري روشن شود، گرمايي هم كه به دليل روشن‌بودن لامپ‌ها ايجاد مي‌شود، كمتر مي‌شود و در نتيجه براي خنك‌كردن اتاق هم نياز به استفاده از انرژي نيست. 5 درصد از ميزان برقي كه در اين مدرسه استفاده مي‌شود، از صفحه‌هاي خورشيدي كه روي پشت‌بام ساختمان قرار دارد، تأمين مي‌شود.

 

مصالح ساختماني

براي ساخت و تجهيز اين مدرسه از مواد بازيافتي محلي و موادي كه دوباره بتوان آنها را سريع بازيافت كرد استفاده شده است: موادي مانند چوب‌پنبه، سنگ كچ، ني و حصير و كف‌پوش‌هايي كه از كاه و اضافه‌هاي گندم درست شده‌اند.

كيفيت هواي داخل مدرسه

رنگ‌ها، كف‌پوش‌ها، فرش‌ها و چسب‌ها همه از مواد طبيعي هستند؛ به همين دليل در اثر گرم‌شدن يا سرد‌شدن هوا، مواد شيميايي فرار كه براي سلامت مضر هستند، از آنها خارج نمي‌شوند.

فعاليت‌هاي كلاسي

مدرسه سيدول براي دانش‌آموزانش اين فرصت را فراهم كرد تا تجربه و درك مستقيمي از طبيعت و محيط زيست خود به‌دست آورند. در آزمايشگاه مدرسه بچه‌ها اين امكان را دارند كه چرخه‌هاي طبيعي را از نزديك ببينند.

 از ديگر فعاليت‌هاي دانش‌آموزان اين است كه خودشان وضعيت بخش‌هاي مختلف و تأسيسات مدرسه را به صورت دايم كنترل مي‌كنند و مطمئن مي‌شوند كه همه چيز سالم و درست كار مي‌كند.

معلم‌هاي مدرسه هم اين فرصت را دارند تا در آزمايشگاه‌ها و فضاهاي علمي مدرسه در مورد گياهان و جانوران، جنگل‌هاي باراني، ساختمان سلولي بدن انسان و علوم مربوط به محيط زيست  و نيز علوم مكانيك‌، لوله‌كشي و كلا معماري سبز مطالعه و تحقيق كنند.

در اين مدرسه دانش‌آموزان فقط محدود به كتاب‌هاي درسي نيستند، بلكه مي‌توانند فعاليت‌هاي علمي مورد علاقه خود را براي درك بهتر درس‌ها در محيط‌هاي علمي و آزمايشگاهي انجام دهند

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 17:11  توسط هیئت تحریره وبلاگ راهکار   | 

استفن هاوكينگ دانشمند برجسته جهان به ايران مي‌آيد

 

استفن هاوكينگ، استاد دانشگاه كمبريج و فيزيكدان برجسته معاصر به دعوت پژوهشگاه دانش‌هاي بنيادي به ايران مي‌آيد.

به گزارش ایسنا استفن هاوكينگ استاد دانشگاه  کمبريج و دانشمند برجسته معاصر به دعوت پژوهشگاه دانش‌هاي بنيادي (مركز تحقيقات فيزيك نظري و رياضيات) تيرماه به ايران مي‌آيد.

وي در مدت سفر به ايران ضمن برگزاري نشست‌هاي تخصصي احتمالا در المپياد جهاني فيزيك در اصفهان نيز حضور خواهد يافت.

آن مرد با ويلچير مي‌آيد!

 

ماجراي آمدن استيفن هاوكينگ به ايران بسيار ساده آغاز شد. چند سالي است كه بنا به دعوت استادان و فيزيكدانان نظري ايران، در مدرسه فيزيك پژوهشگاه دانش‌هاي بنيادي (IPM)، سميناري با عنوان «مدرسه ريسمان» تشكيل مي‌شود.

ريسمان عنوان يكي از تئوري‌هاي فيزيك در شاخه انرژي‌هاي بالا (فيزيك ذرات بنيادي) است.  به اين ترتيب در چنين روزهايي باغ نياوران پژوهشگاه دانش‌هاي بنيادي جايي بين فرهنگسراي نياوران، كاخ نياوران و پارك نياوران، محل اجتماع بزرگ‌ترين دانشمندان ايراني است.

امسال هم اين كنفرانس كه يكي از بزرگ‌ترين رويدادهاي علمي ايران است، در باغ نياوران پژوهشگاه دانش‌هاي بنيادي برگزار شد و تعدادي از فيزيكدانان برجسته از سراسر دنيا در اين مدرسه حضور داشتند.

اما امسال مي توانست يك اتفاق ويژه بيافتد.با شركت دانشمندان بزرگ دنيا در اين برنامه علمي، آوازه آن به خيلي جاها رسيده‌است و از قضاي روزگار، يكي از كيهان‌شناسان بزرگ و معروف معاصر، يعني همان استيفن هاوكينگ هم از اين قضيه با خبر شده‌بود.

هاوكينگ تمايل داشت كه به ايران بيايد و در اين كنفرانس شركت كند. اما متاسفانه برنامه او و زمان‌بندي اين كنفرانس طوري بوده كه به هم نمي‌خورده. پس هاوكينگ هم سفرش را لغو كرده بود. اما برنامه‌ريزان اين مدرسه كه از تمايل استيفن هاوكينگ براي شركت در مدرسه ريسمان باخبر شده‌بودند، از وي تقاضا كردند كه جداگانه و براي بازديدهاي علمي به ايران بيايد.

دكتر حسام‌الدين ارفعي، معاون پژوهشي پژوهشگاه دانش‌هاي بنيادي و استاد دانشكده فيزيك دانشگاه صنعتي شريف، كه برنامه‌ريز و مدير اصلي مدرسه ريسمان است و خودش از دانشمندان برجسته كشور در زمينه ريسمان و ابرريسمان است در كنفرانس خبري كه در پژوهشگاه دانش‌هاي بنيادي برگزار شد در مورد جزئيات سفر استيفن هاوكينگ گفت:‌«بعد از اظهار علاقه استيفن هاوكينگ براي بازديد از پژوهشگاه دانش‌هاي بنيادي و شركت در مدرسه ريسمان (كه ماه پيش انجام شد) با وي تماس گرفته شد كه به دليل عدم همخواني برنامه‌هاي از پيش تعيين شده با زمان برگزاري مدرسه ريسمان، قرار شد بازديد به زمان ديگري موكول شود

آن موقع هنوز كسي از آمدن استيفن هاوكينگ به ايران خبر نداشت. شايد يكي از دلايل اين سكوت و بي‌خبري اين باشد كه دكتر محمدجواد لاريجاني كه رييس پژوهشگاه دانش‌هاي بنيادي است، تمايلي ندارد كه دانشمندان زيرمجموعه ايشان خيلي وارد فضاي رسانه‌اي شوند.

به خصوص در چند سال گذشته كه شاهد بزرگ‌نمايي‌هاي اغراق‌آميز  علمي از رسانه‌هاي گوناگون و به‌خصوص رسانه ملي بوده‌ايم. براي همين اين برنامه هم در سكوت كامل دنبال شد تا اين كه در پي هماهنگي‌هاي بعدي استيفن هاوكينگ موافقت خود را براي سفر به ايران از تاريخ 13 تا 22 ژوئيه (22 تا 31 تير ماه) اعلام كرد.

هاوكينگ قرار است كه در اين سفر علاوه بر بحث و تبادل نظر با فيزيكدان پژوهشگاه و ايراد سخنراني‌هاي تخصصي، تعدادي سخنراني عمومي هم داشته‌باشد كه البته هنوز ريز آن‌ها اعلام نشده‌است.

اما سفر استيفن هاوكينگ هم‌زمان شده با يكي از رويدادهاي بزرگ آموزشي فيزيك كه چند سالي است كه منتظر آن بوده‌ايم، يعني المپياد جهاني فيزيك. قرار است كه سي‌وهشتمين دوره المپياد جهاني فيزيك امسال در ايران و در دانشگاه صنعتي اصفهان برگزار شود و دانش‌آموزان برجسته جهان در زمينه فيزيك امسال براي اين امتحان به ايران بيايند.

دكتر سپهري، رئيس کميته برگزارکننده المپياد كه از پژوهشگران پژوهشگاه دانش‌هاي بنيادي و استاد دانشگاه شهيدبهشتي است، براي هرچه با شكوه‌تر برگزار كردن اين رويداد، بسيار زحمت كشيده‌اند. براي همين طوري برنامه‌ريزي شده كه استيفن هاوكينگ در خاتمه سفرش به ايران در مراسم اختتاميه المپياد جهاني فيزيك كه در اصفهان برگزار مي‌شود هم شركت كند.

حضور يك ميهمان رويايي

و خبر از همين‌جا به بيرون درز كرد. «تيرماه امسال ايران ميزبان يكي از پرآوازه‌ترين دانشمندان  دهه آخر قرن بيستم خواهد بود. پروفسور استيفن هاوکينگ، درپي دعوت IPM مسافرتش به ايران را تاييد کرد. اين سفر که ابتدا براي ماه آوريل برنامه‌ريزي شده بود، به دليل مشغله‌هاي پروفسور به ماه جولاي (تيرماه) تغيير کرد و با المپياد جهاني فيزيک مصادف شد

اين متن خبري است که در قسمت انگليسي سايت المپياد فيزيک (IPHO) منتشر شد. روزنامه همشهري اولين رسانه‌اي بود كه اين واقعه را پوشش داد. اما برگزارکنندگان المپياد فيزيک از ارائه توضيحات بيشتر در اين زمينه خودداري كردند: «بگذاريد در فرصت بهتر در اين باره صحبت کنيم. فعلاً مشغول ثبت‌نام تيم‌هاي شرکت کننده در المپياد هستيم. صبر کنيد کارها کمي جلوتر برود

اين تمام توضيحي بود که دکتر سپهري به ما داد و بعد هم در پاسخ به اين سؤال که آيا سفر هاوکينگ به ايران قطعي است، به اين جواب بسنده كرد: «شما از من مي‌خواهيد که به جاي هاوکينگ در مورد برنامه‌هايش جواب بدهم. »

پس از همشهري، بقيه رسانه‌ها هم به سراغ اين خبر رفتند و سرانجام دكتر ارفعي در كنفرانس خبري كه دو روز پيش در پژوهشگاه دانش‌هاي بنيادي (IPM) برگزار شد، جزييات اين سفر را تاييد كرد.

استيفن هاوکينگ در اين سفر از نقاط مختلف بازديد مي‌كند و با شخصيت‌هاي مهم علمي ملاقات خواهد داشت.

دكتر ارفعي دراين‌باره گفت: «حضور استيفن هاوكينگ در پژوهشگاه و در ديگر نقاط ايران عاملي براي شناساندن علوم به ويژه فيزيك و جايگاه مهم آن به جوانان خواهد بود؛ علاوه بر آن با توجه ويژه‌اي كه به وي مي‌شود اين امر مايه توجه بيشتر از سوي ساير دانشمندان به ايران و پژوهشگاه خواهد بود و در ارتقاي سطح كيفيت فعاليت‌هاي علمي و همچنين روابط علمي ايران با دانشمندان ساير كشورها اثر بسزايي خواهد داشت

مشهورترين دانشمند دنيا در ايران؟

استيفن هاوكينگ از دانشمندان برجسته كيهان‌شناسي و فيزيك نظري است كه نقش مهمي در فيزيك گرانش  داشته و مسايل اساسي مهمي را در اين زمينه مطرح و حل كرده‌است. او استاد فيزيك نظري در دانشكده فيزيك نظري و رياضيات كاربردي دانشگاه كمبريج و دارنده مقام CH و CBE و FRS از دربار بريتانياي كبير و صاحب كرسي لوكاسين در رياضيات كمبريج است.

هاوكينگ علاوه بر كار علمي تخصصي خود نقش مهمي را بر عمومي كردن علم داشته است و چندين كتاب در اين زمينه نوشته كه معروف‌ترين آنها «تاريخچه زمان» و «جهان در پوست گردو» است كه شهرت جهاني دارد.

اما اين كه آيا استيفن هاوكينگ به ايران مي‌آيد يا نه هنوز جاي پرسش است. هرچند كه ممكن است وي صراحتاً با اين سفر موافقت كرده‌باشد اما توجه داشته باشيد كه سفر دانشمندي به بزرگي و شهرت علمي هاوكينگ به ايران و آشنايي با فعاليت‌هاي بي‌نظير در زمينه فيزيك نظري در ايران شايد به مذاق خيلي‌ها خوش نيايد.

فعلاً كه در سايت رسمي ايشان هيچ چيزي در اين مورد درج نشده‌است و دوستان ما در كمبريج در دو، سه روز گذشته او را در محيط دانشكده فيزيك نظري دانشگاه كمبريج يا حتي شهر آكسفورد نديده‌اند. مطمئن باشيد كه در اولين فرصتي كه ايشان در آكسفورد آفتابي شوند، نظر ايشان را درباره اين سفر مي‌پرسيم و به اطلاع شما مي‌رسانيم

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 17:59  توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)  | 

سفر حجمي در خط زمان!

 

با آغاز فصل بهار و رويش دوباره جوانه‌ها‌ و مساعد شدن هواي تهران زمزمه سفر هاوكينگ به ايران دوباره شنيده شد.

درچند سال گذشته، روابط علمي بين‌المللي كشورمان در حوزه‌هاي مختلف با سراسر دنيا و به‌خصوص كشورهاي پيشرفته گسترش پيدا كرده است.

دراين بين پاي دانشمندان برگزيده علوم مختلف، مخصوصا برندگان جايزه نوبل در حوزه‌هاي گوناگون به ايران هم باز شده‌است و در سال پيش چند دانشمند برجسته در حوزه‌هايي نظير فيزيك و اقتصاد به ايران سفر كردند.

البته بيشتر اين سفرها نه سفرهاي كاري علمي بلكه بازديدها و سخنراني‌هاي عمومي و كلي بوده‌‌كه دانشگاه صنعتي شريف ميزبان آن‌ها بوده‌است.

اما در بعضي از دوره‌هاي كوتاه‌مدت پژوهشي كه به‌خصوص در پژوهشگاه دانش‌هاي بنيادي (مركز تحقيقات فيزيك نظري و رياضيات- IPM) برگزار مي‌شود، گروهي از دانشمندان برجسته علومي مثل رياضيات، فيزيك و علوم شناختي به ايران سفر كرده و سخنراني‌هاي علمي و دوره‌هاي كوتاه‌مدت درسي برگزار كردند كه در گسترش توجه جهاني به‌پيشرفت‌هاي علوم در ايران و پويايي و به‌روز بودن محيط علمي كشورمان بسيار تاثيرگذار بوده‌است.

سال گذشته در چند دوره صحبت از دعوت استفن هاوكينگ، كيهان‌شناس برجسته به ايران و سپس قبول دعوت اين سفر از سوي وي شد. درآن زمان معاون پژوهشي پژوهشگاه دانش‌هاي بنيادي، دكتر ارفعي كه به طور رسمي از هاوكينگ دعوت كرده‌بود،  اعلام كرد‌ سفر هاوكينگ به‌ايران قطعي است.

اما متأسفانه در زماني كه براي سفر درنظر گرفته‌شده‌بود،  استفن هاوكينگ كه مشكلات جسمي زيادي ناشي از بيماري ALS دارد، در‌گير بيماري‌اش شده‌بود و اين سفر به تعويق افتاد. البته درهمان زمان هم زمزمه‌هايي مبني بر عدم تمايل عده‌اي براي سفر هاوكينگ به ايران شنيده‌شد.

چنان كه پيش از آن هم قرار بود گابريل گارسيا ماركز، نويسنده شهير آمريكاي لاتين به ايران سفر كند كه اين سفر هم منتفي شد. اما ما هيچ وقت نفهميديم كه اين عده چه كساني هستند! به‌هرحال توهم توطئه هم اين مواقع توجيه خوبي است.

فيزيك بدني استفن هاوكينگ و جنجال‌هاي علمي و نظرات شخصي و غيرعلمي كه او در سال‌هاي پاياني قرن بيستم ابراز كرد،  او را به چهره جذاب،  مشهور و خبرساز علمي تبديل كرد.

طوري كه بسياري از افرادي كه در محيط علمي قرارندارند يا با جريان علمي آشنا نيستند، تصور مي‌كنند‌ او بزرگترين فيزيك‌دان بعد از آلبرت اينشتين است.

البته او كيهان‌شناس برجسته‌اي‌ است و نظرات بديعي در زمان خود درباره سياهچاله‌ها و ترموديناميك آن‌ها ارائه داده و شايد اگر بدبيني دائمي كميته نوبل نسبت‌به كيهان‌شناسي نبود،  الان او هم يك جايزه نوبل در جيبش داشت.

اما نوشتن چند كتاب علمي براي خوانندگان غيرمسلط به علوم و به‌خصوص كتاب مشهور «تاريخچه زمان» كه پرفروش‌ترين كتاب دنيا دراين زمينه بوده‌است،  او را درخارج از جهان علم بسيار مشهور كرده‌است.

به‌اين ترتيب، سفر هاوكينگ به ايران، براي بسياري از مردم جذاب است. به‌خصوص كه او باچنين وضعيت جسماني توانسته‌است سال‌ها درمتن جريان علمي قرار بگيرد و اين اراده بي‌نظير و شگفت‌انگيز او مي‌تواند مايه اميدي براي همه كساني باشد كه با نقص‌هاي فيزيكي و بدني، ذهني پويا و فعال در زمينه‌هاي گوناگون دارند.

با وجود لغو سفر سال گذشته هاوكينگ به‌ايران،  در آستانه سال جديد،  پژوهشگاه دانش‌هاي بنيادي اعلام كرد كه احتمالا بهار امسال،  تهران ميزبان اين كيهان‌شناس برجسته خواهد بود.

البته اين نخستين سفر هاوكينگ به ايران نيست. او حدود 35 سال پيش،  به‌عنوان يك توريست براي بازديد از نقاط تاريخي كشورمان،  به ايران آمده‌بود اما سفر درپيش‌رو،  اگر لغو نشود،  اولين سفر علمي او به كشورمان خواهد بود.

دكتر محمد جواد لاريجاني، رئيس پژوهشگاه دانش‌هاي بنيادي دراين‌باره مي‌گويد: «پروفسور استفن هاوكينگ قرار بود اواخر تيرماه گذشته، در يك سفر ۱۰ روزه به ايران بيايد كه اين سفر،  به‌خاطر مشكلات جسماني به‌تعويق افتاد. اما بعد از اين كه مشكلات جسماني او برطرف شد شرايط جوي و آب‌وهوايي ايران براي سفر هاوكينگ مناسب نبود. اما الان هم اكنون مقدمات سفر اين دانشمند براي بهار 87 آماده شده‌است.» آمدن او به ايران مي‌تواند اتفاقي جالب براي دوستداران علم در كشورمان باشد‌، البته اگر اين اتفاق بيفتد.

فيزيك‌دان جنجالي

هاوكينگ يكي از جنجالي‌ترين فيزيك‌دانان در محيط علمي بوده‌است. او ابتدا در جواني ادعا كرد كه تا دهه ۱۹۸۰، فيزيكدانان با ساخت نظريه ابرگرانش، گرانش و مكانيك كوانتمي را در قالب نظريه‌اي واحد بيان خواهند كرد به‌اين ترتيب، نظريه‌اي براي توجيه همه‌چيز خواهند يافت.

اما بعد كه اين اتفاق نيفتاد، اد‌عا كرد كه تا سال ۲۰۰۰، ‌نظريه ابر ريسمان، قادر به توضيح همه جهان خواهد بود. اما با پيشرفت علم؛ او هم بالاخره متوجه شد كه قضيه به‌اين سادگي‌ها هم نيست!

براي همين سرانجام در چند سال پيش از اين ادعاها اظهار پشيماني كرد و در كنفرانسي معروف گفت كه راه علم بسيار طولاني‌تر از اين حرف‌هاست.

