|
|
|
|
|
در حالي كه اغلب كارشناسان اقتصا ابراهيم جميلي عضو هيات رييسه اتاق بازرگاني ايران در گفتگو با بورس نيوز با بيان مطلب فوق اظهار داشت : ورود مقداري از نقدينگي موجود در جامعه به بورس نه تنها سبب كاهش تورم بلكه رونق بورس و چرخه اقتصادي كشور مي شود واز سويي مانع رشد كاذب ديگر بازارهاي مقابل بازار سرمايه مي شود. وي افزود: هدايت اين سرمايه ها به بورس نيازمند اعتماد سازي و جلب اطمينان صاحبان اين سرمايه ها از سوي اين بازار است و به نظر من بهترين راه آن بررسي مشكلات و چالشهاي شركتها و صنايع موجود در بورس مي باشد چرا كه درحال حاضر شركتهاي بورسي رونق سالهاي گذشته را ندارند و مهمترين دليل آن بي اعتمادي مردم به بازار سرمايه و نوسانات شديد برخي صنايع و گروه ها نسبت به برخي تصميم گيري هاي دولتي و تاثير منفي اينگونه اخبار بر سهام شركت ها است كه از جمله اين تصميم گيري ها مي توان به افزايش حقوق دولتي در بخش معادن و يا تاخير در خروج سيمان از سبد حمايتي دولت اشاره نمود. جميلي با اشاره به اين مطلب كه خصوصي سازي واقعي نيازي به قيد و بند ندارد خاطرنشان كرد : سه سال از زمان ابلاغ اجراي اصل 44 قانون اساسي گذشته ولي عملاً پس از گذشت اين سه سال هنوز روند واگذاري ها همانند روند قبلي است با اين تفاوت كه در گذشته دولت در واگذاري ها سرمايه گذاري جديد مي كرد ولي الان نه تنها اين كار انجام نمي شود بلكه در واگذاريها به جاي آنكه سهم دولت كاهش پيدا كند افزايش هم يافته است. وي پيشنهاد كرد سازمان خصوصي سازي طي برنامه اي ميزان سهام عرضه شده تا به حال را به تفكيك و با بيان اسامي خريداران آنها با ذكر خصوصي بودن يا شبه دولتي بودن و اينكه چقدر از اين شركتها وابسته به بانك ها يا سازمانهاي بازنشستگي بودند را اعلام نمايد. از سويي ديگر سازمان بورس به عنوان مجري اين قانون بايد گزارشات تحليلي ، آمار و ارقام واقعي كارشناسي شده خود را نسبت به واگذاريها از ابتدا تا كنون منتشر نمايد. عضو هيات رييسه اتاق بازرگاني ايران صرف واگذاري سهام را به بورس خصوصي سازي ندانسته و عنوان كرد : از اينكه هر روز اعداد و ارقامي بزرگتر از دفعه گذشته به عنوان خصوصي سازي و اجراي اصل 44 عنوان كنيم خصوصي سازي نكرده ايم ، بايد ديد تا كنون چند درصد از شركتهاي واگذار شده مديريتشان به دست بخش خصوصي سپرده شده و چقدر تغيير مديريت داشته اند و يا بخش خصوصي تا چه حد در اين شركتها تصميم گيرنده است . جميلي ياد آور شد : آمارهاي بهره وري اعلام شده در همايش اخير بسيار نگران كننده بود و اين آمار ها كه حاكي از بهره وري پايين است سياست دولتي بودن اقتصاد را بيان مي كرد در حالي كه در كشور هاي پيشرفته دنيا به علت حضور فعال بخش خصوصي در اقتصاد شاهد بالا بودن ميزان بهره وري اين كشورها مي باشيم. از همين رو اگر به رونق اقتصادي و جهش صادراتي نيازمند هستيم بايد بهره وري را بالا ببريم كه اين مهم اتفاق نمي افتد مگر با واگذاري واقعي شركتهاي دولتي به بخش خصوصي. وي در پاسخ به سوال بورس نيوز مبني بر پيشنهاد وي براي بهبود و تسريع روند خصوصي سازي واقعي گفت : من پيشنهاد مي كنم سازمان خصوصي سازي مقداري از سهام شركتهاي مشمول واگذاري را به صورت اقساطي در اختيار بخش خصوصي قرار دهد و خود سهم را وثيقه اين يخش نمايد و سازمان خصوصي سازي سهام خود را به جاي اينكه به نهادها و يا شركتهاي شبه دولتي واگذار كند مستقيماً به بخش خصوصي دهد. وي تصريح كرد : بايد تشكل هاي بازار به صورت حرفه اي با تمامي اركان موجود در اين بازار تشكيل