تجربه گرانش صفر

در ۶۵‌ امين سالگرد تولد هاوكينگ، در ژانويه ۲۰۰۷ او اعلام كرد كه تمايل دارد‌ به فضا سفر كرده و بي‌وزني در فضا را تجربه كند. او نمي‌تواند به‌دليل شرايط جسماني‌اش به فضا برود براي همين در آوريل سال گذشته او سوار بر هواپيماي مخصوص ناسا براي تمرين‌هاي فضايي شد كه به مناطق فوقاني جو مي‌روند.

اين هواپيماها پس از اوج گرفتن، سقوط آزاد مي‌كنند. بياني ساده از اصل نسبيت عام اينشتين كه هاوكينگ متخصص آن است  و مي‌گويد سقوط آزاد در ميدان گرانشي يك‌نواخت، برابر با حالت گرانش صفر (بي‌وزني) است (جرم گرانشي و لختي يكي هستد).

به‌اين‌ترتيب، هاوكينگ كه تئوري نسبيت عام را به‌خوبي درك كرده و يكي از متخصصين آن است، اين‌بار آن را تجربه كرد.

علم براي عامه

استفن هاوكينگ، با نوشتن كتاب «تاريخچه زمان» در سال 1988 انقلابي در «نوشتن مطالب پيچيده علمي براي عامه» به‌پا كرد.

اين كتاب كه پرفروش‌ترين كتاب علمي دنيا و يكي از پرفروش‌ترين كتاب‌ها (غير از كتاب‌هاي مقدس) در تاريخ است، بدون داشتن حتي يك فرمول (از E=mc2 صرف‌نظر مي‌كنيم كه معروف‌ترين گزاره ‌علمي است) مباحث پيچيده گرانش، نسبيت‌عام، مكانيك كوانتمي و سرانجام تلفيق آن‌ها در نظريات مربوط به گرانش كوانتمي را براي عموم توضيح مي‌دهد.

او در سال 2001 كتاب ديگري در ادامه تاريخچه زمان منتشر كرد كه عنوانش «جهان در پوست گردو» است.

هاوكينگ در اين كتاب به مباحث جديدتر گرانش كوانتمي،  كه در دهه پاياني قرن بيستم مطرح شدند مي‌پردازد. هردو اين كتاب‌ها به‌فارسي ترجمه و چاپ شده‌اند.

هاوكينگ كيست؟

پروفسور استفن ويليام هاوكينگ،  دارنده مقام‌هاي CH (همنشين افتخاري پادشاه بريتانيا)،  CBE (سردار امپراتور بريتانيا- يكي از بالاترين مقام‌هاي افتخاري دربار)،  FRS (عضو انجمن پادشاهي) و FRSA (عضو انجمن پادشاهي فنون) فيزيكدان و كيهان‌شناس نظري و صاحب كرسي لوكاسين در رياضيات‌در دانشگاه كمبريج است.

كرسي‌اي كه قبل از او تنها 16 دانشمند ديگر صاحب آن بوده‌اند كه معروف‌ترين آن‌ها، بزرگ‌ترين دانشمند همه قرون و اعصار، سر آيزاك نيوتون است.

يكي ديگر از دانشمندان مشهور صاحب اين كرسي هم فيزيك‌دان برجسته انگليسي و از بنيان‌گذاران مكانيك كوانتمي نوين،  پل آدرين موريس ديراك است.هاوكينگ در دنياي علم به‌خاطر پژوهش‌هايش در زمينه گرانش كوانتمي مشهور است.

او در دهه 1970 با همكاري فيزيكدان برجسته،  راجر پن‌روز،  نشان داد كه سياهچاله‌ها واقعيتي در كيهان هستند كه براساس نظريه گرانش اينشتين (نسبيت عام)،  توجيه مي‌شوند. او همچنين پيش‌بيني كرد كه سياهچاله‌ها از خود تابش مي‌كنند كه اين تابش الان به «تابش هاوكينگ» معروف است.

هاوكينگ در نخستين روزهاي زمستان سال 1942 از پدري زيست‌شناس و مادري خانه‌دار به‌دنيا آمد. خانواده هاوكينگ در شمال لندن زندگي مي‌كردند اما در آن زمان نيروي هوايي نازي،  به‌شدت لندن را بمباران مي‌كرد.

براي همين در آخرين هفته‌هاي حاملگي،  مادرش براي درامان ماندن نوزاد از خطرات ناشي از جنگ،  به آكسفورد رفت و استفن در آن‌جا به‌دنيا آمد. بعد از آن،  خانواده به لندن برگشت و در سنت آلبان در شمال اين‌شهر ساكن شد.

هاوكينگ تحصيلات ابتدايي‌اش را تا 10 سالگي در مدرسه دخترانه سنت آلبان شروع كرد چون آن مدرسه، يكي از بهترين محيط‌هاي آموزشي بود. اما بعد از اين سن ديگر پسران نمي‌توانستند در اين مدرسه دخترانه تحصيل كنند.او تحصيلات دانشگاهي‌اش را در «يونيورسيتي كالج» آكسفورد آغاز كرد.

پدرش اصرار داشت كه او پزشكي بخواند اما او رياضيات را ترجيح داد و پس از مدت كوتاهي به فيزيك تغيير رشته داد. ‌يكي از استادان حل تمرين او در آن‌زمان درباره قدرت شگفت‌انگيز ذهني و تسلط او به مسائل مختلف علمي مي‌گويد كه كافي بود كه در اخبار روزمره مثلاً در روزنامه نيويورك‌تايمز بخواند كه فيزيك‌داني، فلان كشف نظري را انجام داده‌است.

آنگاه او با همين سرنخ كوچك اين محاسبات و كشفيات را دوباره انجام مي‌داد،  بدون اين‌كه از جايي كمكي بگيرد. بعد از گرفتن ليسانس،  براي ادامه تحصيل در كيهان‌شناسي نظري،  وارد كمبريج شد.

در آن زمان بود كه علايم بيماري ALS (از كارافتادگي سلول‌هاي عصبي حركتي) در او ظهور كرد. در چنين وضعيتي بود كه او در سال 1965، دكترايش را گرفت. پزشكان به‌او گفته‌بودند كه تنها چند ماه زنده‌مي‌ماند.

نخستين ازدواج هاوكينگ در همان‌سال با جين ويلد،  دانشجوي زبان‌شناسي كمبريج بود؛  ازدواجي كه در سال 1991 فرجامش طلاق بود. بعد از آن هاوكينگ در 1995 با الين ميسون، پرستارش ازدواج كرد.

الين همسر سابق ديويد ميسون، برنامه‌نويس نخستين ويرايش برنامه كامپيوتري بود كه هاوكينگ را قادر به برقراري ارتباط با بيرون مي‌كرد. البته اين ازدواج هم، فرجامش طلاق بود

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 17:56  توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)  | 

هاوکینگ:‌ علم باید به اندازه داستان مهیج باشد

 

اخترفیزیکدان انگلیسی استفن هاوکینگ که کتابی جدیدش در باره کیهان برای کودکان به در حال انتشار است، از تمایل خود به "مهیج‌کردن علم واقعی به اندازه داستان های علمی - تخیلی" سخن گفت.

به گزارش خبرگزاری فرانسه استفن هاوکینگ دوشنبه 3 سپتامبر (12 شهریور) در دانشگاه کمبریج که او استاد آن است، به خبرنگاران گفت: "توضیح دادن چیزها به کودکان ساده‌تر است زیرا آنها ذهن‌هایی گشوده دارند و مشتاق آموختن هستند."

کتاب جدید هاوکینگ با نام "راهنمای سری جرج برای جهان" George's Secret Key to the Universe اولین کتاب از یک سه‌گانه طراحی‌شده است، که طرز کار منطومه شمسی، سیارک‌ها، سباهچاله‌ها - یکی از موضوع‌های مورد علاقه هاوکینگ - و سایر اجرام سماوی را با زبان گروهی از قهرمانان کمسن و سال بیان می‌کند.

این کتاب پنج‌شنبه این هفته به زبان فرانسه و هفته بعد  به زبان انگلیسی منتشر خواهد شد و قرار است در 29 کشور فروخته شود. دومین کتاب از این سه‌گانه سال آینده منتشر خواهد شد.

کتاب حدید هاوکینگ و دخترش 

هاوکینگ این کتاب را به همراه دخترش لوسی، که ایده  آن را مطرح کرد، و کریستوف گالفارد، اولین فرانسوی که یک تز دکترا درمورد نظرات هاوکینگ می‌نویسد، نوشته است.
هاوکینگ گفت: "هدف ما این است که علم واقعی را به همان اندازه داستان‌های علمی- تخیلی  هیجان‌انگیز کنیم"

لوسی هاوکینگ که خود روزنامه‌نگار و نویسنده است، به خبرنگاران گفت یکی از چیزهایی که پدرش مرتب به آن اشاره می کرد این بود " به اندازه کافی داستان علمی- تخیلی وجود دارد، ما باید به حقایق علمی بپردازیم."

گالفارد نیز در این نشست خبری گفت که این سه‌گتنه به هدف "فراهم‌آوردن دیدگاه مدرنی از کیهان‌شناسی از مهبانگ تا زمان حاضر است."

او افزود: "همه آنچه ما در جهان می‌بینیم دقیقا مربوط به وقایعی است که در قبل رخ داده‌اند."

تنها عنصر تخیلی کتاب هاوکینگ، ابرکامپیوتری به نام کاسموس است که راه را برای سفر جرج و دوستانش  بر روی یک سیارک به درون فضا می‌گشاید.

هاوکینگ در باره کتابش گفت:‌ "تا به حال کتابی مانند این ندیده‌ام. فکر می‌کنم کتابی منحصر به فرد باشد."

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 17:47  توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)  | 

لذت بردن از زندگي

خواب ديدم  كه چیزهای بسیار با ارزشی وجود دارد كه بايد در عين ناتواني انجام داد. رؤیاهای دیگری كه چندین بار دیدم، این بود كه باید زندگی‌ام را برای نجات دیگران قربانی كنم.

بسياري از ما معلوليت را نااميدي، پايان كار و زندگي دانسته به خلوت‌خانه پناه برده و انزوا و گوشه‌گيري پيشه مي‌كنيم. اما توانايي‌هاي انسان بيش از اين‌هاست و نمونه‌هاي واقعي نيز كه اين ايده را ثابت كنند پرشمارند.

 آنچه در ادامه مي‌خوانيد گوشه‌اي از زندگي سراسر اميد و تلاش مداوم با موفقيت فيزيكدان مشهور و صاحب‌نام انگليسي استفان‌هاوكينگ است كه با وجود معلوليت پيچيده سلسله اعصاب، صاحب كرسي فيزيك در دانشگاه كمبريج است، با هم مي‌خوانيم.

 اغلب مورد سؤال قرار می‌گیرم كه «احساس شما در مورد بیماری ALS چگونه است؟» پاسخم طولاني نیست: من در حد امكان تلاش می‌كنم تا زندگی را به‌طور عادی پیش ببرم. درباره شرایط خودم فكر نكنم و به خاطر چیزهایی كه ندارم تأسف نخورم.

برای من ضربه بزرگی بود كه كشف كنم بیماری سلسله اعصاب دارم. در زمان كودكی هرگز یك سیستم فیزیكی هماهنگ و كامل بدنی نداشتم. در انواع بازی‌های با توپ خوب نبودم، دست خط من اغلب موجبات یأس و نومیدی آموزگارانم را فراهم می كرد.

شاید دلیل آن اين بود كه به ورزش و فعالیت‌های بدنی اهمیتی نمی‌دادم. اما به نظر می‌رسید كه در سن هفده سالگی هنگام ورود به دانشگاه آكسفورد مسائل تغییر كرده است. در دانشگاه رشته ورزشی‌ام را قایقرانی انتخاب كردم. پاروزنی من در حد استاندارد نبود ولی در مسابقه ورودی كالج قبول شدم.در سومین سال دانشگاه آكسفورد، متوجه شدم كه به تدریج مهارت خود را دارم از دست می‌دهم.

وقتي وارد دانشگاه كمبریج شدم، زمانی كه پدرم متوجه بیماری من شد، مرا نزد پزشك خانواده برد و او مرا به یك متخصص معرفی كرد. خلاصه پس از بیست و یكمین سالروز تولدم، برای یك سری آزمایشات به بیمارستان مراجعه كردم. به مدت دوهفته در آنجا بودم و در این مدت آزمایش‌های متنوعی روي من انجام شد.

 ولی پس از این همه نگفتند كه بیماری من چیست، جز اینكه فهميدم بيماري من تصلب شدید بافت‌ها نبود و یك مورد نمونه بود. به هرحال این طور نتیجه گرفتم كه آنها انتظار بدترشدن بیماری مرا دارند و اینكه هیچ كاری هم نمی‌توانند انجام دهند جز اینكه مقداری ویتامین به من بدهند.

واقعیت این بود كه من بیماری غیر قابل علاجی داشتم، اینكه چنين بیماری در ظرف چند سال مرا از بین می‌برد، برایم یك ضربه بود. چرا اين بيماري بايد به سراغ من بيايد؟ چرا می‌بایست زندگی ام این گونه به پايان برسد.

 زمانی كه در بیمارستان بستری بودم، پسری را می‌دیدم كه بعداً به طورمبهمی فهمیدم از سرطان خون درگذشته است. او در تخت مقابل من بستری بود. این منظره نشانه خوبی نبود. اما آنجا آشكارا افرادی بودند كه وضعشان بسیار بدتر از من بود و حداقل شرایط من طوری بود كه بيماري خودم را احساس نمي‌كردم. هرگاه تمایل به تأسف برای خودم پیدا می‌كنم، آن پسر را به یاد می‌آورم.

 ندانستن اینكه چه چیزی در جریان است تا برایم اتفاق بیفتد، یا چگونه بیماری من به سرعت پیشرفت خواهد كرد، مرا در یك پایان آزاد قرار می‌داد. دكترها مرا تشویق به بازگشت به كمبریج و پیش بردن تحقیقاتی كردند كه در نسبیت عام و نجوم آغاز كرده بودم. ولی پیشرفت چندانی به دست نمی‌آوردم زیرا زمینه زیادی در ریاضیات نداشتم. به هرحال ممكن بود كه مدت زیاد و كافی زنده نباشم تا دكترای خود را به اتمام برسانم. احساس تراژیكی داشتم.

 رؤیاهای من در آن زمان آشفته بود. پیش از آنكه بیماری‌ام تشخیص داده شود، زندگی بسیار خسته‌كننده شده بود. به نظر نمی‌رسید هيچ كار‌ی ارزش انجام دادن داشته باشد. ولی به فاصله كوتاهی پس از این كه از بیمارستان خارج شدم، خواب دیدم كه برای عمل جراحی به بیمارستان می‌روم.

 ناگهان دریافتم كه چیزهای بسیار با ارزشی وجود دارد كه می‌توانم انجام دهم، اگر مهلت داشتم. رؤیاهای دیگری كه چندین بار دیدم، این بود كه باید زندگی‌ام را برای نجات دیگران قربانی كنم. پس از این همه، اگر قرار بود بمیرم، مرگ من می‌بایست اثر خوبی داشته باشد. ولی نمردم و در واقع گرچه سايه تاريك ابری روی آینده‌ام سنگینی می‌كرد، با شگفتی دریافتم كه نسبت به قبل، از زندگی لذت بیشتری می‌برم.

 

 در تحقیقات پیشرفت كردم و با دختری به نام جین وایلد نامزد شدم. دختری كه در همان زمان تشخیص بیماری‌ام با او آشنا شده بودم. این آشنایی زندگی مرا تغییر داد و به من چیزی هديه كرد كه برای آن زندگی كنم و نیز این معنی را می‌داد كه اگر می‌خواستیم ازدواج كنیم باید شغلی به دست می‌آوردم.

بنابراین از یك انجمن تحقیقات در دانشگاه كمبریج درخواست كار كردم. با كمال شگفتی عضویت من پذیرفته شد و ما چند ماه بعد ازدواج كردیم. عضویت در انجمن، مسأله استخدام فوری مرا نیز حل كرد.

 من خوشبخت بودم كه در زمینه فیزیك نظری به كار مشغول شدم. زیرا این كار یكی از معدود زمینه‌هایی بود كه شرایط بدنی در آن مانعی جدی به حساب نمی‌آمد. پیشرفت علمی‌ام نیز افزایش پیدا كرد. در همان زمان بود كه عدم توانایی‌های من آشكارتر شد و این باعث شد كه من فقط تحقیق كنم بدون اینكه اجباری در ارائه سخنرانی یا تدریس داشته باشم.

بعد از چهارسال، بالا و پایین رفتن از پله‌ها بسیار دشوار می‌شد. در همین زمان، دانشكده قدردانی نسبتاً بیشتری از من كرد. آنها آپارتمانی را در طبقه همكف به من عرضه داشتند كه در مالكیتشان بود.

آن خانه برای من بسیار مناسب بود زیرا اتاق‌های بزرگ و درهای عریض داشت. می‌توانستم راحت با صندلی چرخدار برقی به دپارتمان‌های دانشگاه یا دانشكده خود دسترسی داشته‌ باشم. ضمناً آن خانه برای 3 فرزند ما هم قشنگ و مناسب بود. زیرا اطراف آن باغی بود كه به وسیله باغبان‌های دانشكده نگهداری و مراقبت می‌شد.

تا سال 1974 من قادر بودم كه خودم غذا بخورم، به تختخواب بروم و بیرون بیایم. جین به من كمك می‌كرد و مراقبت و تربیت بچه‌ها را هم بر عهده داشت. بدون این كه از خارج منزل كمكی داشته باشد.

 مسائل هر روز مشكل‌تر می‌شد بنابراین ما ناچار شدیم از یكی از دانشجویان گروه تحقیق خود بخواهیم تا با ما زندگی كند. براي راحتی بیشتر من و مراقبت كامل، آنها با هم به من كمك می‌كردند كه برخیزم و به تختخواب بروم. از سال 1980 پرستاران خصوصی برای یك تا دو ساعت صبح و شب به خانه ما می‌آمدند. این موضوع ادامه داشت تا اینكه در سال 1985 دچار ذات‌الریه شدم. مجبور به عمل شكافتن نای برای جلوگیری از خفگی بودم. پس از آن می‌بایست برای تمام 24 ساعت پرستار داشته باشم و این با كمك‌های چندین مؤسسه عملی شد.

 قبل از عمل جراحی، حرف زدنم بدتر شده بود. آن چنان كه تنها تعداد كمی كه مرا به خوبی می‌شناختند، حرف‌هايم را می‌فهميدند. اما حداقل می‌توانستم با اشخاص ارتباط برقرار كنم. مقالاتی را با دیكته كردن به یك منشی تهیه كردم و سمینارهایی از طریق یك نفر مفسّر كه كلمات مرا روشن‌تر و واضح‌تر تكرار و بیان می‌كرد، برگزار نمودم.

 بعد از عمل، توانايی حرف زدن را كامل از دست دادم. برای مدتی تنها راهی كه می‌توانستم ارتباط برقرار كنم این بود كه واژه‌ها را حرف به حرف هجی كنم. آن‌هم با بالا بردن ابروهایم، زمانی كه شخص كمك‌كننده، حروف الفبا را روی یك صفحه نشان می‌داد. به راستی كار بسیار مشكلی است كه یك سخنرانی را به این شكل اجرا كنیم و یا به تنهایی یك مقاله علمی بنویسیم.

به هرحال یك كارشناس متخصص كامپیوتر در كالیفرنیا به نام والت وولتوز كه وضع بد مرا شنیده بود، برنامه‌ای كامپیوتری را كه طرح كرده بود برايم فرستاد. این برنامه به من اجازه می‌داد تا واژه‌ها را از یك سری واژه روی مونیتور انتخاب كنم و این‌كار با فشار یك دكمه عملی می‌شد. برنامه همچنین با یك دكمه قابل كنترل بود و با حركت سر یا چشم عمل می‌كرد. به اين ترتيب آنچه را می‌خواستم بگویم می‌ساختم و به یك كامپیوتر سخنگو ارسال می‌كردم. ابتدا برنامه مزبور را روی یك كامپیوتر رومیزی به اجرا در آوردم.

 دیوید میسون، مسئول برقراری ارتباطات دانشگاه كمبریج یك كامپیوتر قابل حمل و یك كامپیوتر سخنگو را روی ویلچر من سوار كرد. این روش مرا بیش از آنچه قبلاً می‌توانستم، قادر به ارتباط كرد.

 من اكنون می‌توانم به ميزان 15 واژه در دقیقه بسازم. به این ترتیب می‌توانم آنچه را كه مي خوانم روی یك دیسك نيز ضبط كنم، سپس می‌توانم آن‌را چاپ كنم. با به كار بردن این روش، من یك كتاب و حدود 12مقاله علمی نوشته‌ام. همچنین گفت‌وگوهای علمی و حتی معمولی بسياري انجام داده‌ام كه تمام آنها به خوبی از طرف مخاطبان دریافت شده است.

 تنها اشكال در این است كه به صدای من تلفظ آمریكایی می‌دهد!من در واقع در تمام طول زندگی بزرگسالی خود دچار بیماری سیستم سلسله اعصاب بوده‌ام. ولی این بیماری هرگز مرا از داشتن یك خانواده بسیار جذاب و موفقیت در كارم باز نداشته است. سپاس خود را از كمك‌های همسرم جین، فرزندانم و تعداد زیادی از دوستان و مؤسسات مختلف ابراز می‌كنم. من خوشبخت بوده‌ام به خاطر اینكه شرایط بیماری من بسیار آهسته‌تر از موارد مشابه، پیشرفت كرده است و این نشان دهنده آن است كه انسان نیاز دارد هیچ گاه امید خود را از دست ندهد

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 17:44  توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)  | 

تلفن‌همراه تا‌ شونده در راه است

 

گوشي تلفن همراه نسل آينده با تكنولوژي نانو ساخته مي‌شود.به گزارش شبکه تلويزيوني يورونيوز، مرکز تحقيقات نوکيا با همکاري مرکز علوم نانوي دانشگاه کمبريج انگليس نوعي از گوشي‌هاي نسل آينده را با استفاده از فن آوري نانو خواهند ساخت. از ويژگي‌هاي اين گوشي تلفن همراه اين است که مي توان آن را سه‌بار تا کرد، همچنين انرژي مورد استفاده اين گوشي از نور خورشيد تامين مي‌شود.

Morph phone  

اين گوشي براساس نيازهاي مختلف، اشکال مختلفي به خود مي‌گيرد که در اين ميان مي‌توان به حالت پهن براي ارسال پيام و حالت خميده براي بستن به مچ دست و حمل آن اشاره کرد. در حال حاضر دانشمندان در آزمايشگاه‌هاي مجهز در حال آزمايش قابليت ارتجاع و حالت انعطاف پذيري مواد سازنده اين گوشي هستند.
همچنين موارد بکار رفته در اين گوشي ويژگي پاک کنندگي خودکار دارند که آلودگي‌ها و اثرات انگشت را از سطح خود پاک مي‌کند.
يکي از محققان دانشگاه کمبريج مي‌گويد هدف از اين تحقيقات ساخت ترکيباتي است که از لحاظ انعطاف پذيري ويژگي‌هاي پوست انسان را داشته باشند.
پيش بيني مي‌شود در صورت موفقيت دانشمندان براي ساخت اين نوع گوشي، اولين گوشي ساخته شده در سال 2018 رونمايي شود

+ نوشته شده در  شنبه دهم فروردین 1387ساعت 0:39  توسط هیئت تحریره وبلاگ راهکار   | 

 

از دير باز رسانه‌ها با اهداف و چشم‌اندازهاي مختلف پا به عرصه توليد و نشر آثار خبري و تحليلي گذاشته و اين اهداف را همراه با هزينه كردن سرمايه‌هاي بسياري به دست آورده‌اند كه گه‌گاه جاني، مالي و اعتباري نیز بوده‌اند.

در پايان قرن بيستم و با گسترش تكنولوژي‌هاي نوين ارتباطي و منابع متعدد تأمين نيازهاي رسانه‌اي مخاطبان، اين سؤال همواره براي مديران و سياستگذاران رسانه‌ها مطرح بوده كه آيا سرمايه‌گذاري براي تأسيس و راه‌اندازي و مديريت يك رسانه با توجه به اهداف پيش‌ رو، اقدامي معقولانه است؟ اين سؤال البته بيشتر براي رسانه‌هايي مطرح است كه از طرف دولت (goverment ) و احزاب حمايت مالي نمي‌شوند و به صورت مستقل فعاليت مي‌كنند.
 
رابطه رسانه‌ها و اقتصاد بيشتر بر اين استوار است كه مديران و سياستگذاران رسانه‌ها بدانند كه با بهره‌گيري از منابع موجود، چگونه مي‌توانند نيازها و خواست‌هاي خبري، تحليلي و به‌طور كلي اطلاعات مخاطبان را برطرف سازند؛ موضوع مهمي كه ‌اغلب مورد توجه جدي مديران رسانه‌ها قرار نمي‌گيرد و در بلندمدت گريبان مؤسسه  رسانه‌اي آنها را مي‌گيرد.
علم اقتصاد رسانه‌اي- كه امروزه در دانشگاه‌هاي معتبر بين‌المللي به عنوان يك رشته تحصيلي جديد در حوزه ارتباطات تدريس مي‌شود- عوامل تاثيرگذار در توليد كالا و خدمات رسانه‌اي و چگونگي تخصيص اين توليدات براي مصرف را مورد بررسي و واكاوي قرار مي‌دهد. اما براساس تعاريف موجود از علم اقتصاد و به اذعان اقتصاددانان، اين علم به چگونگي اختصاص يافتن منابع محدود يا ناياب در جهت تأمين نيازها و خواسته‌هاي نامحدود مي‌پردازد؛ به عبارتي، اقتصاد را مي‌توان علم مديريت منابع در دسترس و مديريت اين منابع در جهت اهداف متعالي‌تر از منابع تعريف شده دانست. اين تعريف كوتاه از علم اقتصاد به اين جهت آورده مي‌شود كه درك كامل شرايط اقتصادي با توجه به هزينه‌هاي گزاف مديريت رسانه‌ها در دنيا، بسيار ضروري است.
 
براساس تعريف اقتصاددانان از تخصيص منابع به اين نتيجه مي‌رسيم كه منابع موجود براي تأمين همه خواسته‌هاي عمومي و خصوصي كافي نيستند. از اين رو، بين خواسته‌ها و منابع موجود بهترين انتخاب صورت مي‌گيرد و مشخص مي‌شود كه كدام نياز و چه تعداد از خواسته‌ها بر آورده خواهند شد، سپس اين تخصيص منابع در پاسخ به سؤال‌هاي اساسي و مهمي مثل اينكه چه كالايي بايد توليد و منتشر شود؟ چگونه بايد توليد شود؟ و چه كساني كالاها و خدمات توليد شده را مصرف خواهند كرد؟ جهت‌گيري مي‌شوند.
 
در مورد توليد و عملكرد رسانه‌ها مي‌توان اين 3 مورد را به كار برد و در نظر گرفت كه نخستين بازار كالايي كه رسانه‌ها در آن شركت دارند، بازار توليدات رسانه‌اي است كه شامل اخبار، گزارش، تحليل و به‌طور كلي اطلاعاتي است كه از طريق ژورناليسم عرضه شده و به مصرف‌كنندگان و مخاطبان ارائه مي‌شود.
باید توجه داشت که منظور از واژه «توليد» در اقتصاد رسانه‌اي، خلق كالاها و خدمات براي مصرف‌كنندگان و «مصرف» نيز به معني استفاده از كالاها و خدمات و برطرف كردن نيازها و خواسته‌هاي آنان است. اساس كار تجاري و تبليغاتي رسانه‌ها هم به منظور اعتمادسازي و جلب نظر مصرف‌كنندگان و در نهايت صرف‌كردن هزينه- اعم از پول و زمان- براي استفاده از توليدات رسانه‌هاست.
  
روش‌هاي تأمين منابع مالي هم در رسانه‌هاي مختلف، متفاوت است.  براي نمونه در روزنامه‌‌ها، مجلات،‌ هفته‌نامه‌ها و بولتن‌هاي ماهانه يا فصلي، در آمد بر پايه درج آگهي‌هاي تبليغاتي و انعكاس اخبار به صورت ويژه( Reportaje)- (با رعايت شرافت و اصول كار مطبوعاتي) است. خبرگزاري‌ها و سايت‌هاي خبري درآمدهاي هزينه‌اي خود را از طريق انعكاس آگهي‌هاي تجاري در محيط مجازي خود و نيز حمايت‌هاي دولت يا حكومت يا احزاب يا هيأت‌هاي مديران خود به دست مي‌آورند. شبكه‌هاي تلويزيوني‌ و ماهواره‌اي نيز از طريق جذب بازيگران سرشناس، پخش آگهي‌هاي تجاري- تبليغاتي در زمان‌هاي پر بيننده پخش، افزايش بودجه برنامه‌ها و در تلويزيون‌هاي دولتي نيز بودجه‌هاي مصوب دولت و مجلس كه به صورت سالانه به آنها اختصاص داده مي‌شود، منابع مالي خود را تامين مي‌كنند. اما گردانندگان رسانه‌ها به منظور افزايش ميزان توليدات خود و در نتيجه افزايش درآمدهاي رسانه مطبوع، به فراهم آوردن 2 شرايط ايدئال براي توليدكنندگان برنامه‌هاي رسانه‌اي مي‌پردازند؛ نخست آنكه درصد مطلوبيت رسانه خود را افزايش مي‌دهند.
 
اقتصاددان‌ها به منظور اندازه‌گيري هر واحد از رضايت خاطري كه مصرف كنندگان به دست مي‌آورند، مقياسي به كار مي‌برند كه در اصطلاح اقتصادي «فايده» ناميده مي‌شود. «مطلوبيت عددي» معيار اندازه‌گيري رضايت خاطر مصرف‌كنندگان از مصرف كالاست و اين موضوع هم براي توليدكنندگان در رسانه‌ها و هم براي گردانندگان و سياستگذاران رسانه‌ها بسيار مورد توجه است كه بدانند مطلوبيت رسانه پيش رويشان چقدر است و اينكه آيا اين ميزان مطلوبيت، در آينده رشد خواهد كرد يا خير؟
 
دوم آنكه مديران و گردانندگان رسانه‌ها سعي بر افزايش اعتبار رسانه خود يا در اصطلاح «اعتبار افزايي» آن را دارند؛ چرا كه در حال حاضر و با گسترش وسايل ارتباط جمعي، منابع خبري و دروازه‌هاي كسب اطلاعات بسيار گسترده شده است.
 
اما بدون شک رسانه‌هايي در اين بين موفق هستند كه بتوانند به صورت ويژه‌ اعتماد مشتري و مخاطب را جلب كنند تا وي در هر صورت، يك رسانه را مورد توجه قرار دهد و انگشت انتخاب روي آن بگذارد. اعتمادزايي سبب خواهد شد كه رسانه، مخاطبان ويژه‌اي داشته باشد و تحت هر شرايطي به حيات خود ادامه دهد؛ چرا كه سرمايه‌گذاران در رسانه‌ها بر اين اصل بسيار توجه دارند كه مركز سرمايه‌گذاري آنها از چه ميزان اعتبار و مقبوليت برخوردار است. در ميان رسانه‌ها، بدون شك آنهايي مي‌توانند پايدار و موفق باشند كه به موضوع اقتصاد رسانه‌اي به عنوان يك علم نوين در علوم ارتباطات توجه كافي و وافي داشته و پيكان هزينه كرد منافع خود را بر 2 اصل مطرح شده مطلوبيت و اعتمادزايي بچرخانند.

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم فروردین 1387ساعت 9:36  توسط هیئت تحریره وبلاگ راهکار   | 

رسانه‌ها در جستجوي مدل‌هاي جديد تجاري

 

رسانه‌ها با توجه به تداوم بحران‌ها براي صنعت خبررساني، مشتاقانه در پي کشف مدل‌هاي موفق تجارت هستند

خبرگزاري آلمان از واشنگتن گزارش داد، در چهارمين گزارش سالانه درباره وضع رسانه‌هاي آمريکا که موسسه تحقيقاتي پيو (PEW) در واشنگتن آن را با عنوان «پروژه تفوق در خبرنگاري» منتشر کرده، آمده است، رسانه‌هاي کلاسيک مسيرهاي کاملا متفاوتي را انتخاب کرده‌اند تا بتوانند از دست دادن بينندگان و خوانندگان‌شان را جبران کنند.

در حالي که برخي رسانه‌ها به شکلي قوي بر پوشش اخبار محلي و منطقه‌اي متمرکز شده‌اند، برخي ديگر به انتشار اخبار جانبدارانه و مجادله‌برانگيز روي آورده‌اند.

بسياري از رسانه‌ها از طريق ارتباط گرفتن قوي با خبرنگاران شهري، وبلاگ‌نويسان و مبتکران محلي تلاش کرده‌اند جايگاه خود را حفظ کنند. اغلب روزنامه‌ها حتي نام‌شان را در شاخه‌هاي غيررسانه‌اي اما پول‌ساز، مثلا بازار گردشگري، وارد کرده‌اند. همه اين استراتژي‌ها آن گونه که دانشمندان علم رسانه مي‌گويند، حاوي مخاطرات مالي و در همين حال خطراتي براي روزنامه‌نگاري فاخر است.

اين تحقيق تاکيد مي‌کند، اگر چه توزيع روزنامه‌ها و همچنين سقف بينندگان خبرهاي تلويزيوني روند کاهنده‌اي را سير مي‌کند، اما در مجموع نمي‌توان از سير نزولي علاقه به کسب اطلاعات به روز صحبت کرد.

اين محققان رسانه‌اي مي‌گويند: «روزنامه‌نگاري سنتي، آنگونه که برخي گمان مي‌بردند، از اهميت نخواهد افتاد

با اين حال به گفته آنها، شهروندان آمريکايي امروزه به مدد اينترنت، قوي‌تر از گذشته اخبار را از ديگر رسانه‌ها به جاي رسانه‌هاي کلاسيک کسب مي‌کنند.

مشکل مالي
اما ميزان خوانده شدن روزنامه‌هاي آمريکايي که سال گذشته در مجموع ضرر تلخي را در ميزان فروش متحمل شد، در مجموع در حال حاضر کاهش نيافته است. دليل اين امر آن است که بسياري از آمريکايي‌ها اين روزنامه‌ها را در اينترنت – يا صفحات اينترنتي ياهو، گوگل يا AOL مطالعه مي‌کنند، يعني جايي که منبع توليد اخبار نيستند، بلکه فقط آنها را سازماندهي و گردآوري مي‌کنند.

از اين رو بزرگ‌ترين مشکل رسانه‌هاي آمريکا کم شدن شمار خوانندگان خبرها و گزارش‌هاي آنها نيست، بلکه آنها دچار مشکل مالي هستند. نمي‌توان با اينترنت و از طريق تبليغات اينترنتي به جبران ضررهاي سنگين مالي پرداخت. حتي «نيويورک تايمز»، با جلب 14.7 ميليون آمريکايي در ماه به صفحات اينترنتي خود، هم در اين زمينه موفق نشده است

در اين تحقيق آمده است: «هر چه پيش مي‌رويم مشخص‌تر مي‌شود که صنعت خبررساني بايد بتواند مدل‌هاي تجاري بسيار تهاجمي‌تري را نسبت به گذشته ايجاد کند

روزنامه‌های آمریکا به سيستم آگهی آنلاین می‌پیوندند

 

گروهی از ناشران روزنامه‌های آمریکا اعلام کردند به یک سيستم فروش آگهی آنلاین می‌پیوندندبا این هدف که بتوانند سفارش‌های بیشتری از آگهی‌دهندگان در سطح ملی به دست آورند.

به گزارش آسوشیتدپرس 26 شرکت روزنامه‌ای پنج‌شنبه 20 مارس (اول فروردین) اعلام کردند که به یک شبکه فروش آگهی می‌پیوندند که ماه قبل شرکت‌های گانت، هرست و نیوریورک تایمز آنرا به راه انداختند.

با این اقدام تعداد روزنامه‌های عضو این شبکه با نام QuadrantOne عملا دو برابر می‌شود و به 250 روزنامه می‌رسد.

اعضای جدید این شبکه شامل چند شرکت بزرگ روزنامه‌ای هستند، از جمله شرکت مک کلاچی، سومین ناشر روزنامه‌ای آمریکا از لحاظ تیراژ  و ای اچ بلو که صاحب روزنامه‌هایی مانند دالاس مورنینگ نیوز و  شرکت مدیا جنرال است.

شرکت‌های که به QuadrantOne پیوسته‌اند در یک کنسرسیوم جداگانه با شرکت اینترنتی یاهو نیز سهيم هستندتا در سایر حوزه‌های آنلاین  از جمله مشاغل طبقه‌بندی‌شده، جستجو، ارسال اخبار جدید روی بخش خبری یاهو و آگهی‌های آنلاین محلی همکاری کنند.

QuadrantOne ذخیره مشترکی مرکزیت‌یافته از از واحدهای آگهی استانداردشده از روزنامه‌ها در سراسر آمریکا ایجاد خواهد کرد که که می‌تواند به صورت گروهی به آگهی‌دهندگان بزرگ فروخته شود.

هدف این است که فرایند خرید آگهی‌های آنلاین در سطح ملی در مقیاس‌های بزرگ برای آگهی‌دهندگان شرکت‌های بزرگ مانند شرکت‌های پوشاک در سراسر آمریکا آسانتر شود، بدون اینکه نیاز باشد که با بسیاری از خروجی‌های رسانه‌ای محلی قراردادهای جداگانه منعقد شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم فروردین 1387ساعت 9:35  توسط هیئت تحریره وبلاگ راهکار   | 

 

در آزمايشگاه يك دانشگاه در حومه توكيو، دانشجويان مهندسي سخت مشغول سروكله زدن و سيم‌پيچي صورت يك روبات هستند تا آن را نسبت به شش حس ابتدايي: خشم، ترس، غم، شادي، تعجب و نفرت حساس كنند.

 

كانسِي

«كانسي»(حساسيت)، روبات مورد نظر كه در داده‌ها و برنامه‌هايش كلمه‌هايي از پيش تعيين شده وجود دارد، با شنيدن كلمه «جنگ» در قيافه‌اش ترس و نفرت ديده مي‌شود و با شنيدن كلمه «دوست داشتن» لبخند روي لب‌هاي صورتي‌اش مي‌نشيند.

 

كانسِي

«جونيچي تاكنو»، سرپرست پروژه از دانشگاه «ميچي» مي‌گويد: «روبات‌ها براي زندگي در ميان انسان‌ها بايد از پس وظيفه‌هاي اجتماعي پيچيده بر بيايند. آنها بايد با احساس كار كنند، يعني احساس‌ها را بفهمند و حس‌شان كنند
در ژاپن روبات‌هاي زيادي وجود دارند، در كارخانه‌ها، خانه و...، روبات‌هايي كه سوشي (نوعي غذاي ژاپني) مي‌پزند،  برنج مي‌كارند و... البته همه اين روبات‌ها شكل و شمايل انساني ندارند،‌ برخي‌ شبيه حيواناتند، پشمالو يا شبيه قطعه‌هاي صنعتي.
براي ژاپني‌ها جداي از نياز به حضور روبات‌ها به خاطر بالا بودن تعداد افراد مسن، روبات‌ها در فرهنگ عامه اين كشور  نماد  كمك‌كننده‌هاي مؤثر و  حتي دوست هستند؛ چيزي بالاتر از دستگاه‌ها و سيستم‌هاي خطرناكي كه اغلب در فيلم‌هاي علمي-تخيلي غربي مي‌بينيم.

در فرهنگ ژاپني‌ها ايدة روباتي با شكل و شمايل انسان و احساسات بشري در مقايسه با ديگر فرهنگ‌ها يك تهديد به حساب نمي‌آيد و برايشان امري عادي  است.