يابد و اين تشكل نسبت بررسي مشكلات و موانع موجود بر سر راه شركتها يا صنايع موجود در بورس اقدام كرده و راه كار مناسب ارايه نمايد زيرا طولاني شدن اجراي اين تصميمات نه تنها لطمات جبران ناپذيري به بازار سرمايه وارد مي كند بلكه طولاني شدن اجراي اين تصميمات خود عاملي مي شود براي به وجود آمدن مشكلات جديد به همين دليل اين تشكل هاي تخصصي مي توانند در كوتاه ترين زمان بهترين تصميم را بگيرند. جميلي در پايان گفتگوي خود با بورس نيوز خاطرنشان كرد : بايد براي ورود به بورس و بازار سرمايه در بين مردم ايجاد انگيزه كرد. اشكالي ندارد بورس هم همانند بانكها كه به جهت ترقيب مردم براي سپرده گذاري جايزه تعيين مي كنند بازار سرمايه نيز براي خريد سهام جايزه بدهد. ابراهیم جمیلی لینک خبر: http://www.baznevis.com/view.php?newsid=7064 |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 9:30 توسط مهسا اسدپور
|
|
||
|
|
|
|
|
سازمان خصوصيسازي به موجب ماده (15) قانون برنامه سوم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران – مصوب 1379 – با تغيير اساسنامه سازمان مالي گسترش مالكيت واحدهاي توليدي سابق تشكيل گرديده است. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 9:22 توسط مهسا اسدپور
|
|
||
|
|
|
|
|
قانون برنامه دوم توسعه هدفهای کلان کيفی 1-تلاش در جهت تحقق عدالت اجتماعی. 2-رشد فضائل بر اساس اخلاق اسلامی و ارتفاء کمی و کيفی و فرهنگ عمومی جامعه. 3-هدايت جوانان و نوجوانان در عرصه های ايمان مذهبی، فرهنگ خودی، خلافيت، علم، هنر، فن، و تربيت بدنی و مناسب انسانی، خانوادگی و اجتماعی و مشارکت در صحنه های فرهنگی، اجتماعی، سياسی و اقتصادی. 4-افزايش بهره وری 5-تربيت نيروی انسانی مورد نياز. 6-رشد و توسعه پايدار اقتصادی با محوريت بخش کشاورزی. 7-اصلاح ساختار نظارتی اجرائی و قضائی کشور در جهت تحقق اهداف برنامه. 8-تقويت مشارکت عامه مردم و اتخاذ تدابير لازم برای نظارت شايسته و پيوسته بر اجرای برنامه. 9-تلاش در جهت کاهش وابستگی اقتصاد کشور به درآمدهای حاصل از نقت و توسعه بيش از پيش صادرات غيرنفتی. 10-حفظ محيط زيستی و استقاده بهينه از منابع طبيعی کشور. 11-تقويت بنيه دفاعی کشور در چار چوب سياست های و تدابير فرماندهی معظم کل قوا. 12-رعايت اصول عزت و حکمت و مصلحت کشور در سياست خارجی. 13-تلاش در جهت حاکميت کامل قانون و حفظ امنيت همه جانبه آحاد مردم و ترويج فرهنگ احترام به قانون، نظم اجتماعی و وجدان کار 14-نظام دهی و بکارگيری تحقيقات بعنوان ابزاری برای حل مشکلات و توسعه کشور. 15-ايجاد تعادل در بخشهای اقتصادی (تعاونی،خصوصی و دولتی) 16-تقويت و ترويج ارزشهای انقلاب اسلامی در عرضه کردن منابع مالی و امکانات دولتی. توضیح بند 4: - افزايش بهره وری از طريق: 1-گسترش فرهنگ کار و توليد و تقويت وجدان کاری بمنظور افرايش بهره وری از نيروی انسانی. 2-استفاده هر چه بهتر از امکانات و نيروی انسانی و تخصيص بهينه آن با توجه به ضرايب و الويتهای منظور شده دربرنامه و توجيهات لازم. 3-نظارت و ارزيابی مستمر و پيگيری درجهت حسن اجرای برنامه ها وبررسی نتايج. 4-تنظيم زمانبندی لازم برای طرحهای و پروژه و تاکيد بر کاهش قيمت تمام شده توليدات و کالاهای داخلی و خدمات عمومی کشور. 5-افزايش کارايی دستگاههای اجرايی کاهش هزينه های عمومی و کار آمد و نمودن دستگاهها، شرکتها و موسسات دولتی، بانکها و نهادهای انقلاب اسلامی. 6-جلوگيری ازريخت وپاش و اسراف و تبذير دربودجه های عمومی و دستگاهها، شرکتها، و مؤسسات دولتی، بانکها و نهادهای انقلاب اسلامی. 