 

آسيمو، روبات انسان نماي مشهور

در برخي كشورها هنوز مردم  دراين فكر هستند كه آيا نياز است كه  در خانه‌‌شان يك روبات باشد، در صورتي كه در ژاپن  روبات‌ها جزيي از  زندگي هستند. دراين كشور در سال 2005 بيش از 370هزار روبات در كارخانه‌ها كار مي‌كردند. از نظر خيلي‌ها روبات بهتر از انسان است، چون نه اضافه‌كار مي‌خواهد و نه وقتي  كه بازنشسته شد به حقوق بازنشستگي احتياج دارد!
يك روبات مي‌تواند جاي 10نفر را بگيرد. اگر استفاده از روبات در صنعت و دنياي كار و اشتغال افزايش يابد، در نتيجه برنامه‌ريزي براي تأمين آينده كار انسان‌ها ضروري است

 

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم فروردین 1387ساعت 19:25  توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)  | 

پروفسور توماس شلينگ (Thomas Schelling)  برنده جايزه نوبل اقتصاد در سال 2005 (به‌طور مشترك با رابرت آومن) و استاد ممتاز حوزه سياست‌گذاري دانشگاه مريلند آمريكا است  .

Thomas C. Schelling

در اين نوشتار خلاصه‌اي از فعاليت‌هاي او در توسعه نظريه بازي‌ها را به زبان ساده توضيح مي‌دهيم. اين روايت البته ممكن است حاوي تمامي نظرات كليدي‌اش نباشد. با اين همه سعي شده  ‌تا جايي كه ممكن‌است، نظرات اصلي او را به زبان ساده براي افرادي كه صرفا آشنايي مقدماتي با نظريه بازي دارند توضيح دهيم.

ذكر اين نكته مهم است كه پس از گذشت بيش از 40 سال از معرفي اين مفاهيم و همه‌گيرشدن كاربرد آن‌ها، بسياري از ما نمي‌دانيم كه در واقع پيشنهاددهنده اوليه آن‌ها پروفسور شلينگ بوده‌است، بنابراين براي بيان اهميت نقش او گاهي مجبور شده‌ايم تا در اين متن برخي مفاهيم پراستفاده و جاافتاده در حوزه نظريه بازي‌ها را دوباره موشكافي كرده و توضيح دهيم.

 

توماس شلينگ، سال 1921 در آمريكا به‌دنيا آمده و در دانشگاه‌هاي هاروارد (دكترا) و بركلي (ليسانس) اقتصاد خوانده‌است. فعاليت دانشگاهي او از 1953با پيوستن به دانشگاه ييل آغاز شد و در ادامه با فعاليت در دانشگاه هاروارد به‌عنوان استاد تمام تداوم پيدا كرد. اين دوره تا 1990 طول كشيد. او الان استاد سياست‌گذاري عمومي در دانشگاه مريلند آمريكا است. شلينگ سال‌هاي زيادي را در مخزن فكري معروف رند (RAND) سپري كرده  كه در دوره بعد از جنگ‌جهاني دوم، ميزبان حلقه‌اي از متخصصان معروف نظريه بازي بوده و سهم بسزايي در توسعه كاربردهاي اين رشته ايفا كرده‌است. شلينگ علاوه‌بر حدود 30 سال تدريس در دانشكده اقتصاد هاروارد، 21 سال هم در مدرسه سياست كندي هاروارد به آموزش اشتغال داشته‌است. او سال 2005، بعداز 54 سال فعاليت علمي، نوبل اقتصاد را مشتركا با رابرت آومن به‌دليل «نقشش در توسعه درك ما از منازعات و همكاري‌ها در قالب مدل‌هاي‌بازي» گرفت

 

نظريه بازي چيست؟
نظريه بازي‌ها (Game Theory) حوزه‌اي از رياضيات كاربردي است كه در بستر علم اقتصاد توسعه‌يافته و به‌مطالعه رفتار راهبردي بين عوامل «عقلاني» مي‌پردازد. رفتار راهبردي، زماني بروز مي‌كند كه مطلوبيت هرعامل، نه فقط به راهبرد انتخاب‌شده توسط خود وي بلكه به راهبرد انتخاب‌شده توسط بازيگران ديگر همبستگي داشته‌باشد. زندگي روزمره ما، مثال‌هاي بي‌شمار از چنين وضعيت‌هايي دارد كه از جمله آن‌ها مي‌توان به مذاكرات تجاري بين دو كشور، جنگ تبليغاتي بين دو شركت رقيب، راي‌دادن دو سهام‌دار، بازي بين استاد و دانشجو براي تعيين كيفيت درس، بازي دولت و شهروندان براي اعلام و پذيرش سياست‌ها، پيشنهاد  و رد ازدواج بين يك زن و مرد اشاره كرد.

براي تعريف فضاي بازي، مشخص‌كردن عناصر زير لازم و كافي است:
 -1
بازيگران: طرف‌هاي بازي كه هر كدام حداقل دو راهبرد در اختيار دارند.

 - 2 راهبرد در اختيار هر بازيگر: زنجيره‌اي مرتب از اقداماتي است كه بازيگر مي‌تواند در قدم‌هاي مختلف بازي برگزيند.

 - 3 ترتيب بازي: اين كه در هر قدمي از بازي، چه بازيگري حركت مي‌كند.

4  - ساختار اطلاعاتي: در هر لحظه از بازي هر بازيگر مي‌تواند چه اطلاعاتي را از حركت‌ها و ترجيحات طرف مقابلش بداند.

5 - خروجي‌هاي بازي: وقتي بازي به انتها مي‌رسد چه نتايجي به‌بار مي‌آيد.

در ادامه 4 محور از فعاليت‌هاي فكري مهم شلينگ را به‌طور اجمالي توضيح مي‌دهيم:
بازي ترسوها (Chicken Game) و نقطه كانوني (Focal Point)در بين كارهاي متعدد شلينگ مفهوم نقطه كانوني كه گاهي هم به افتخار او، نقطه شلينگ ناميده مي‌شود، بيشترين تأثير و ارجاع را داشته است. مفهوم پيشنهادي او درك ما را از تعادل‌هاي ممكن در كلاس بزرگي از بازي‌ها كه «بازي هماهنگي» ناميده مي‌شوند، ارتقا داده‌است.

خصوصيات اين بازي‌ها اين است كه در آن‌ها تركيبي از راهبرد‌هاي بازيگران وجود دارد كه براي هر دو آن‌ها مطلوب است ولي چون هر بازيگري فاقد اطلاع از راهبرد انتخاب‌شده توسط بازيگر ديگر است، نمي‌داند ‌ بايد چه راهبردي  را انتخاب كند تا بازي در يكي از اين نقاط جذاب پايان يابد. اين مفهوم درك ما را از بسياري از زيرساخت‌هاي فرهنگي و سياسي كه نقش هماهنگ‌كننده انتظارات افراد و در نتيجه تحقق يكي از چندين تعادل ممكن بازي را دارند بسيار غني‌تر مي‌كند.

مثالي كه شلينگ در كتاب «راهبرد و تضادها» [The Strategy of Conflict]‌ ذكر مي‌كند، اين است كه فرض كنيد شما وهمسرتان در يك فروشگاه بزرگ، همديگر را گم كرده‌ايد. اين‌جا يك بازي هماهنگي بين دو نفر شكل مي‌گيرد كه در آن راهبرد هر بازيگر، محلي است كه بايد در آنجا منتظر همسرش باشد. دراين حالت مجموعه راهبرد‌هاي در اختيار هر فرد بسيار بزرگ و شامل تمامي نقاط موجود در فروشگاه است.

اگر فرد به در شماره يك برود، حال آن كه همسرش در مقابل صندوق منتظر او باشد، هر دو مطلوبيت پاييني به دست مي‌آورند درحالي‌كه اگر هر دو تصميم بگيرند تا مقابل تابلوي خاصي منتظر باشند (هماهنگي) همديگر را يافته و در نتيجه مطلوبيت هر دو بسيار بالا خواهد بود. طبيعي است كه اگر قبل از بازي چنين هماهنگي صورت مي‌گرفت هر نقطه‌اي از فروشگاه مي‌توانست يك محل ملاقات باشد ولي در غياب چنين هماهنگي هر بازيگر بايد با خودش فكر كند كه همسرش در چنين شرايطي ممكن است كجا برود و ضمنا به اين فكر كند كه همسرش فكر مي‌كند كه خود او ممكن است كجا برود و الي آخر تا بي‌نهايت. اگر افراد هيچ نكته‌اي براي «غيرمتقارن» كردن نقاط بالقوه قرار نداشته باشند احتمالا شانس كمي براي يافتن هم دارند ولي معمولا تجارب گذشته يا عرف و مسايلي از آن دست به كمك ما مي‌آيد. مثلا افراد از تجربه گذشته مي‌دانند كه بهتر است موقع گم‌شدن در مقابل در خروج منتظر همسر خود باشند و نه مثلا مقابل انبار فروشگاه.

همين موضوع كمك مي‌كند تا به احتمال بسيار بالاتري دو نفر همديگر را در اين نقطه ملاقات كنند و هماهنگي بين آن‌ها شكل بگيرد.شلينگ اين مفهوم را به‌نحو جالبي در تحليل منازعات بين‌الملل به‌كار گرفت. براي تشريح رويكرد او از مدل ساده بازي ترسوها استفاده مي‌كنيم.

بازي ترسوها در زندگي روزمره بسيار شناخته شده‌است. توصيف كلي بازي اين است كه راهي وجود دارد كه فقط يك بازيگر مي‌تواند از آن عبور كند و اگر هر دو بازيگر با هم سعي كنند وارد آن شوند (انتخاب همزمان راهبرد شهامت) وضعيت هر دو آن‌ها بدتر از حالتي است كه يكي منتظر شود، تا اول آن ديگري عبور كند. در عمل اين راه مي‌تواند بازار يك محصول، جنگ بر سر يك منطقه تحت اختلاف بين دو كشور و... باشد.شلينگ در اين مسئله از يك مشاهده تجربي شروع مي‌كند. دو نفر را تصور كنيد كه بايد از يك در باريك رد شوند.

در عمل احتمال اين كه هر دو نفر با هم به سمت در حركت كنند و در نتيجه باهم برخورد كنند، بسيار ضعيف است. در دنياي واقعي، نهادهايي مثل ارزش‌هاي اجتماعي كمك مي‌كنند تا صرفا يكي از اين راهبرد‌ها محقق شود. مثلا افراد بنا به عادت مي‌دانند كه معمولا خانم‌ها يا افراد مسن‌تر يا ارشد، اولويت بيشتري در عبور از در دارند،لذا همين اطلاع كوچك كمك مي‌كند تا دو نفر راهبرد خود را با هم هماهنگ كرده ‌، بنابراين بهترين نتيجه بازي به‌دست آيد.

شلينگ بر اساس مشاهداتي از اين جنس از دنياي واقعي به‌اين نتيجه رسيد كه عواملي وجود دارند كه «تقارن» موجود در بازي را به‌هم زده و شانس تحقق يك تعادل را بيشتر از تعادل ديگر مي‌كنند. همين عدم تقارن باعث مي‌شود تا بازيگران به‌طور مشترك باور كنند كه احتمال تحقق يك تعادل بيشتر است و به همين علت  در عمل اين تعادل با احتمال بالايي ظاهر  مي‌شود. در عرصه منازعه، به‌نفع هر دو طرف است كه راهبرد جنگ-جنگ انتخاب نشود چرا كه اين شرايط براي هر دو بسيار پرهزينه و بي‌فايده است.

براي اين‌كار، يكي از دو بازيگر بايد باور كنند كه طرف ديگر ابزار جنگ را انتخاب خواهد كرد  وبنابراين  به نفع اوست كه كنار بيايد. هر قدر منافع ناشي از جنگ‌نكردن (كنارآمدن) براي اين طرف بالاتر باشد، شانس بيشتري وجود دارد كه بازي در نقطه «عدم وقوع يك درگيري جدي» شكل بگيرد. پيشنهاد سياستي كه شلينگ ارائه مي‌كند بسيار جالب است: به‌جاي اين كه صرفا انرژي خود را روي بهبود توان نظامي خود متمركز كنيد، كاري كنيد كه منافع حريف از جنگ‌نكردن بالا برود. در اين صورت شانس اين كه مسئله در وضعيت جنگي منجر شود كاهش مي‌يابد.

تهديد معتبر و بازدارندگي
مسئله تهديد طرف مقابل به استفاده از يك راهبرد مشخص درصورت انتخاب راهبرد خاصي توسط طرف مقابل از قديم در ادبيات نظامي و روابط بين‌الملل شناخته‌شده بود و گاه از آن به مسئله بازدارندگي، اسم برده‌مي‌شود. اين لغت در ادبيات حقوقي به كار مي‌رود و منظور از آن تعبيه هزينه‌هايي است كه مجرمين را تهديد مي‌كند كه درصورت ارتكاب يك جرم خاص با مجازات مواجه خواهند شد. به اين ترتيب جامعه سعي مي‌كند تا با تهديد مجرمين بالقوه به اتخاذ راهبرد تنبيه آن‌ها را از همان قدم اول از ارتكاب جرم باز دارد.

شلينگ با معرفي مفهوم تهديد معتبر و غيرمعتبر درك از اين ماجرا را بسيار تعميق بخشيد. عبارت تهديد غيرمعتبر به‌اين حقيقت اشاره مي‌كند كه حتي اگر يكي از بازيگران، طرف مقابل را به استفاده از يك راهبرد خاص تهديد كرده‌باشد ولي اگر شرايط جوري شود كه او مجبور شود تهديد خود را عملي كند خود او اجراي تهديد را عقلاني نخواهد يافت. مديري را تصور كنيد كه كارمند بي‌انضباط ولي با تخصص بالاي خود را تهديد كرده‌‌ كه اگر يك بار ديگر دير سر كار حاضر شود او را اخراج مي‌كند. او در واقع قصد دارد تا با آشكاركردن اين تهديد كارمند را در شرايطي قرار دهد كه تأخير براي او غيرعقلاني شود. ولي كارمند از طرف ديگر شرايط را براي خودش شبيه‌سازي مي‌كند و فرض مي‌كند كه فردا دير سركار حاضر شده‌است.

مدير دراين‌جا بايد تهديد خود را عملي كند ولي اگر اين كار را بكند و اين نيروي خوب را از دست بدهد، بايد هزينه فراواني براي يافتن نيروي جديد متحمل شود ، بنابراين اخراج كارمند در آن لحظه «غيرعقلاني» است. به‌همين‌دليل مدير از اجراي تهديد قبلي خود خودداري مي‌كند. كارمندي كه اين موضوع را مي‌داند تهديد مدير را جدي نمي‌گيرد و به ديرآمدن خود ادامه مي‌دهد (در ادبيات خارج از نظريه بازي‌ها، گاهي به اين موضوع «قرباني عقلانيت خود شدن» هم گفته مي‌شود و منظور آن است كه چون تهديدكننده عقلاني است، تهديد‌شونده مي‌داند كه تهديد وي عملي نخواهد شد(

شلينگ مفهوم تهديد معتبر را به عرصه بازي‌هاي «چانه‌زني» وارد كرده و فرآيند چانه‌زني را در واقع زنجيره‌اي از تهديدها (معتبر / غيرمعتبر) توسط بازيگران مي‌داند. با اين نوع نگاه، او نشان مي‌دهد كه بر خلاف شهود اوليه، در بسياري اوقات محدودبودن فرد مذاكره‌كننده، اتفاقا قدرت عمل بيشتري براي او به‌بار مي‌آورد.

مثلا فرض كنيد2 كشور الف و ب بر سر يك رژيم تجاري يا هر موضوع مورد اختلاف ديگري مذاكره مي‌كنند. از مدل‌هاي رايج مذاكره مي‌دانيم كه درصورت حصول تفاهم، مازاد (Surplus) شكل خواهد گرفت كه بر اساس قدرت چانه‌زني طرفين، بين آنها تقسيم مي‌شود. از طرف ديگر هيچ كشوري از عدم دستيابي به تفاهم، نفع نمي‌برد و لذا هر2 طرف انگيزه دارند تا اين تفاهم زودتر شكل گيرد.

در اين شرايط، هر طرف سعي مي‌كند كه ضمن راضي نگاه داشتن طرف مقابل، سهم خودش را بيشينه كند. فرض كنيد كه مذاكره‌كننده كشور الف تام‌الاختيار باشد. در اين صورت كشور ب مي‌داند كه او منطقه مجاز گسترده‌اي دارد ، لذا سعي مي‌كند تا كشور الف را در پايين‌ترين حد منطقه مجازش راضي كند.

در سناريوي ديگري، فرض كنيد كه او اختيار محدودي دارد و براي هر پيشنهاد جديدي بايد رضايت پارلمان كشورش را جلب كند، در اين صورت كشور ب مي‌داند كه حداقل سطح رضايت كشور الف بالاست و چون تأخير در تفاهم هم هزينه‌زاست نهايتا سهم بيشتري به كشور الف داده مي‌شود تا مذاكرات به دور بعدي كشيده نشود. اين دقيقا مثالي است كه نشان مي‌دهد  چطور محدودكردن قدرت عمل يك طرف، باعث افزايش منابع او در بازي شد. محدودكردن اختيارات مذاكره‌كننده الف در واقع ايجاد نوعي تعهد براي تهديد به ترك مذاكرات درصورت عدم تخصيص سهم مناسب به اين كشور است.

به‌عنوان مثالي از معتبركردن تهديد، به اين داستان توجه كنيد: آمريكا و شوروي را كه در يك مخاصمه هستند در نظر بگيريد. آمريكا، شوروي را تهديد كرده‌بود كه درصورت تجاوز به خاك متحدين آمريكا در اروپاي غربي، وارد جنگ با اين كشور خواهد شد.

يا مثلا شوروي ممكن است آمريكا را تهديد كند كه درصورت حمله آمريكا به اين كشور با موشك‌هاي اتمي به آمريكا حمله مي‌كند. هر دوي اين تهديدها در واقع چندان معتبر نيستند،چرا كه طرف مقابل مي‌داند اگر جنگي در بگيرد هزينه مداخله در جنگ يا حمله اتمي براي طرف مقابل بسيار بالا خواهد بود و او تهديد خودش را عملي نخواهد كرد. حال اگر يكي از اين كشورها بخواهد به وسيله تهديد خود طرف ديگر را از اقدامي باز دارد چه بايد بكند؟ اين جاست كه بحث وسيله تعهد پيش مي‌آيد. سامانه‌هاي حمله خودكار، نمونه‌اي عيني از اين ابزارها هستند. منازعه هسته‌اي بين آمريكا و شوروي را در نظر بگيريد.

هر چند كه حمله اتمي شوروي به آمريكا عقلاني نيست، ولي اگر شوروي سامانه خودكار پرتاب موشك‌هاي هسته‌اي را فعال كند، در اين صورت آمريكا مي‌داند كه درصورت حمله، ديگر كاري از رهبران شوروي براي غيرفعال‌كردن سامانه حمله اتمي ساخته نيست. دانستن اين موضوع (تعهد شوروي به استفاده از سلاح هسته‌اي) باعث مي‌شود تا انتخاب عقلاني براي آمريكا عدم حمله باشد. اين دقيقا توصيف علمي مفهومي است كه مردم عادي در مورد سلاح هسته‌اي به‌كار مي‌برند؛ سلاح هسته‌اي براي شليك‌كردن نيست بلكه براي بازدارندگي است.

 مدل‌هاي افتراق

شلينگ كتابي دارد با عنوان رفتار خرد و رفتار كلان [Micromotives and Macrobehavior] كه در سال 1978 منتشر شده و به لحاظ ارجاع رتبه دوم را در بين نوشته‌هاي او دارد.

دغدغه او در اين كتاب توضيح رابطه بين رفتار فرد و تعادل‌هاي مشاهده‌شده در سطح كلان است و خصوصا روي اين زاويه متمركز مي‌شود كه چطور يك رفتار فردي خاص، منجر به تحقق تعادلي در سامانه كلان مي‌شود كه ممكن است كاملا با نيت اوليه فرد متفاوت بوده و اساسا خروجي غيرمطلوبي باشد.

گروهي از افراد را تصور كنيد كه قصد مطالعه دارند. هر نفر براي مطالعه نيازمند100 واحد نور است و لامپي كه دارد فقط 60 واحد نور توليد مي‌كند. اگر افراد در يك دايره دور هم بنشينند هر كسي 60 واحد نور از لامپ خودش و 60 واحد هم از مجموع نور نفرات سمت چپ و راستش دريافت مي‌كند و مي‌تواند به مطالعه ادامه دهد. پس يك تعادل در اين سامانه اين است كه همه، لامپ‌هايشان را روشن نگه دارند.

حال فرض كنيد كه يك نفر از اعضاي گروه خسته‌شده و لامپ خودش را خاموش مي‌كند. او هيچ نيتي براي تغيير رفتار گروه ندارد و فقط مي‌خواهد دقايقي استراحت كند. ولي همين كه لامپ او خاموش شود، 2 نفر سمت راست و چپ او ديگر نور كافي براي مطالعه ندارند و لذا دست از مطالعه كشيده و لامپ خود را خاموش مي‌كنند. تعادل نهايي اين سامانه اين است كه همه لامپ‌ها را خاموش مي‌كنند.

يعني يك رفتار بسيار عادي يك عضو كوچك سامانه واكنش‌هايي را برانگيخت كه منجر به رفتار بسيار دور از انتظار وي در سطح كلان شد. دقت كنيد كه وضعيت سامانه به سادگي هم برگشت‌پذير نيست. اگر يك نفر لامپ خود را روشن كند هنوز هيچ كسي به‌تنهايي انگيزه‌اي ندارد تا لامپش را روشن كند چون براي مطالعه حداقل نياز به 3لامپ روشن هست.

اين مثال شباهت زيادي به بازي‌هاي رأي‌دادن سهامداران دارد. اگر2 نفر سهامدار 30 درصدي با هم در رأي گيري شركت كنند جناج آنها برنده مي‌شود ولي اگر يكي از آنها از رأي‌گيري خارج شود، نفر بعدي به تنهايي نمي‌تواند اكثريت را  مقابل 40 درصد ديگر سهامداران كسب كند و لذا پاسخ بهينه براي او ترك صحنه رأي‌گيري است.

شلينگ اين سؤال را پيش مي‌كشد كه چرا در جوامع انساني نمونه‌هاي متعددي از شكل‌گيري خوشه‌هايي كه افراد را بر اساس متغيرهاي مختلفي (جنسيت، مذهب، طبقه اجتماعي، نژاد و...) جدا مي‌كند مشاهده مي‌كنيم؟ 2مكانيسم مشخص به ذهن همه مي‌رسد. اول اين كه محدوديت‌هاي قانوني يا عرفي باعث اين جدايي‌ها مي‌شود. مردان مجاز نيستند در قسمت مربوط به زنان بنشينند يا سياه‌پوستان در آمريكا حق نداشتند در مدارس سفيدپوستان تحصيل كنند. در نتيجه شبكه اجتماعي افراد حول افراد نزديك‌تر به وي شكل گرفته و خوشه‌بندي قابل مشاهده خواهد بود. مكانيسم دوم به اين مربوط است كه تفاوت‌هاي افراد باعث ايجاد تفاوت در درآمد يا سليقه يا متغيرهايي مثل آن شده و لذا خوشه‌ها را پديد مي‌آورد.

شلينگ سعي مي‌كند از اين2 توضيح نسبتا آشكار فراتر رود وسازوكار سومي را پيشنهاد كند كه چندان بديهي نيست. او كتاب «رفتارهاي خرد و رفتارهاي كلان» را به تشريح كامل اين سازوكار اختصاص داده‌است. همانند مثال خاموش‌كردن لامپ، توضيح شلينگ نشان مي‌دهد كه حتي يك تمايل بسيار ملايم توسط تعداد كوچكي از بازيگران مي‌تواند باعث شكل‌گيري الگويي بسيار قوي از جدايي نژادي يا مالي در جوامع شهري شود.

فرض كنيد افراد تمايل دارند تا حداقلي از همسايه‌هاي آنان، شبيه به خودشان باشد. اين افراد حتي اصرار ندارند كه اكثريت همسايه‌هايشان مثل خودشان باشند و مثلا به اين كه فقط 30درصد آن‌ها مشابه باشند راضي هستند.

فرض كنيد كه سامانه از يك وضعيت شروع مي‌كند و يكي از افراد يك نژاد به هر دليلي محل زندگي اش را به‌طور كاملا تصادفي تغيير مي‌دهد. اين تغيير محل زندگي باعث مي‌شود تا چگالي افراد همسان براي افراد دوروبر محل زندگي قبلي او و براي افراد غيرهمسان در محل زندگي جديد كم شود و براي برخي افراد زير حد بحراني قابل تحمل برسد.

+ نوشته شده در  شنبه سوم فروردین 1387ساعت 19:23  توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)  | 

یک تکنولوژی جدید در ژاپن به شما اجازه می‌دهد که وسائل الکترونیکی را بدون تکان دادن حتی یک انگشت صرفاً با خواندن فعالیت مغز کنترل کنید.

به گزارش آسوشیتدپرس این "میانجی مغز - ماشین" که به وسیله شرکت هیتاچی تولید شده‌است تغییرات جزئی در جریان خون مغز را تجزیه و تحلیل می‌کند و فعالیت مغز را به پیام‌های الکتریکی ترجمه می‌کند.

اخیراً در جریان نمایشی در آزمایشگاه پژوهشی پیشرفته هیتاچی در هاتویاما در حومه توکیو یک کلاه با فیبرهای نوری به یک وسیله نقشه‌برداری مغزی متصل بود، و این وسیله به نوبه خود از طریق یک کامپیوتر کنترل‌کننده و موتور به یک قطار اسباب‌بازی ارتباط یافته بود.

یک از خبرنگاران که این وسیله را آزمایش می‌کرد،محاسباتی ساده را ذهنش انجام داد  و قطار به جلو حرکت کرد- که ظاهرا بیانگر فعالیت در قشر قدامی مغز بود که حل مسئله را انجام می‌دهد.

تکتولوژی مورد استفاده در این دستگاه مکان‌نگاری نوری نام دارد و با فرستادن مقادیر کمی نور مادون‌قرمز از سطح مغز تغییرات جریان خون در آن را نقشه‌برداری می‌کند.

گرچه تکنولوژی میانجی مغز- ماشین به طور معمول بر کاربردهای پزشکی متمرکز بوده است، سازندگانی مانند هیتاچی و شرکت خودروسازی هوندا در تلاش بوده‌اند تا از این تکنولوژی برای مقاصد تجاری استفاده کنند.

دانشمندان هیتاچی قصد دارند یک کنترل‌راه دور تلویزیون مغزی را تولید کنند که به کاربران اجازه دهد، خاموش و روشن کردن تلویزیون و عوض کردن کانال‌ها را تنها با فکرکردن انجام دهند.

هوندا که میانجی‌های ساخت آن با استفاده از یک ماشین ‌MRI مغز را پایش می‌کند، در تلاش است که این میانجی را در اتومبیل‌های هوشمند نسل بعدی به کار ببرد.

این تکنولوژی ممکن است روزی جایگزین کنترل راه دورها و صفحه‌ کلیدهای فعلی شود و شاید به افراد معلول کمک کند تا صندلی‌های چرخدار برقی، تختخواب‌ها و اعضای مصنوعی را به کار بیندازند.

استفاده‌های ابتدایی از این تکنولوژی در کمک به افراد مبتلا به بیماری‌های فلج‌کننده بوده است تا حتی پس از دست دادن کنترل همه عضلات‌شان توانایی برقرار ارتباط را داشته باشند.

یک امتیاز مهم تکنولوژی هیتاچی این است که حسگرهای ان لازم نیست به طور فیزیکی وارد مغز شوند. در تکنولوژی‌های قبلی لازم بود یک تراشه زیر جمجمه کاشته شود.

البته هنوز مشکلاتی باقی است: اندازه یک مشکل است، گرچه نمونه اولیه هیتاچی شامل کلاهک و ماشین نقشه‌برداری بر روی هم تنها حدود یک کیلوگرم وزن دارند.

مشکل دیگر این است که این میانجی پیام‌های صحیح را به دقت تشخیص دهد و فعالیت پس‌زمینه‌ای مغز را نادیده بگیرد

+ نوشته شده در  جمعه دوم فروردین 1387ساعت 16:16  توسط هیئت تحریره وبلاگ راهکار   | 

 تحقيقات نشان مي‌دهد مردم ده درصد از يك دهه پيش سريع‌تر راه مي‌روند.

شتاب زندگي براي شهرنشينان سريع‌تر شده است. نتايج تحقيقي كه توسط دانشمندان انگليسي در 32 شهر جهان صورت گرفته است، نشان مي‌دهد مردم ده درصد از يك دهه پيش سريع‌تر راه مي‌روند.

 در اين تحقيق كه هزاران نفر از افراد پياده به طور پنهاني مورد بررسي قرار گرفتند، معلوم شد ساكنان سنگاپور سريع‌ترين رهروان هستند و مردم كپنهاگ و مادريد در رده‌هاي دوم و سوم قرار دارند.

 با اين حال، سرپرست گروه تحقيقاتي يادشده گفت: تندتر راه رفتن ضرورتاً به اين معنا نيست كه مردم تندرست‌تر شده‌اند. پروفسور ريچارد وايزمن از دانشگاه هرتفوردشر گفت: نتايج تحقيق گوياي نكات مهمي در مورد سلامت جسمي و اجتماعي در شهر است.

وي گفت: «از يك نظر، تند راه رفتن خوب است، اما اگر اين كار جزيي از زندگي باشديعني اگر فقط مي‌خواهيد در كوتاه‌ترين زمان ممكن از نقطه‌اي به نقطه‌ ديگر برويدآنگاه به همراه اين كار، رفتارهاي ديگري وجود خواهد داشت كه براي شخص خوب نيست. سريع راه رفتن نتيجه خوب غذا نخوردن، ورزش نكردن يا نديدن دوستان و خويشاوندان است كه مي‌تواند به انواع مشكلات ديگر مانند بيماري قلبي بيانجامد

 به نظر مي‌رسد سرعت گرفتن شتاب زندگي تا حدي ناشي از فناوري باشد، از جمله ارتباطات هم سريع‌تر شده است. وايزمن خاطرنشان كرد:‌ «ما دائماً با يكديگر در تماس هستيم و به محض آنكه مي‌توانيم يعني ظرف چند دقيقه و نه ساعت، با يكديگر تماس مي‌گيريم. اين باعث مي‌شود فكر كنيم همه چيز بايد الان رخ دهد

 بيشترين تغيير در گوانگ‌ژو در چين رخ داده است كه سرعت پياده‌روي بيش از 20 درصد افزايش يافته است. اين نسبت در سنگاپور 30 درصد است و به اين ترتيب اين شهر سريع‌ترين شهر جهان از نظر پياده‌روي مردم است.

 نيويورك در رده هشتم قرار دارد و لندن مكان دهم را به خود اختصاص داده است. كندترين سرعت زندگي در خاورميانه جريان دارد.

+ نوشته شده در  جمعه دوم فروردین 1387ساعت 16:15  توسط هیئت تحریره وبلاگ راهکار   | 

 

فكرشو بكن :

مغز و اينترنت، روزي به هم خواهند رسيد!

 

 

آيا ممكن است روزي فرا برسد كه افراد مغز خود را مستقيما به اينترنت متصل كنند يا از تراشه‌ها و پردازنده‌هاي رايانه‌اي براي افزودن بر توانايي‌هاي ذهني خود استفاده كنند؟

مارشال كپاتريك در وبلاگ readwriteweb نوشته است كه در يك نظرسنجي جالب از 10 هزار شهروند آمريكايي پرسيده شد كه اگر امكان پيوند بي‌خطر وسيله‌اي به مغز ممكن باشد كه اجازه دسترسي مستقيم ذهني به اينترنت را بدهد، حاضر به امتحان آن هستند يا نه؟ 11 درصد پاسخ‌دهندگان گفته بودند كه بسيار مشتاق چنين كاري هستند يا چنين چيزي را بسيار دوست دارند.

 البته نويسنده اين مقاله با نگاهي توأم با شك و ترديد و بدبيني به مسئله نگريسته و از به خطر افتادن امنيت و حريم خصوصي كاربران چنين فناوري‌اي و همچنين سرريز غيرقابل كنترل اطلاعات، متعاقب استفاده از اين ابزارها، ابراز نگراني كرده است.

 اما ببينيم اصلا داستان از كجا آغاز شده و آگاهان و كارشناسان چه پيش‌بيني‌هايي در مورد عملي بودن يا كاربرد پيوندهاي مغزي و دسترسي ذهني به اينترنت، انجام داده‌اند؟

تحقيق روي يك مرد 26 ساله فلج از هر 4 اندام به نام متيو ناگل انجام شد. در اين طرح، يك پيوند مغزي با اندازه‌اي كوچك‌تر از يك قرص آسپرين، در مغز ناگل جاسازي شد، ناگل كم‌كم ياد گرفت چطور با كنترل مغزي، نشانگر را روي صفحه اينترنت حركت دهد، بازي‌هاي ساده انجام دهد، يك بازوي روبوتيك را تكان دهد و با كنترل از راه دور تلويزيون را كنترل كند. او همه اين كارها را در زماني كمتر از نصب يك ويندوز روي كامپيوتر، ياد گرفت.

 بدون رمزگشايي سيگنال‌هاي مغزي و تفسير طرح‌هاي آن، چنين كارهايي غيرممكن بود. به همين خاطر تا سال 1999 طول كشيد تا محققان توانستند طرح‌هاي خاص مغز را كه نشان‌دهنده يك يك حروف الفبا هستند، شناسايي كنند. در حال حاضر شركت‌ها و دانشمندان سايبركينتيك سعي مي‌كنند كه از اين دانش استفاده عملي كنند و محصولات تجاري بر اساس آن بسازند. هم‌اكنون 300 شركت مختلف در حال كار روي اين طرح هستند و قصد دارند ابزارهايي براي كمك به بيماران دچار آسيب مغزي، نخاعي و اعصاب بسازند. بازار اين ابزار و وسايل، بازاري است كه يك گردش مالي 4/3 ميليارد دلاري سالانه دارد.

 ولي تنها هدف دانشمندان سايبركينتيك، تخفيف بيماري‌هاي مغزي بيماران نيست، آنها قصد دارند بيماران را قادر سازند با كنترل ذهني از وسايل الكترونيكي استفاده كنند. در حال حاضر افراد با استفاده از اين فناوري مي‌تواند در هر دقيقه، 15 كلمه تايپ كنند، تقريبا نصف كلماتي كه يك فرد عادي در هر دقيقه مي‌تواند با دست بنويسد.

 با يادآوري قانون مشهور «سيليكون ولي» كه مي‌گويد توان پردازش پردازنده‌ها هر دو سال يك بار، دو برابر مي‌شود، ما مي‌توانيم به آينده اميدوار باشيم و انتظار داشته باشيم در سال 2012، سرعت رمزگشايي امواج مغزي به سرعت گفتار يعني 110 تا 170 كلمه در دقيقه برسد. تصور كنيد كه با سرعت گفتار بتوانيد به يك كامپيوتر فرمان بدهيد!

در سال 2004، پروفسور تئودور برگر، رئيس مركز مهندسي عصبي دانشگاه كاليفرنياي جنوبي، يك تراشه سيليكوني قابل پيوند را ساخت كه از عملكرد هيپوكامپ مغز، تقليد مي‌كرد. هيپوكامپ منطقه‌اي از مغز است كه در فرايند حافظه مؤثر است.

 اين تراشه درصورت تكميل مي‌تواند به افرادي كه به علت آسيب هيپوكامپ قادر به خاطر سپردن خاطرات جديد نيستند، كمك كند. همچنين در سال‌هاي اخير پيشرفت‌هاي زيادي در ساخت شبكيه‌ها و حلزون‌هاي شنوايي پيشرفته‌تر و انتقال سيگنال‌هاي آنها به مغز، به وقوع پيوسته است. ولي آيا يك فرد سالم هم به اندازه يك فرد بيمار فلج، علاقه‌مند پيوند زدن يك تراشه به مغزش خواهد بود؟ شايد در آينده اصلا نيازي به پيوند زدن اين تراشه‌ها در داخل حفره جمجمه نباشد.

فناوري رمزگشايي مغزي، فناوري است كه به سرعت پيشرفت مي‌كند. 2سال پيش، شركت سوني، ابزاري براي بازي ساخت كه داده‌ها را مستقيما و بدون نياز به هيچگونه پيوند، مستقيما به مغز مي‌رساند. در اين فناوري از سيگنال‌هاي اولتراسونيك براي القا كردن حس‌هاي بويايي، شنوايي و ديداري استفاده شده بود. نييلز بيربومر يك دانشمند عصب‌شناس دانشگاه تيوبينگن آلمان هم وسيله‌اي ساخته كه تنها با تماس پوستي و بدون نياز به پيوند و تنها با خواندن امواج مغزي، افراد ناتوان را قادر به ارتباط با هم مي‌كرد. بنابراين مي‌توانيم اميدوار باشيم كه به زودي بتوانيم همه ماشين‌ها را با ذهنمان كنترل كنيم.

 اما چنين طرح بلندپروازانه‌اي، نه پاياني بر آرزوهاي آدمي است و نه آغازي بر اين پايان است، شايد بتوانيم آن را پايان يك آغاز بدانيم! چرا كه مي‌توانيم به ياري چنين فناوري امكان تله‌پاتي شبكه‌اي network-enabled telepathy را فراهم‌سازي‌، نوعي انتقال بلادرنگ افكار كه مي‌تواند شما را قادر كند افكارتان را مستقيما به ذهن هر شخص ديگري منتقل كنيد

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 2:4  توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)  | 

دیدیم این مطلب خیلی به بحث طوفانی!!! مون مربوطه. جالبه ببینید:

صلح با زور بدست نمی آید، بلکه با درک حاصل می شود. (آلبرت انیشتین)

 مدیریت تضاد

 

تعریف تضاد و درگیری

تضاد نوعی رقابت بین نیازها، اهداف، خواسته ها، ایده ها یا منابع ناسازگار واقعی یا قابل مشاهده است.

تضاد شامل....

هیجانات: آنچه شما احساس می کنید که مهم است.

ادراکات: آنچه شما در شرط بندی می بینید.

رفتارها: چگونگی برخورد شما با دیگران.

 

 

عوامل ایجاد تضاد:

اهداف ناسازگار

ارزش ها و اعتقادات متفاوت

وابستگی وظایف

منابع کمیاب

قواعد دو پهلو

مشکلات ارتباطی

 

منابع تضاد:

ارتباط (خیلی زیاد، خیلی کم)

1-    ضعف در گوش دادن

2-    اطلاعات غیر کافی

3-    تفاوت بین تعبیر و ادراک

4-    صرف نظر یا نادیده انگاشتن اشارات غیرشفاهی

ساختار

1-    اندازه سازمان

2-    نرخ بازگشت

3-    قوائد و مسئولیت ها

شخصی

1-    قدر و اعتبار فرد

2-    اهداف شخصی

3-    نیازها و ارزش های شخصی

-         با ارزش بودن از دید دیگران

-         تحت کنترل بودن

انواع تضاد:

درون فردی- تضاد درونی هر فرد

بین فردی- تضاد بین دو یا چند نفر

درون گروهی- تضاد در درون یک گروه

بین گروهی- تضاد بین دو یا چند گروه

بین سازمانی- تضاد بین دو سازمان

 

 

ویزگی های تضاد:

طبیعی است.

اجتناب ناپذیر است.

بطور بالقوه سودمند است.

پایه فرهنگی دارد.

چه هنگام تضاد ها حل نمی شوند؟

تفاوت بین عقاید پایه ای، ارزشها و نتایج قبلی

کشمکش در جایی که راه حل نیست

شرایط خارج از کنترل ما

وقتی چیزها باید به طریقی مشخص باشند.

 

چک لیست تضادهای سازمانی

تضاد زیاد از حد

-         روحیه افراد در سازمان ضعیف است

-         غیبت مکرر اعضا

-         شیوع عصبانیت ممکن است منجر به درگیری فیزیکی شود!!!