7-تاکيد بر تربيت و انتخاب مديران شايسته وکارآمد و اعمال سياستهای تنبيهی و تشويقی بمنظور افزايش کارآيی. 8-اصلاح سيستم حقوق و دستمزد بر مبنای طرح کارانه وبهره وری متناسب باشرايط اقتصادی کشور. 9- اصلاح سيستم مجمع آوری وپردازش آمار واطلاع رسانی بصورت متمرکز. 10-تشويق وترغيب مصرف جامعه به سمت استفاده بهينه ازمنابع ازطريق مراکز مختلف آموزشی، فرهنگی، تبليغی و اقتصادی. 11-تکيه بر استفاده بهينه از انرژی از اتلاف آن. 12-ايجاد وتقويت سيستمها کنترل کيفيت. 13-تاکيد بر بکارگيری تکنولوژی مناسب باتوجه به شرايط اشتغال نيروی انسانی، سرمايه و مواد اوليه. 14-گسترده ترکردن دامنه انتخاب مديران وتوجه به توانمنديهای آنها بارعايت اصول اعتقادی. و در موارد زیر به تفضیل مطرح شده اند: خط مشی های اساسی سياست های کلی سياست مالی سياست های عمومی جمعيت اشتغال ونيروی انسانی سياستهای پرسنلی بخش دولتی قيمت گذاری درمورد کالاهای عمومی وخدمات حرکت به سمت اصلاح قيمت با توجه به شرايط ذيل خواهد بود 8-1- جبران هزينه های سرمايه گذاری ازطريق محاسبه نرخ استهلاک. 8-2- حد اکثر صرفه جوئی درهزينه های جاری وبالا سری شرکتهای مربوطه. 8-3- کاهش ميزان استهلاک وبهره برداری بهينه ومطلوب ازظرفيتهای وامکانات موجود درحد نرمهای قابل قبول بين المللی. 8-4- توجه به بهسازی ونوسازی وبهره برداری بهينه ازخطوط توليدی کشور. 8-5- شاخص کلی دراين مورد برابری قيمتها با هزينه نهائی توليد رعايت جهات فوق خواهد بود. 8-6- صرفه جوئی درمصرف کالاها وخدمات عمومی برمبنای الگوی مصرف. 8-7- نرخها بصورت تصاعدی بگونه ای اصلاح شود که ازمصرف کنندگان با مصرف بيشتر هزينه های دريافت ازاقشار کم درآمد با نرخ پايين حمايت گردد. 8-8- قيمت کالاهای عمومی وانحصارات طبيعی درمناطق محروم وروستائی نبايد ازمناطق شهری بيشتر باشد. 8-9- هماهنگی درحمايت ازتوليد کننده، مصرف کننده وصادرات درقيمت گذاری. 8-10- شورای اقتصاد مسؤوليت قيمت گذاری هماهنگی ونظارت برامر قيمتها را بعهده خواهد داشت. جملات و کلمات عینا از این سایت استخراج گردیده است. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 21:27 توسط نسرین محبتی
|
|
||
|
|
|
|
|
رشد اقتصادی به مفهوم افزایش تولید یا درآمد ملی است و چنانچه تولید كالا و یا خدمات به هر وسیله ممكن در كشوری افزایش یابد، می توان ادعا كرد كه رشد اقتصادی محقق شده است. در كشور ما نیز با پایان جنگ تحمیلی متوسط رشد GDP به ۷/۴ درصد رسید، اما این رشد طی سال های برنامه دوم توسعه (۷۸-۱۳۷۴) به ۲/۳ درصد كاهش یافت.این عدد طی سال های برنامه سوم توسعه (۸۳-۱۳۷۹) نیز ۵/۵ درصد بود.براساس آمارها، متوسط رشد اقتصادی در سال های برنامه اول تا سوم ۳۶/۵ درصد بوده است. نگاهی به اهداف برنامه ۵ ساله اول نشان می دهد رشد تولید ناخالص داخلی به قیمت ثابت سال ۱۳۶۱ باید سالانه به طور متوسط معادل۱/۸ درصد می بود. (حتما به ادامه مطالب دقت کنید....!!!) ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 12:33 توسط عبدالله منفرد
|
|
||
|
|
|
|
|
· رشد اقتصادی و تحولات ساختار اقتصادی با توجه به اهداف و خط مشی های برنامه اول توسعه، اهداف کمّی کلان و جهت گيريهای بخشهای مختلف اقتصادی در برنامه اول پنج ساله (1368-72) در چهارچوب امکانات و منابع اين برنامه به شرح ذيل می باشد. توليد ناخالص داخلی "رشد توليد ناخالص داخلی به قيمت ثابت 1367 سالانه به طور متوسط معادل 1/8 درصد خواهد بود."