-         اعضا از هم دوری می کنند و مشارکت در بین آنها نیست.

-         تشویش و اضطراب بطور پیوسته

تضاد کمتر از حد

-         افراد فقط کارهایی را انجام می دهند که به آنها گفته می شود.

-         خلاقیت فقط مربوط به راهنمایان است.

-         اعضا گرفته و بدون انرژی هستند.

-         گفتگو بین اعضا مودبانه ولی بدون ایجاد انگیزه است.

تضاد کافی

-         روحیه افراد بالاست.

-         ملاقاتها همراه با مشارکت جدی در ارائه ایده هاست.

-         اعضا از همدیگر ترسی ندارند!!!

-         اعضا ترسی از پرسیدن سوال در مورد سیاست های سازمان ندارند.

-         اعضا از شوخی های کودکانه نسبت به هم لذت می برند.

 

(مهدی بصیرزاده- کارشناسی ارشد مدیریت صنایع؟!!!)

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 22:35  توسط نسرین محبتی  | 

مدیریت استراتژیک در شرکت سونی

 

شرکت سونی با بیش از نیم قرن سابقة فعالیت در حوزة محصولات الکترونیک مصرفی و با تاکید بر نوآوری و ارائة محصولات کیفی, اعتبار و موقعیت مناسبی را در دنیا کسب نموده است و در این مدت با بینش، تدبیر و سرپرستی چهار مدیر برجسته و انتخاب و اجرای استراتژی‌های مناسب در بسیاری از صحنه‌های رقابت از رقبا پیشی گرفته و رهبری بازار را بدست آورده است.
رقبایی همچون ماتسوشیتا، هیتاچی، ناسیونال،
JVC و LG
در صنعت الکترونیک مصرفی و سگا و نینتندو در صنعت بازی‌های ویدیویی، نتوانسته‌اند سونی را به زانو درآورند. سونی هم‌اکنون با بینشی عمیق، با تغییرات تکنولوژی روز همراه شده و می‌شود و با شتاب موقعیتش را ارتقا می‌دهد.
اگرچه مطالب و گفتنی‌های بسیاری دربارة سونی وجود دارد که ذکر آن‌ها نیازمند یک یا چند کتاب است، ولی در حد یک مقاله سعی نموده‌ایم خلاصه‌ای از فعالیت‌های استراتژیک این شرکت را معرفی نماییم. تاریخچة شرکت، فعالیت‌ها و استراتژی‌ها تا قبل از دهة 80، استراتژی‌های بعدی و آیندة سونی، بخش‌های این مقاله هستند.
2- تاریخچه
در سال 1946، پس از پایان جنگ جهانی دوم، شرکت ارتباطات توکیو (
TTK) با سرمایه‌گذاری موریتا(Akio Morita) و ایباکو (Masaru Ibaku) پا به عرصة وجود نهاد. این شرکت که در سال 1957 به سونی تغییر نام یافت، برآن بود تا به خلاقیت تکنولوژیک در الکترونیک مصرفی و ایجاد بازارهای جدید برای اولین دستگاه ضبط صوت بپردازد. به‌خاطر نفوذ و موقعیت شرکتی به نام ماتسوشیتا، سونی از همان ابتدا بازارهای خارجی را هدف گرفت. مؤسس اصلی آقای ایباکو بود و پس از مدت کوتاهی از تأسیس، آقای موریتا که یک مهندس برق باهوش بود به او پیوست و سهامدار اصلی شرکت شد. در آن زمان شرکت‌های ژاپنی به کپی محصولات شرکت‌های غربی مشغول بودند. ظهور شرکتی با تاکید بر خلاقیت و کیفیت، برگ جدیدی در تاریخ ژاپن باز نمود.
سونی، در نیم قرنی که گذشت، کارنامة درخشانی از خود به جای گذاشت. این شرکت دکوراسیونی از خلاقیت، کیفیت و نوآوری را در انواع محصولاتی که به بازار عرضه نمود به نمایش گذاشت. در سال 1949 شرکت
TTK اولین ضبط صوت را به بازار عرضه کرد. مدت‌ها طول کشید تا یک نسخه از این محصول به فروش رسید. این محصول واقعاً سنگین، حجیم، پیچیده و گران بود و به همین دلیل کاهش هریک از این معضلات در راس استراتژی‌های آن شرکت قرار گرفت.
شرکت در سال 1952 حق مالکیت ترانزیستور را درست یک سال پس از اختراع آن به قیمت 25000دلار خریداری نمود. سپس در راستای کاهش حجم و افزایش کیفیت محصولات الکترونیکی، در سال 1957 اولین رادیو ترانزیستوری را به بازار عرضه نمود. در همین سال بود که
TTK به سونی تغییر نام یافت. مدیران شرکت معتقد بودند که نام کوتاه و مناسب در اعتبار شرکت مؤثر است. "سونی" از کلمة Sonic به معنی صوتی گرفته شده است. تعدادی از محصولاتی که سونی به بازار ارائه نموده است عبارتند از: اولین رادیوی جیبی، اولین تلویزیون ترانزیستوری، اولین دستگاه ضبط ویدیویی و نوع خانگی آن، اولین میکروفون خازنی، اولین رادیوی مبتنی بر IC، اولین لامپ تصویر تلویزیون رنگی، اولین دیسکت 5/3 اینچی و اولین دیسک فشردة کوچک.
این شرکت در سال 1976، در یک تجربة تلخ شاهد شکست استاندارد بتاماکس خود در صنعت ویدیو، مقابل استاندارد
VHS شرکت JVC بود. این شکست درس‌های بزرگی به سونی داد و او را وادار به تجدید نظر و تکمیل استراتژی‌هایش نمود. استاندارد کردن دیسکت 5/3 اینچی  و ادغام‌هایی با بخش نرم‌افزار، ارائة دستگاه Play Station، توجه به محصولات IT، ادغام با صنعت broadcasting و گسترش حوزة فعالیت به سرتاسر دنیا از نتایج این استراتژی‌ها هستند.
پس از عرضة واکمن سونی در سال 1979، این محصول مورد توجه بسیاری از مشتریان واقع شد؛ به طوری‌که تا کنون بیش از 100 میلیون نسخة آن به فروش رفته است و ماهانه بیش از یک میلیون دستگاه جدید ساخته می‌شود.
سونی هم‌اکنون به کالاهای الکترونیک مصرفی مبتنی بر
 ITمی‌اندیشد. تولید کامپیوترهای مخصوص سرگرمی و بازی، تولید گوشی تلفن همراه، تولید ریز پردازنده در رقابت با اینتل و تولید نرم‌افزار, برخی از حوزه‌های کاری این شرکت هستند.
سونی نه شرکتی مبتنی بر تکنولوژی و نه مبتنی بر بازار، بلکه مبتنی بر مشتری است. این شرکت هم‌اکنون بیش از 128000 کارمند در سرتاسر دنیا دارد و بازارهای اصلیش امریکا، اروپا و ژاپن است.
2-1- تغییرات در رهبری استراتژیک
موریتا و ایباکو بنیان‌گذاران شرکت سونی بودند. موریتا، سرمایه‌گذار اصلی شرکت، آشنا به غرب و مسلط به زبان انگلیسی بود. وی چهرة سونی در کشورهای دیگر، به خصوص امریکا محسوب می‌شد. او معتقد بود که سونی هر کجا که کار می‌کند باید شرکت خوبی باشد. او مانند ایباکو معتقد بود که سودجویی هدف اصلی نیست. او معتقد بود که تعهد سونی به نوآوری با فرهنگ سازمانیش رابطه‌ای تنگاتنگ دارد. سه ویژگی اساسی در تعهد سونی، خلاقیت در تکنولوژی، خلاقیت در برنامه‌ریزی محصولات و خلاقیت در بازاریابی می‌باشد.
آقای موریتا در سال 1989 سمتش را به آقای افگا (
Ohga) سپرد و سپس در سال 1995 آقای ایدی (Idei
) رهبری سونی را بر عهده گرفت. وی برخلاف سه مدیر دیگر، در بخش بازاریابی فعالیت نموده و مدت 30 سال برای سونی کار کرده بود. او که هم‌اکنون نیز رهبری سونی را بر عهده دارد, به زبان‌های انگلیسی و فرانسه مسلط است. بسیاری از تحولات اخیر سونی ناشی از سیاست‌ها و استراتژی‌های او می‌باشد.
3- سونی و سال‌های قبل از دهة 80
در طی سه دهة اول فعالیت، استراتژی‌های مدیران سونی, این شرکت ژاپنی را روز به روز قدرتمندتر و ثروتمندتر نمود؛ تعداد زیادی از محصولات جدید توسط این شرکت به وجود آمد و در بازارهای مختلف به فروش رفت. پیشرو بودن در نوآوری محصولات مورد نیاز مشتریان، از مهمترین عوامل رونق و توسعة فعالیت‌های سونی بود. این بخش به بررسی برخی از مسایل برنامه‌ریزی استراتژیک سونی, با استناد به کتاب زیر می‌پردازد:
   Jhon L. Thompson (1997), “Strategic Management: Awarness and changes, 3rd edition
3-1- داستان اولین رادیوی ترانزیستوری و موقعیت شناسی استراتژیک
در سال 1952 آقای ایباکو به منظور شناسایی فرصت‌های جدید بازار برای ضبط صوت کوچک سونی سفری به امریکا داشت. در این سفر او توان بالقوه و تاثیرات آیندة ترانزیستور را که توسط شرکت غرب امریکا تولید شده بود درک نمود. او پس از بازگشت به وطن سراغ مهندسین شرکتش رفته و گفت که از ترانزیستور برای ساختن رادیوهای کم‌مصرف و کوچک و قابل حمل استفاده نمایند. در آن زمان به خاطر وجود تکنولوژی لامپ الکترونی، حجم و اندازة رادیوها بزرگ، مصرفشان زیاد و جابجایی آن‌ها مشکل بود. شرکت
TTK حق امتیاز ترانزیستور را یک سال پس از اختراع آن به مبلغ 25000دلار  بدست آورد و دو سال بعد یعنی 1955 موفق به ساخت اولین رادیوی ترانزیستوری شد؛ ولی به خاطر مسایل کیفی و کاهش اندازه, اولین رادیوی جیبی ترانزیستوری را با همکاری تعدادی از عرضه‌کنندگان قطعات در سال 1957 به بازار عرضه نمود.
بینش استراتژیک ایباکو و خرید به موقع و تولید و بازاریابی به‌هنگام ‌رادیو علاوه بر سود سرشار، باعث موفقیت‌های بعدی و همچنین تقویت اعتبار سونی شد.
3-2- واکمن سونی
واکمن احتمالاً شناخته‌شده‌ترین محصول سونی است که در سال 1979 به بازار عرضه شد. این محصول بفعد جدیدی را در زمینة گوش کردن به رادیو و موسیقی برای مردم گشود. واکمن اولیه یک دستگاه پخش فشرده به همراه گوشی‌هایی برای رفع مزاحمت اطرافیان بود. در 10 سال اول بیش از 50 میلیون عدد از این محصول به فروش رفت. واکمن برای استفاده در هنگام پیاده‌روی یا مسافرت مناسب است.
در سال‌های بعد مدل‌های دیگری از جمله مدل‌های زیر به بازار عرضه شد: مدل‌های ضد آب، ضد ضربه، گیرندة رادیو، ویژة کودکان، دارای امکان استفاده از دیسک فشرده و ... .
ایدة واکمن برای اولین بار توسط ایباکو و موریتا مطرح گردید. موریتا فهمیده بود که جوان‌ها خیلی موسیقی را دوست دارند و اغلب می‌خواهند آن را با صدای بلند گوش کنند و در این زمینه سلایق خاص خودشان را دارند و برای دیگران مزاحمت ایجاد می‌کنند. وی همچنین به صورت تفننی گلف بازی می‌کرد و معتقد بود که یک دستگاه پخش شخصی برای ورزشکاران مناسب است. صحت فرضیات او باعث تولید و موفقیت واکمن شد.
3-3- استراتژی‌های سونی
سونی هدف خود را تولید کیفی محصولات متنوع در صنعت الکترونیک مصرفی قرار داده و برای نیل به این هدف, استراتژی‌های رهبری بازار و ایجاد بازارهای جدید، رهبری کیفیت در محصولات، رهبری در خلاقیت و نوآوری و استاندارد سازی را برای خود برگزیده و استراتژی بهره‌گیری از شرایط هم‌افزایی سایر صنایع و ادغام با آن‌ها و استراتژی تولید در خارج برای کاهش هزینه و توسعة حوزة فعالیت را اتخاذ نموده است. برخی از این استراتژی‌ها در ادامه مورد بررسی قرار می‌گیرند.
مدیران سونی، برای پیاده سازی استراتژی, بر نیروی انسانی تاکید بسیار دارند و به طور مداوم سعی می‌کنند تا فرهنگ مجموعه‌های مربوط به خود را به سمت شرایط مناسبی سوق دهند.
مزیت‌های رقابتی سونی شامل اعتبار، خلاقیت، کیفیت، سرمایه، فناوری اطلاعات و فرهنگ سازمانی می‌باشد. حوزه‌های کاری سونی در گذشته بخش‌های محصولات الکترونیک مصرفی، محصولات سرگرمی و سرمایه‌گذاری و بیمه بوده است. این شرکت اخیراً در بخش‌های مختلف فناوری اطلاعات و به خصوص نرم‌افزار نیز وارد شده است.
3-4- همکاری استراتژیک
شرکت آیوا یکی از نمونه‌های همکاری استراتژیک سونی محسوب می‌شود. گفته می‌شود که این شرکت رابطة خواهری با سونی دارد. 52% سهام شرکت متعلق به سونی است و بنابر این خطوط اصلی فعالیت را نیز سونی تعیین می‌کند. آیوا ظاهراً رفتاری مستقل دارد و با شرکت سونی در برخی از بازارها رقابت می‌کند. در برخی از بازارها نیز یکی از آن‌ها وارد نمی‌شود. در بازارهایی که رقابت می‌کنند معمولاً اگر سونی سهم اول بازار را داشته باشد، آیوا سعی می‌کند سهم دوم را بدست آورد و یا برعکس؛ البته با این استراتژی مجموع سهم سونی افزایش می‌یابد. بین مردم کشور ما ارتباط این دو شناخته شده نیست و آن‌ها را دو رقیب جدی به حساب می‌آورند (
William Aspray (1994) “Interview by Susmu Yoshida
).
3-5- مکانیزم پیاده‌سازی استراتژی در سونی
سونی از همان ابتدای کار نقش نیروی انسانی و فرهنگ سازمانی در پیشبرد استراتژیها را درک کرده بود؛ لذا بر مکانیزم یادگیری بسیار تاکید داشت. اگرچه ژاپنی‌ها خصوصیات همکاری گروهی و پشتکار را دارند ولی از نظر خلاقیت در سطح بالایی نیستند. با این اوصاف مدیران سونی برنامه‌های خاصی را در شرکت خود دنبال کرده‌اند. توسعة خلاقیت در بین نیروهای شرکت و آماده نگهداشتن آن‌ها باعث شده که هرگاه مدیران تصمیمی استراتژیک بگیرند، به راحتی به اجرا گذاشته شود.
در شرکت سونی، شبکة تولید به صورت سلول‌های کوچکی که هرکدام کنترل کامل بر فعالیت و نظارت بر خروجی خود را دارد سازماندهی شده است. همکاری‌های داخلی بین سلولی مورد تشویق قرار می‌گیرد. سلول‌ها یک شبکة به هم پیوسته را تشکیل می‌دهند. هر سلول با یک سلول دیگر به عنوان عرضه کنندة اصلی و یک سلول دیگر به عنوان مشتری اصلی همکاری دارد. نقش مدیریت، هدایت سلول‌ها به سمت هدف کلی، کمک به حل مشکلات آن‌ها و تشویق به کارایی بالا است.
در این شرکت موارد زیر به عنوان قانون به طور مرتب روی کارکنان اعمال می‌گردد:
- هر کارمند جدید بدون توجه به سابقه‌اش چند ماه در بخش تولید کار می‌کند.
- مدیریت اعتقاد دارد که کلیة کارمندان باید تولیدات شرکت، تلاش‌ها و فرهنگ آن را درک نمایند.
- افراد هرچند سال بین مشاغل مختلف جابجا می‌شوند.
- افراد به صورت متناوب از یک شغل مهندسی به یک شغل تولیدی و برعکس جابجا می‌شوند.
- پاداش به گروه داده می‌شود نه به فرد.
- افراد باید خلاق باشند. آن‌ها تا وقتی اشتباهشان تکراری نیست، نباید نگران آن باشند.
- مسئولیت و بار کاری نیروهای جوان، به همراه احتیاط‌های لازم، باید زیاد باشد.
- همة مدیران جدید، دوستان باتجربه و با اعتماد شرکت هستند.
3-6- تجربة شکست بتاماکس
یکی دیگر از زمینه‌های فعالیت سونی تولید تجهیزات ضبط و پخش فیلم‌های ویدیویی می‌باشد. سیستم با کیفیت و تجاری سونی،
U-Matic در سال 1972 آماده شد و چون از سیستم‌های موجود کوچکتر بود، موفقیت‌های زیادی را کسب کرد. در سال 1976، شرکت سونی با استاندارد بتاماکس خود پیشقدم ویدیوهای خانگی شد اما نتوانست به موفقیت دست پیدا کند. نوارهای بتاماکس از استاندارد دیگری به نام VHS محصول شرکت JVC بزرگتر بودند. شرکت JVC که امتیاز تولید VHS را از سونی خریده بود، توانست به خاطر موقعیت مناسب از نظر ظاهر و ارزانتر بودن و همچنین بازاریابی و گفتگو با مشتریان عمده، بازار را از بتاماکس بگیرد و در بازار محصولات ویدیویی خانگی، سونی را عقیم بگذارد. مشتریان ژاپنی و امریکایی نیز  سیستم ارزان و کوچک VHS
را ترجیح دادند.
این تجربه درس‌های زیادی برای سونی داشت. مدیران سونی نه تنها در فهم نیاز‌های مشتری شکست خوردند، بلکه در ارتقای سیستمشان نیز ناموفق ماندند. از سوی دیگر شرکت
JVC با هم‌پیمانی با فروشندگان و تولید کنندگان نرم‌افزار از قبیل استودیوهای تولید و عرضة فیلم توانست به موفقیت دست یابد. این درس‌ها در تصمیمات استراتژیک دهة 80 سونی بسیار مؤثر بود.
4- سونی و استراتژی‌های جدید
در اوایل سال‌های دهة 80، شرکت سونی با رقبای قدرتمندی از کشورهای در حال توسعة شرق دور مواجه شد. از نتایج این رقابت‌ها شکست استاندارد بتاماکس سونی در مقابل استاندارد
VHS بود. درس‌های این شکست باعث شد تا سونی در بینش آیندة خود تجدید نظر کند و تمرکزهای استراتژیک جدیدی را در نظر بگیرد. سونی دریافت که برای رشد و موفقیت، بایستی در حوزه‌های جدیدی  فعالیت کند؛ لذا یک استراتژی چهار قسمتی را در نظر گرفت. این چهار استراتژی عبارت بودند از:
- تنوع بخشیدن به محصولات (
Product differentiation
): از تولید قطعات برای سایر شرکت‌ها گرفته تا تولید مستقیم برای بازار.
- انتقال تولید به خارج: مبنای این استراتژی کاهش هزینة تمام شده بود.
- تبدیل سونی به یک شرکت جهان وطنی (
Global Localization): تاریخچة اجرای این استراتژی در ادامه به صورت مفصل بررسی می‌شود.
- ادغام با صنایع نرم‌افزاری: از جمله تولید بازی‌های کامپیوتری و ویدیویی.
همچنین تجربة بتاماکس باعث شد تا سونی در استاندارد کردن محصولات خود از روش‌های مناسب بهره بگیرد؛ به عنوان مثال توانست با استفاده از فرصت‌های موجود و بازاریابی, دیسکت 5/3 اینچی خود را در مقابل دیسکت 3 اینچی شرکت هیتاچی به همگان بقبولاند.
4-1- ادغام‌های سونی؛ استفاده از فرصت‌ها
سونی پس از پی‌بردن به اهمیت صنعت نرم‌افزار و هم‌افزایی که بین نرم‌افزار و وسایل الکترونیکی وجود داشت و همچنین به خاطر استراتژی توسعة حوزة فعالیت، تصمیم گرفت تا ادغام‌هایی را در این صنعت انجام دهد. به همین منظور در سال 1988 شرکت
CBS را که نام کنونی آن Sony-Music است, به مبلغ 2 میلیون دلار خرید. این شرکت در آن زمان حق بهره‌برداری از اکثر موسیقی‌های مطرح دنیا را داشت. همچنین در سال 1989 مبلغ 9/4 میلیارد دلار برای خرید شرکت تصویر کلمبیا به شرکت کوکاکولا پرداخت. این شرکت که هم اکنون شرکت تصویر سونی نامیده می‌شود، برای سونی بسیار ارزشمند بود؛ زیرا در سال‌های بعد سود سرشاری را به ارمغان آورد. به اعتقاد تحلیلگران چنانچه سونی این شرکت‌ها را در دهة 70 در اختیار می‌داشت، به احتمال زیاد به خاطر مکانیزم ادغام عمودی با تولید کنندة موسیقی و فیلم می‌توانست استاندارد بتاماکس خود را جابیندازد.
یکی از علل ادغام سونی با صنایع نرم‌افزاری, بازاریابی عرضی (
Cross Marketing) بود. یک مثال از بازاریابی عرضی، بازاریابی برای فیلم "قهرمان آخرین عملیات" بود. شخصیت‌های فیلم از محصولات الکترونیکی سونی، از قبیل دیسک فشردة کوچک (Mini-CD) و تلفن سلولی  استفاده می‌کردند. همچنین صحنه‌های فیلم در سالن‌هایی که با سیستم‌های صوتی کیفیت بالای دیجیتالی سونی تجهیز شده بودند فیلمبرداری می‌شد.
ادغام‌های سونی راه را برای ورود این شرکت به بازار بازی‌های ویدیویی باز نمود. سونی مدتی پس از ورود، با وجود رقبای بزرگی مانند سگا و نینتندو، توانست رهبری بازار را بدست گیرد.
  محصول سونی در این بازار Play Station
بود که در سال 94 به بازار ژاپن، سال 95 امریکا و در سال 97 به اروپا عرضه شد.
سگا و نینتندو، خاطرات بدی از عرضة محصولاتشان داشتند؛ عرضة پیش از زمان مناسب نینتندو و عرضة دیر هنگام سگا. سونی از این تجربیات درس گرفت و محصول خود را به موقع ارائه نمود و حتی علی‌رغم ساخت
Play Station2 آن را مدتی به بازار عرضه نکرد [Jhon Thompson(1997)  “Cases in Strategic Management].
4-2- بهره‌گیری از هم‌افزایی سخت‌افزار و نرم‌افزار
سونی در گذشته خود را یک شرکت تولیدی در صنعت الکترونیک مصرفی به حساب می‌آورد؛ پس از درک پتانسیل رو به رشد در محصولات سرگرمی، تحریک شد که به منظور دستیابی به تولید بازی‌هایی که روی محصولات صوتی و تصویریش اجرا شوند از استراتژی ادغام بهره بگیرد. این استراتژی نرم‌افزاری به منظور کاهش ریسک طراحی شد. سونی با ارتقا و توسعة تکنولوژی خود می‌توانست از بروز حوادثی مانند تجربة بتاماکس پیشگیری نماید.
سونی هم اکنون حق مالکیت حجم عظیمی از منابع نرم‌افزار شامل فیلم و برنامه‌های تلویزیونی را در اختیار دارد و می‌تواند در قالبی سازگار با سخت‌افزارهای جدیدش به بازار عرضه کند. تولید این نرم‌افزارها در قالب جدید، میزان فروش سخت‌افزارهای جدید را افزایش می‌دهد. از اینرو خرید دو شرکت فیلم و موسیقی باعث شد که سونی تا علاوه بر رشد فروش محصولات الکترونیکی، به یک رقیب بزرگ در صنعت محصولات سرگرمی تبدیل شود. به عقیدة افگا سخت‌افزار و نرم‌افزار دو چرخ یک گاری هستند و بنابر این در موفقیت سونی نقش مکملی را ایفا می‌کند.
4-3- تاریخچة تغییرات ساختاری در شرکت سونی
در دهة 80 استراتژی بین‌المللی سونی, تبدیل به یک شرکت جهان وطنی (
Global Localization
) بود. هدف تبدیل شدن به شرکتی بود که در سرتاسر دنیا به صورت محلی دیده شود. به صورت دیگر با این کار تصمیم‌گیری و راهبری در توکیو و تولید و تحقیق و توسعه در سایر نقاط جهان انجام گیرد؛ شرکتی ژاپنی که تولید و توزیع آن در گوشه و کنار دنیا پخش باشد و در ضمن به صورتی متمرکز رفتار نماید و مرکز تصمیم‌گیری ژاپن باشد.
به همین منظور، سونی دنیا را به چهار منطقة اروپا، امریکا، آسیا و ژاپن تقسیم نمود و چهار سازمان به صورت مجازی خودکفا و ظاهراً مستقل را با هدف سرمایه گذاری محلی تاسیس نمود. از این منظر سونی اولین شرکت جهانی ژاپن است. برای رسیدن به این ایده، لازم بود سونی کلیة فعالیتهای چرخة تولید خود از قبیل طراحی و توسعه، مهندسی، تولید و بازاریابی و فروش را به سایر کشورها منتقل کند.
این شرکت در سال 83 تعداد 7 گروه کاری (که بعداً به 23 گروه افزایش یافت) را به منظور هماهنگی بین تولید و بازاریابی محصولات خاص ایجاد نمود. به استثنای حوزة محصولات سرگرمی، قدرت هماهنگی و هدایت کارها در توکیو باقی ماند. در ساختار طراحی شده عملیات به صورت زیر انجام می‌شد: کلیة تصمیمات استراتژیک در توکیو اخذ می‌شد, تصمیمات عملیاتی از قبیل قیمت‌گذاری و تولید توسط مدیران منطقه‌ای مشخص می‌شد, تحقیق و توسعه در سطوح پایه در توکیو مستقر بود و تحقیق و توسعة مراکز محلی در راستای رفع نیازهای محلی بود. همچنین کارمندان بین کشورها جابجا می‌شدند.
ظاهراً باید تنها تصمیمات استراتژیک سطح بنگاه از قبیل درخواست سرمایه برای ساخت یک کارخانة جدید و یا اجازة تغییر یک ساختار به توکیو می‌رسید؛ اما در عمل مدیران منطقه‌ای برای موضوعات عملیاتی خود از توکیو مشاوره و راه حل می‌خواستند. این کار معضلی بزرگ برای سونی بود و این شرکت را از یک الگوی خلاقیت و کار آفرینی به سمت یک سیستم بوروکراسی کند تبدیل نمود.
هنگامیکه رهبران استراتژیک به این نتیجه رسیدند که شکل دیگری از تمرکز زدایی برای رفتار جهانی‌محلی لازم است، به سرعت وارد عمل شدند.
در تابستان 94، شرکت سونی به همراه شعبة تجارت سرگرمی خود در امریکا، به 8 بخش مجزا تقسیم شد. این بخشها که به هرکدام یک شرکت گفته می‌شد, از قدرت و استقلال قابل ملاحظه‌ای برخوردار بودند. هر بخش برای خود مدیری داشت که او مسوول طراحی، تولید و بازاریابی شرکت بود. بزرگترین این شرکت‌ها، شرکت محصولات صوتی-تصویری مشتری، شرکت قطعات و شرکت انرژی(باتری) و رسانه‌های ذخیره سازی بودند. 5 شرکت دیگر عبارت بودند از: شرکت تجهیزات
Broadcasting، شرکت سیستم‌های صنعتی تجاری، شرکت ارتباطات(تولید موبایل)، شرکت الکترونیک موبایل(در ماشین‌ها) و شرکت نیمه رسانا.
هرچند موفق بودن این استراتژی در عمل به اثبات رسید، ولی باز سونی در تابستان 96 تصمیم گرفت تا تغییرات بیشتری بدهد. 8 شرکت به 10 شرکت تبدیل شد. اول یک شرکت برای کامپیوترهای شخصی و
 ITتشکیل شد. سپس شرکت بزرگ صوتی-تصویری به 3 شرکت تقسیم شد. شرکت ارتباطات با یک شرکت کوچک ادغام شد. چهار آزمایشگاه جدید R&D  برای کار در IT و نیمه رساناها ایجاد شد. همچنین یک هیأت اجرایی برای استراتژی بنگاه‌های خارجی به منظور یکپارچه کردن شرکت به صورت کارآمد و تشویق به یادگیری و اشتراک منابع و اطلاعات ایجاد نمود.
5- آینده سونی
جدیدترین استراتژی‌های شرکت سونی شامل ادغام در صنعت
Broadcasting، ورود به بازارهای چین و برنامه‌ریزی میان‌مدت برای تجارت محصولات سرگرمی، با توجه به جهانی شدن بازار محصولات الکترونیکی(صوتی-تصویری) می‌باشد.
این شرکت در پی افزایش مزیت رقابتی خود به کمک کاهش هزینه‌های ثابت، سازماندهی مجدد خط تولید و تقویت مدیریت زنجیرة عرضه می‌باشد. همچنین به خاطر فرصت‌هایی که در تجارت الکترونیک به وجود آمده است، سونی به دنبال راه‌هایی است تا به شرکت
E-Sony تبدیل شود؛ لذا E-Sony یکی از اهداف درازمدت سونی محسوب می‌شود.
ایجاد یک شبکة الکترونیکی تجارت بانکی یکی دیگر از طرح‌های سونی است. تجربیات سونی در سرمایه گذاری این اعتقاد را به وجود آورده است که سرمایه یکی از کانال‌های ارتباطی است و ارزش آن محتویات شبکه‌ای است که در آن جریان می‌یابد. سونی شرکتی است که برای ارتباطات و نزدیکی با مشتری ارزش قائل است. برای بهبود خدمات به این مشتریان و حذف موانع مختلف، ایدة شبکة الکترونیکی بانکی مطرح شد. این شبکه بستری برای تجارت الکترونیک نیز خواهد بود. سونی قصد دارد در آینده برای دست یافتن به این شبکه خریدهایی انجام دهد.
سه لبة رقابی سونی در حال و آینده عبارتند از: قدرت سخت‌افزار، قدرت محتویات یا نرم‌افزار و اعتبار.
1- قدرت سخت‌افزار سونی ناشی از
VAIO PC، PlayStation، تلویزیون دیجیتالی و گوشی موبایل است و پیشبینی می‌شود که سه تا پنج سال آینده محصولات متنوعی داشته باشد. VAIO PC, بستری برای یکپارچه کردن محصولات صوتی-تصویری با فناوری اطلاعات به منظور افزایش ارزش افزودة جمعی وسایل جانبی است.
2- دومین قدرت سونی قدرت محتویات می‌باشد. محتویات شامل موسیقی، فیلم و بازی، جملگی تحت عنوان بسته‌های رسانه‌ای ارائه می‌شوند. سونی هم اکنون رهبری بازار بازی‌های ویدیویی را در دست دارد و پیش‌بینی می‌کند که در آیندة نزدیک با ورود به صحنة توزیع الکترونیکی (
E-distribution)، همچنان رهبری خود را در محتویات تثبیت نماید. سونی می‌خواهد از امکانات شبکه استفاده کند و برای کاربرانش انواع خدمات سرگرمی ارائه نماید و این تجارت را رونق دهد.
سومین مزیت سونی اعتبار است. هم اکنون شرکت‌های دات‌کام (.
Com) در امریکا از روش‌های خلاقانه برای افزایش اعتبار خود بهره می‌گیرند. سونی نیز از این فرصت غافل نمانده است و ISP خود رادر ژاپن به نام So-Net راه‌اندازی کرده است. رشد سالانة So-Net برابر 80% است. So-Net بسیار شبیه AOL در آمریکا است. سونی با وارد کردن محتویات خود به این شبکه به آن ارزش بیشتری خواهد بخشید. سونی به خاطر قابلیت افزایش ارزش بنگاهش در دو زمینة اصلی و جانبی در موقعیت مناسبی قرار گرفته است. به عبارت دیگر ارزش سونی مانند GE و GM به خاطر تولید سخت‌افزار است که به آن "تجارت واقعی" گویند. محتویات و نرم افزار که عناصر اصلی در شرکت‌هایی مثل Yahoo هستند، برای سونی ارزش اضافه‌ای آورده‌اند.
سونی اهداف دیگری از جمله تولید ریزپردازنده و رقابت با اینتل را در سر می‌پروراند. اعتبار و قابلیت‌های تکنولوژیکی سونی حتی پیشرو شدن در این صنعت را توجیه می‌کند.
هدف سونی رسیدن به یک شرکت یکپارچة سرگرمی و الکترونیک در سال 2005 تا 2010 است. برای رسیدن به این هدف فعالیت‌های زیادی از جمله تحقیق و توسعه و سرمایه‌گذاری مناسب لازم است. از طرفی چون ممکن است ارزش "ین" روز به روز افزایش یابد سونی از این فرصت استفادة کامل را خواهد برد.
به طور خلاصه سونی در حال حرکت به سمت تجارت الکترونیک و تجارت ".
Com" می‌باشد و در جستجوی فرصت‌های تجاری جدید نیز می‌باشد. این کار با حفظ و نگهداری حرفة فعلی و تلاش برای بدست آوردن زمینه‌هایی که مزیت رقابتی را افزایش می‌دهند امکان‌پذیر است [Idei N. (1999) “Sony Investor Meeting: Sony Challenges 2000“].
6- جمع بندی
شرکت سونی از نظر سطح استراتژی در دسته‌های 1 و 2 قابل طبقه‌بندی است. در سال‌های اول فعالیت, به شرکت نوع 1 نزدیک بوده و در دو دهة اخیر به‌خاطر ادغام‌هایی که انجام داده است یک شرکت نوع 2 بوده است.
از یک منظر مزیت رقابتی شرکت, شامل رهبری سخت‌افزار، بهره‌گیری از نرم‌افزار و اعتبار است. از دیدگاه دیگر اعتبار، کیفیت و نوآوری، سرمایه و موقعیت بهره‌گیری از هم‌افزایی بین صنایع مختلف خصوصاً فناوری اطلاعات، مزیت‌های رقابتی شرکت محسوب می‌شوند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 20:20  توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)  | 