سوال: آیا این نرخ رشد تحقق یافته است؟
دليل افزايش رشد توليد در پنج ساله اول وجود ظرفيتهای بلااستفاده است که استفاده حداکثر از آن به عنوان يکی از محورهای اساسی برنامه در نظر گرفته شده است . لذا پيش بينی می شود که با عدم گسترش سرمايه گذاريهای جديد در برنامه اول و اتمام سرمايه گذاريهای نيمه تمامی که پس از اتمام، تأمين منابع ارزی جديد از طريق توسعه صادرات و يا جايگزينی واردات را به همراه خواهند داشت و همچنين استفاده از ظرفيتهای موجود رشد اقتصادی پيش بينی شده حاصل آيد. توليد ناخالص داخلی بدون نفت در برنامه سالانه به طور متوسط رشدی معادل 9/7 درصد خواهد داشت. با توجه به ميزان نرخ رشد جمعيت رشد توليد سرانه به طور متوسط سالانه معادل 9/4 درصد برآورد می گردد.در چهارچوب رشد اقتصادی مورد پيش بينی، رشد سالانه بخشهای مختلف در مقاطع (1368-72) به ترتيب کشاورزی 1/6 درصد، بخش نفت 7/8 درصد، بخش صنعت 2/14 درصد، بخش معدن 5/19 درصد، بخش آب و برق و گاز 1/9 درصد، بخش ساختمان 5/14 درصد و بخش خدمات 7/6 درصد برآورد گرديده است. در رشد بخش صنعت تأکيد عمده بر توسعه صنايع سرمايه ای و واسطه ای از طريق تکميل پروژه های نيمه تمام در چهارچوب اولويتهای برنامه بخش صنعت می باشد. در اين راستا رشد صنايع سرمايه ای معادل 24 درصد، صنايع واسطه ای معادل 20 درصد و رشد صنايع مصرفی معادل 2/4 درصد پيش بينی می شود. ترکيب رشد بخش صنعت اين امکان را خواهد داد تا سهم ارزش افزوده صنايع سرمايه ای در کل ارزش افزوده صنعت از 6/5 درصد به 5/8 درصد افزايش، سهم صنايع واسطه ای از 4/49 درصد به 63 درصد افزايش و سهم صنايع مصرفی از 45 درصد به 5/28 درصد کاهش يابد. اولويت در توسعه صنايع سرمايه ای و واسطه ای يا فعاليتهايی خواهد بود که امکان جايگزينی کالاهای وارداتی کشور را فراهم می کند. در نتيجه تلاش خواهد شد تا با تقويت بنيه های توليد داخلی وابستگی توليد به مواد و کالاهای واسطه ای خارجی کاهش يابد. افزايش تعداد دانشجويان تا سطوح 777 نفر دانشجوی کارشناسی به بالا درصد هزار نفر جمعيت، تحت پوشش قرار گرفتن 8/17 ميليون نفر دانش آموز، افزايش تعداد تختهای بيمارستانی از 77000 به 93000 تخت، تحت پوشش قرار گرفتن 6312 هزار نفر دربرنامه های مختلف بهزيستی، افزايش نسبت بيمه شدگان اصلی کشور به کل مزد و حقوق بگيران از 72 درصد به 77 درصد از جمله اهداف کمی زيربخشهای مختلف بخش خدمات در سال پايانی برنامه می باشد. در طی برنامه پنج ساله حدود 204 ميليون متر مربع ساخت زيربنای مسکونی در نظر گرفته شده است.