 

به گزارش خبرگزاري اقتصادي ايران، آیت الله "هاشمی رفسنجانی" خطیب نماز عید قربان که صبح امروز در دانشگاه تهران برگزار شد در با اشاره به موضوع گرانی و تورم اظهار داشت: این روزها متاسفانه در داخل موضوع تورم جدی شده است و ما از ورود  به این بحث پرهیز کردیم و مایل بودیم این مسائل توسط کارشناسان حل شود.

 

وی که در خطبه دوم نماز سخن می گفت ، افزود: این مسئله در روزهای اخیر عمومی شده و در تمامی محافل و مطبوعات از آن سخن می رود. لذا باید روی آن بیشتر کار شود.

 

آیت الله هاشمی رفسنجانی با بیان اینکه این میدان، میدان تفرقه و نزاع نیست ادامه داد: اگراین موضوع هر چه سریعتر حل نشود دودش به چشم همه می رود و اگر هم حل شود همه از آن استفاده می کنیم.

 

تشدید گرانی به اسلام و انقلاب ضرر می زند

 

به گفته خطیب نماز عید قربان اگر موضوع گرانی ها تشدید شود همه از جمله انقلاب و اسلام ضرر خواهیم کرد لذا توصیه می کنیم که با نظرهای کارشناسی و عالمانه این مسئله ریشه یابی شود و تورم توسط دانشمندان و علمای امر مرتفع گردد.

 

وی حل موضوع تورم را جای سیاست بازی ندانست و گفت: این موضوع باید با همکاری خرد اقتصادی دانشمندان متبحر علم اقتصاد حل گردد و در این راه باید از شعارها و آمار و ارقام نادرست دست برداریم چرا که مردم در جریان این موضوع قرار دارند.

 

آیت الله هاشمی رفسنجانی خاطرنشان کرد: شاید موضوع گرانی ها به صورت غیر واقعی و یا افراط و تفریطی به مردم نشان داده شود اما مردم این موضوع را در زندگی خود به خوبی لمس می کنند و چنانچه مسئولان واقعیت ها را به مردم بگویند یا نگویند مردم خود می فهمند که در زندگی چه چیزی کم و یا زیاد دارند.

 

وی تاکید کرد: این موضوع را کاملا جدی بگیریم و با موازین اقتصادی در جهت حل آن بکوشیم.

 

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام همچنین گفت: علم اقتصاد بسیار جبارانه عمل می کند و کسی نمی تواند جلوی اصل اقتصاد را در زندگی مردم و جامعه بگیرد چون این نیاز عملی لحظه به لحظه مردم است و لذا اگر از راهش وارد شویم بهتر است.

 

وی رکن مهم سلامتی اقتصاد در جامعه را تولید دانست و تصریح کرد در صورت آسیب دیدن تولید نمی توان کاری کرد زیرا در این صورت تقاضاها به خاطر ترس از کمبودها بیشتر می شود و مردم به فکر ذخیره کردن می افتند و در این میان برخی افراد سوءاستفاده می کنند و با احتکار اجناس بازار سیاه راه می اندازند.

 

خطیب نماز عید قربان افزود: اگر تولید به وفور باشد، تولید کنندگان خود با هم به رقابت می پردازند و قیمت را پایین می آوردند و کیفیت ها را نیز ارتقا می بخشند و لذا راه اقتصادی مناسب همراه با تعادل از تولید می گذرد.

 

آیت الله هاشمی رفسنجانی  به واردات بیش از حد در زمان شاه اشاره کرد و گفت: او سعی کرد با واردات بسیار مردم را راضی کنداما تولید کشور به غیر از صنایع مونتاژ خوابید واز این رهگذر بخش های کشاورزی ، لبنیات و میوه جات دچار آسیب شدند. اما کشور از واردات رنگارنگ پر شد و این مسئله خود مبدل به یکی از مهمترین عوامل شکست رژیم پهلوی شد.

 

مسائل اقتصادی با واردات حل نمی‌شود

 

وی خاطرنشان کرد: اگر بخواهیم با واردات مسائل اقتصادی کشور را حل کنیم قطعا تولید داخلی کم یا متوقف می شود و شاید یک هفته و یا یک سال بتوانیم برخی مسائل را حل کنیم اما خطر را به سال بعد منتقل می کنیم.

 

رئیس مجلس خبرگان با بیان اینکه مدیران و کارشناسان علم اقتصاد به تمامی این مسائل واقف هستند، گفت: حالا که همگی مسائل موجود را قبول داریم بهتر است همه با هم در جهت رفع این مشکل همکاری کنیم.

 

وی ادامه داد: ما در مجمع تشخیص مصلحت نظام آمادگی داریم هر سیاستی که مفید باشد و ما را در مسیر درستی قرار دهد را مورد بررسی قرار دهیم

+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 12:56  توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)  | 

یه میل اومده بود از Institute of Industrial Engineers که جالب بود می دونید موضوعش چی بود ! پیش بینی صنعت ۲۰۰۸

 

واینهم فایل پاور پوینت :

پیش بینی یک سری از مهندسین صنایع برای سال آینده ! ۲۰۰۸

                                  واینهم لینکش در خود سایت

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 11:58  توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)  | 

متن زیر گزیده سخنرانی دکتر نخعی زاده است که بنده هم در جلسه ی سخنرانی ایشون که در دانشکده ی ریاضی دانشگاه تبریز برگزار شد، حضور داشتم.

پرفسور نخعی زاده تا سال گذشته در بخش کنترل کیفیت بنز آلمان بودن و الان باز نشسته شدن. ایشون نزدیک ۱۶ سال در شرکت بنز آلمان مشغول پژوهش در زمینه ی Data Mining بودن.

مبحث Data Mining که به نظر من خیلی جالبه! اگه مطلب رو مطالعه بکنید متوجه می شید که از این مبحث می شه در تمام بخش های مهندسی صنایع هم بهره گرفت مثل: کنترل پروژه، کنترل کیفیت، بازار یابی و توجه به مشتری، انبارداری و .... در کل بهینه کردن تمامیه فرایندها و پیش بینی آینده ی همه ی مجموعه ها!

امیدوارم از مطلب زیر نهایت استفاده رو ببرید.

گزیده سخنرانی پرفسور نخعی زاده

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 20:9  توسط نسرین محبتی  | 

 

احتمال از نوعی دیگر

 

احتمال اينكه در پرتاب يك سكه خط بيايد يك دوم است.

براى جان اسميت  كه سيگارى قهارى است يك دهم احتمال ابتلا به سرطان ريه وجود دارد.  همه ما با اظهاراتى مانند اين آشناييم و چنين مدعاهايى نقشى اصلى در همه تصميمات ما دارند. اما اينكه گفته مى شود برخى رويدادهاى خاص احتمال معينى دارد چه معنايى دارد؟ در پرتاب سكه يا خط خواهد آمد يا نه. احتمال يك دوم در كجاى اين رويداد خود را نشان مى دهد؟

تا اوايل قرن بيستم، چنين داورى هايى درباره احتمال،حمل بر اتكاى آنها بر جهل مى‌شد.

 اغلب متافيزيسين ها به دترمينيسم (حتميت) معتقد بودند و اين امر به معناى آن بود كه اگر شما دانش كاملى مى داشتيد، مى توانستيد با قطعيت پيش بينى كنيد كه سكه با كدام رويه اش روى زمين مى افتد. تنها به خاطر آنكه شما درباره يك پرتاب به خصوص دانش كافى نداريد است كه به بالا قرار گرفتن يك رويه سكه احتمالى از صفر تا يك می‌دهيد.

 در بهترين حالت میزان اين احتمال يك دوم است، يعنى كه در پرتاب‌هاى سكه در روندى كلى در نيمى از موارد خط خواهد آمد، هر چند كه در هر بار پرتاب معین، هميشه حتمى است كه شير يا خط بيايد.

مكانيك كوانتومى جديد اين حتميت را متزلزل كرده و ما را واداشته است كه احتمالات را جدى‌تر بگيريم.

 يك اتم راديوم معين ممكن است تلاشى پيدا كند و يك اتم ديگر دقيقاً مشابه آن ممكن است متلاشى نشود. حداكثر چيزى كه حتى دانش كامل پيش بينى مى كند اين است كه براى هر اتم راديوم ۵۰ درصد شانس متلاشى‌شدن در طول ۱۶۲۰ سال وجود دارد.

متافيزيكدانان معاصر معتقدند كه چنين شانس‌هايى گرايش‌هايى واقعى در طبيعت هستند و نه نمودهايى از جهل  ما.

 به علاوه آنها معتقدند كه بسيارى از عدم قطعيت هاى روزمره مانند اينكه سكه با كدام رويه اش روى زمين مى افتد يا اينكه كداميك از افراد سيگارى سرطان مى گيرند، "به همين نحوه عينى" محتمل هستند.

اما هنگامى كه احتمال‌ها اين گونه تلقى شوند، حالت جالبى به خود مى گيرند.

احتمال اينكه اين اتم راديوم در ۱۶۲۰ سال بعدى متلاشى شود _ در صورتى كه متلاشى نشده باقى بماند _ در طول زمان كاهش مى يابد، اما اين احتمال ناگهان به "يك" جهش مى‌يابد اگر روزى اين اتم متلاشى شود. اينكه ويژگى‌هاى واقعى طبيعت به اين طريق جهشى عمل مى كنند، براى ما امرى نامنتظر است.

طبيعتاً امكانى كه براى جست وجوى راه حلى براى اين موضوع به نظر مى آيد، نظريه كوانتوم است - چرا كه همين نظريه بود كه ما را به اعتقاد يافتن به وجود شانس‌هاى عينى سوق داد.

اما قضايا در نظريه كوانتوم حتى غريب‌تر مى شود. مكانيك كوانتوم احتمالات را كاملاً جدى مى‌گيرد، به طورى كه آنها را تابع‌هايى موجى تلقى مى كند كه عناصر سازنده پايه‌اى واقعيت هستند.

اما دقيقاً به همين علت كه مكانيك كوانتوم احتمالات را اين همه جدى مى‌گيرد، در توضيح دادن اينكه چرا گاهى اين احتمالات ناگهان به "يك" جهش پيدا مى‌كنند (يا به عبارت ديگر تابع هاى موجى "واژگون مى شوند") دچار مشكل فراوان مى‌شود.

شمار فزاينده اى از متفكران معتقدند كه تنها راه حل اين مسئله انكار اين امر است كه اصلا تابع هاى موجى  واژگون مى‌شوند، اين امر به بيانى با واژگان روزمره  ما، به آن معناست كه موقعيت‌هاى شانسى در واقع پيامدهاى قطعى ندارند.

 اتم راديوم تصميم نمى‌گيرد كه متلاشى شود يا نه - در واقع اين جهان است كه هنگامى كه يك اتم متلاشى مى شود و ديگرى متلاشى نمى شود به يك شاخه [محتمل] منشعب مى شود.

به همين صورت هنگامى كه در پرتاب سكه خط مى‌آيد يك شاخه از واقعيت وجود دارد و هنگامى كه شير مى آيد شاخه ديگرى از واقعيت؛ هنگامى كه جان اسميت سرطان مى گيرد، شاخه اى از واقعيت موجود است و هنگامى كه سرطان نمى گيرد شاخه اى ديگر.

تنها دليلى كه ما كل اين تعدد را درك نمى‌كنيم اين است كه خود ما هم در حال منشعب شدن به صورت خويیشتن‌هاى متعدديم كه هر كدام از آنها در يك شاخه واقعيت محصورند.

شگفت انگيز خواهد بود اگر ثابت شود اين متافيزيك غيراين جهانى تنها شيوه مناسب براى توضيح دادن مفهوم آشناى احتمال است.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 11:29  توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)  | 

دوستان   سلام خسته نباشید  

  امشب منتظر یه کودتا توی صفحه اول باشید

فعلا

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 20:2  توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)  | 

سلام به همگي

ببخشيد اين مطلبي كه الآن مي نويسم اصلا علمي نيست .

يه خبر خوب،هم در مورد وبلاگ و هم در مورد مجله!!

 

امروز تو سايت راهكار مديريت(يه سايتيه در مورد مهندسي صنايع) عضو شدم.يه سري از خدماتي كه اونجا مي دن اينه كه مي شه وبلاگ و مجله هاي مربوط به مهندسي صنايع و مديريت رو اونجا قرار داد تا كل جامعه ي علمي كشور با اونا آشنا بشن به علاوه امكان  searchشدن در موتور هاي جستجو رو هم مي بره بالا كه يه عامل خيلي موثر در تعداد بازديد هاي روزانه س.

و الان، هم وبلاگ و هم مجله ي راهكار در اون سايت در معرض ديد قرار گرفتن با اين آدرس :

http://www.mgtsolution.com/

حتما يه سري به اين سايت بزنيد.(البته وبلاگ رو بعد از بررسي تو اين سايت معرفي مي كنن و يه كم طول ميكشه تا اسم وبلاگ تو اين سايت بياد ولي الان مجله رو مي تونيد تو اين سايت تو قسمت نشريات ببنيد).

و الان اگه «نشريه ي راهكار» رو تو  googleجستجو كنيد راهكار خودمون دومين مورد يافت شده هستش.

البته  بايد بگم اين كار مسئوليت ما رو بالاتر مي بره و بايد ازاين به بعد بيشتر مواظب  كيفيت مطالبي كه پست مي كنيم  باشيم!

                        

 

                         اميدوارم همه ي ما راهكاري ها موفق وپيروز باشيم!

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 0:56  توسط   | 

این روزا بلو تو ث یا (دندان ابی)محبوب و مورد شناخت همه ماست.اما شما هم تا حالا فکر کردین چرا به این فناوری بلوتوث می گن؟پس لطفاادامه مطلب رو بخونین!!!

"ریچارد بلوتوث"در سال های 900 میلادی پادشاه دانمارک بود.او تلا ش داشت تا دانمارک و بخشی از نروژامروزی را به یک پادشاهی مستقل و واحد تبدیل کند که سر انجام نیز مو فق شد.او سپس مسیحیت را به این کشور ها معرفی و تزریق کرد.بعدها به احترام والدینش کوه های "جلینگ رون" را فتح کرد.او در سال 986 در جنگی با پسرش "اسوند فور کبیر" کشته شد.انتخاب نام بلوتوث به احترام ان پادشاه که خدمات زیادی برای دانمارک انجام داد,نشان دهنده این است که کشورهای اسکاندیناوی چه نقش مهمی در پیشبرد فناوری های نوین دارند,حتی اگر در این زمینه نام زیادی از ان ها برده نمی شود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 19:53  توسط صنم آزادی امین  | 

وقتی جان هانکر، وکیل دعاوی، اخبار عجیب و غریب اتومبیل های جدید را در روزنامه   ها خواند، تصمیم گرفت یکی از آنها را خریداری کند. او می گوید" حتی بدون اینکه اتومبیل جدید را از نزدیک ببینم و یا یک بار آن را ازمایش کنم و سوار  بشوم آن را خریدم و پنج ماه چشم به انتظار ماندم."

سرانجام هانکر یک اتومبیل ظریف، کوچک و چهار درب نقره ای را که از ژاپن وارد شده بود، تحویل گرفت. و حالا او ثانیه شماری می کند تا زمان رفت و برگشت به محل کارش فرا برسد و او مسیر 26 کیلومتری پرترافیک منزل تا دفتر کارش را که در گذشته برایش عذاب آور و پررنج بوده، با ماشین نوظهور طی کند و از سواری آن لذت ببرد.

 

اتومبیل تقریبا بی صدا حرکت می کند، گاهی آنقدر بی صدا می شود که راننده نگران می شود نکند که موتور یا در واقع موتورها خاموش کرده باشند.

بووان 51 ساله، مدیر کنترل کیفیت یک کارخانه ی رنگ سازی در ایوانس ویل، ایندیا می باشد. بعد از حدود دو سال رانندگی و طی 35000 کیلومتر راه، "این سایت" (نام اتومبیل) همچنان مثل روز اول می درخشد. چیزی که باعث شگفتی بووان شده این است که در تمام طول این مدت میانگین مصرف سوخت از 1 لیتر در 30 کیلومتر بیشتر نشده است!

 

"پریوس" و "این سایت" نخستین اتومبیل های نسل جدید هستند که مجهز به موتور دورگه بنزینی- الکتریکی هستند.

در اتومبیلهای با موتور دورگه، هیچ عامل کسل کننده اتومبیل های برقی سالهای نخست دهه 1990 که به خاطر کندی حرکت، مشکل شارژ باطری و مواردی از این قبیل، که حوصله راننده را سر می برد، روبه رو نمی باشد.

در این اتومبیل ها ترمز مثل یک وسیله پس خور زیستی عمل می کند، با شارژ خوب و کافی باطری نه تنها در مصرف سوخت صرفه جویی می شود، بلکه محیط زیست نیز کمتر آلوده می گردد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 11:9  توسط نسرین محبتی  | 

روانشناسان در مورد مفاهیم مبهمی مانند خلاقیت و هوش اختلاف نظر دارند و هر نظری در مورد همبستگی میان این صفات و چپ دستی به درک بهتر خوداین مفاهیم وابسته خواهد بود.

بنابراین در مورد هر اظهار نظری در مورد با هوش بودن چپ دست ها که 10 در صد جمعیت جهان را تشکیل می دهند با تردید مواجه می شود.اما چند تحقیق جدی رابطه های جالبی را میان دست غالب و مهارتهای شناختی نشان داده است.

به نظر میرسد که راست دست ها ممکن است در تحصیلات دانشگاهی اندکی موفق تر از چپ دست ها باشند.همچنین پژوهش ها نشان می دهند که چپ دست ها به میزان بیشتری دچار ناتوانی های خواندن یا دیس لکسیا هستند.

در مقابل چپ دست ها در وظایفی که نیازمند تجسم ذهنی اشیاست مسلطرند وشاید به همین دلیل باشد که شطرنج بازان چپ دست نسبت بالاتری دارند.

مدعاهای کلی تر به خصوص راست مغزی در مقابل چپ مغزی بیشتر شبیه علم اند تا مفاهیم علمی.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 1:16  توسط صنم آزادی امین  | 

اواخر روز دوشنبه دوازدهم تير ماه به وقت محلي فرانسه،هيات مديره شركت خودرو سازي رنو- نيسان طرح ادغام با شركت خودرو سازي امريكايي جنرال موتورز را مورد بررسي قرار مي دهد.

به گزارش خبرگزاري رويترز از پاريس ،در صورت عملي شدن اين طرح يك شركت خودرو سازي جهاني با 100 ميليارد دلار دارايي ايجاد خواهد شد.

كريك كريكوريان از سرمايه گذاران بزرگ شركت جنرال موتورز  هفته گذشته از اين شركت آمريكايي خواسته است تا مشاركت سه جانبه با شركت خودرو سازي رنو وشريكش نيسان را مورد بررسي قرار دهد.

كارلوس گوسان مدير عامل شركت رنو-نيسان گفته است هيات مديره و مديريت شركت جنرال موتور قبل از هرگونه بررسي طرح ادغام بايد از آن حمايت كامل بكند.
شركت نيسان بعد از نشست هيات مديره خود اعلام كرده مديران انجام مذاكرات اوليه براي ادغام را تصويب كرده و مسئوليت  انجام آن را به گوسان واگذار نموده است.

در صورتي اجراي طرح ادغام كارلوس گوسان كه از يك پدر ومادر لبناني در برزيل متولد شده را درراس يك گروه خودروسازي جهاني قرار خواهد داد كه فضا را بر شركت خودرو سازي تويوتاي ژاپن با ارزش بازاري 190 ميليارد دلاري تنگ خواهد كرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 1:5  توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)  | 

   

 

به گزارش مجلهء اقتصادي فورچون، 11 شركت بزرگ آمريكا به عنوان بزرگ‌ترين زيان‌ديدگان در ميان شركت‌هاي جهان طي سال 2006 شناخته شدند.اين مجله بر اساس آمار ارايه شده از سوي شركت‌هاي جهان 17 شركت جهان را به عنوان زيان‌ديدگان بزرگ جهان معرفي كرده است كه از اين تعداد 11 شركت متعلق به آمريكا بوده، سه شركت ژاپني بوده، يك شركت انگليسي، يك شركت آلماني و يك شركت نيز تايواني بوده است.» در مجموع 11 شركت آمريكايي با بيش از 39 ميليارد دلار زيان در سال 2006 مواجه شده‌اند.  شركت خودروسازي فورد آمريكا با 6/12 ميليارد دلار بزرگ‌ترين شركت زيان‌ده جهان طي سال 2006 شناخته شده است. پس از آن شركت‌هاي آمريكايي ودافن، دلتا، دلفي، جنرال موتورز و كوكاكولا به ترتيب با 2، 2/5، 6/3، 5/10 و 1/1 ميليارد دلار به ترتيب در رده‌هاي دوم تا ششم جهان از نظر حجم زيان‌هاي مالي قرار گرفته‌اند.  شركت آلماني توش گروپ با_ 1/1 ميليارد دلار، شركت آمريكايي لير با 708 ميليون دلار، شركت تايواني سي پي سي با 429 ميليون دلار و شركت ژاپني سانيو با 388 ميليون دلار نيز به ترتيب رتبه هاي هفتم تا دهم را به خود اختصاص داده‌اند.    

شركت آمريكايي گودير، شركت انگليسي سزيكا، شركت ژاپني هيتاچي، شركت الكاتل- لوسنت، شركت تيسون، شركت جال و شركت تچ ديتا نيز به ترتيب با 330 ميليون دلار، 285 ميليون دلار، 280 ميليون دلار، 221 ميليون دلار، 196 ميليون دلار، 139 ميليون دلار و 97 ميليون دلار رده‌هاي بعدي را به خود اختصاص داده‌‌اند.  

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 10:15  توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)  | 

شركت Dell، از بزرگترين توليد كنندگان نوت‌بوك و كامپيوترهاي خانگي اعلام كرد خط توليد محصول جديد اين شركت، وسترو (Vostro) به زودي راه‌اندازي خواهد شد.

Dell اعلام كرده كه وسترو مخصوص مراكز تجاري كوچك طراحي شده و براي هر عدد از آن، يك تكنيسين اين شركت تخصيص داده شده كه آن را مونتاژ كند و در صورت برخورد به هرگونه ايراد فني، همان تكنيسين مسئول رفع عيب خواهد بود. به همين منظور 6500 پرسنل خط توليد شركت در نظر گرفته شده‌اند كه در آينده نه‌ چندان دور، هر كدام مسئول چندين كاربر و كامپيوتر آنها خواهند شد.
مدير اجرايي
Dell با معرفي اين محصول جديد در نيويورك افزود كه بر روي وسترو  يكي از ويندوزهاي XP يا ويستا نصب خواهد بود ولي خاطر نشان كرد تمامي نرم‌افزارهاي نصب شده بر روي آن، نسخه اصلي بوده و از نسخه‌هاي آزمايشي استفاده نشده است.(نسخه‌هاي آزمايشي يا Trail Version نسخه‌هايي هستند كه براي مدت كوتاهي در اختيار كاربران قرار مي‌گيرند تا به قابليت‌هاي نرم‌افزار پي‌برده و پس از گذشت زمان مورد نظر، نرم‌افزار از كار افتاده و مي‌بايست خريداري شود.)
وسترو به معناي  "متعلق به شما" است، در سه نسخه مختلف عرضه مي‌شود كه اولي مدل
Inspiron  و مخصوص مشتريان معمولي است، دومي مدل بزرگ آن است كه مخصوص مشتريان بزرگتر است و سومي مدل XPS است كه براي دوستداران بازي‌هاي كامپيوتري يا gamers  طراحي شده است. اين مدل‌ها كه مي‌توانند با صفحه نمايش 14 الي 17 اينچ تنظيم شوند، قيمتي بين 449 تا 799 دلار خواهد داشت. (جزئيات مشخصات سخت‌افزاري وسترو هنوز اعلام نشده است)
نرم‌افزارها و سرويس‌هاي نصب شده بر روي وسترو  عموما تا يكسال رايگان بوده و پس از آن احتياج به خريد مجدد دارند. وسترو در اولين مرحله در رنگ‌هاي نقره‌اي و مشكي توليد خواهد شد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 9:57  توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)  | 

دنیای اقتصاد

 شرکت موتورولا سرانجام شکست مالی در بخش تولید تلفن‌های همراه خود را پذیرفت.

کمپانی موتورولا با تولید گوشی جدید خود با نام RAZR نتوانست به میزان سودی که انتظار داشت دسترسی پیدا کند. آمارها نشان می‌دهد، گوشی RAZR تنها توانست سود تقریبی 7/8‌‌میلیارد دلار برای شرکت موتورولا به‌همراه آورد. در حالی که موتورولا انتظار داشت سود حاصل از فروش این گوشی 4/9‌‌میلیارد دلار باشد.
تحلیلگران معتقدند کاهش بیش از اندازه فروش این گوشی در اروپا و آسیا برای موتورولا یک فاجعه محسوب می‌شود.
شرکت موتورولا به دنبال کم‌شدن میزان فروش گوشی‌های خود، با کاهش قیمت گوشی‌های خود سعی کرد رقابت بیشتری را با سایر شرکت‌ها ادامه دهد.
این شرکت در سال 2006 توانست 66درصد از گوشی‌هایی که تولید کرده بود را به فروش برساند که سود حاصل از آن معادل 9/42‌‌میلیارد دلار برای این شرکت بود.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 9:54  توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)  |