موارد پایین موارد جالبی هستن و قابله بحثه که آیا عملی شده اند یا نه؟
سهم ارزش افزوده بخشهای مختلف اقتصادی در توليد ناخالص داخلی در سال 1372 به ترتيب بخش کشاورزی معادل 21 درصد، بخش صنعت و معدن معادل 6/9 درصد، بخش نفت معادل 8/9 درصد، بخش آب و برق و گاز معادل 8/2 درصد، بخش خدمات معادل 50 درصد و بخش ساختمان معادل 2/7 درصد پيش بينی شده است. از ويژگيهای عمده ترکيب توليد ناخالص داخلی به سهم عمده بخش کشاورزی در کل توليد کشور می توان اشاره نمود. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 21:44 توسط نسرین محبتی
|
|
||
|
|
|
|
|
اصل 44 قانون اساسی رو خیلی شنیدیم. برای خود من جالب بود بدونم دقیقا این اصل چیه. اصل 44 قانون اساسی: نظام اقتصادي جمهوری اسلامي ايران بر پايه سه بخش دولتي، تعاوني و خصوصي با برنامه ريزي منظم و صحيح استوار است. بخش دولتي شامل كليه صنايع بزرگ، صنايع مادر، بازرگاني خارجي، معادن بزرگ، بانكداري، بيمه، تامين نيرو، سدها و شبكه هاي بزرگ آبرساني، راديو و تلويزيون، پست و تلگراف و تلفن، هواپيمايي، كشتيراني، راه و راه آهن و مانند اينها است كه به صورت مالكيت عمومي و در اختيار دولت است. بخش تعاونی شامل شركتها و مؤسسات تعاوني توليد و توزيع است كه در شهر و روستا بر طبق ضوابط اسلامي تشكيل ميشود. بخش خصوصي شامل آن قسمت از كشاورزي، دامداري، صنعت، تجارت و خدمات مي شود كه مكمل فعاليتهاي اقتصادي دولتي و تعاوني است. مالكيت در اين سه بخش تا جايي كه با اصول ديگر اين فصل مطابق باشد و از محدوده قوانين اسلام خارج نشود و موجب رشد و توسعه اقتصادي كشور گردد و مايه زيان جامعه نشود مورد حمايت قانون جمهوري اسلامي است. تفصيل ضوابط و قلمرو و شرايط هر سه بخش را قانون معين مي كند. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 21:39 توسط نسرین محبتی
|
|
||
|
|
|
|
|
مدتی پیش یکی از دوستان متن چشم انداز ۲۰ ساله رو بهم داد که دربارش نظرم رو بگم. من همه ی کسانی که خوندنش سوالاتی واسشون پیش اومد.اینکه: آیا واقعا برای این هدف فوق العاده (که هنوز برای خیلی ها شبیه آرزو ی تا هدف)برنامه ریزی شده؟(جواب:حتما شده ....ولی...!!!) بعد از ۳سال از عملیاتی شدن آن چه مقدار از کارهای صورت گرفته در راستای دست یابی به این مهم بوده؟ و اما:وظیفه ما این وسط به عنوان یک (مسلمان)ایرانی و قشر دانشجو چیه؟ (البته یه جورایی جوابش توی تحلیل دکتر محسن رضایی هست.) (باید به موضوع چشم انداز و چگونگی تحققش فکر کنیم،یقینا وظیفه ی هممونه.) ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 18:5 توسط عبدالله منفرد
|
|
||
|
|
|
|||||
|
عناوین مطالب در این پست : ۱-جهانی شدن : واژه جهاني شدن در سالهاي اخير يكي از پركاربردترين واژههاي عرصه سياستگذاري اقتصادي،فرهنگي و سياسي داخلي و بين المللي كشورها و نيز موضوع بحثهاي آكادميك و ژورناليستي بوده است. ۲-جهانيشدن عامل رشد درآمدها در 25 سال آينده :بانك جهاني اعلام كرد جهاني شدن سبب افزايش سريع نرخ رشد درآمدها در 25 سال آينده خواهد شد.در اين گزارش آمده است: اگر اين مهم به دقت مديريت نشود همان رشد ميتواند باعث افزايش و گسترش عدم تعادل در اقتصاد جهاني شود. ۳-فرهنگ و جهاني شدن؛ انسان، بيرون از خانهاش:برخي انديشه ورزان بر اين باورند كه جهان ما تا كنون سه انقلاب بنيادي را از سر گذرانده كه هر كدام از اساس و ماهيت دچار تحول شده است. ۴-خصوصيسازي چيست؟ : مفهوم خصوصي سازي بر وجود دو حوزه خصوصي و ۴-توليد ناخالص ملي چيست؟: واژه «توليد ناخالص ملي» يكي از پركاربردترين واژه هاي عرصه سياستگذاري عمومي است. معناي اين واژه عبارت است از مجموع ارزش پولي كالاها و خدمات نهايي توليد شده در يك سال مشخص با استفاده از عوامل توليدي كه متعلق به شهروندان يك كشور مي باشد. ۵-جهاني شدن در جام جهاني فوتبال : اكنون جام جهاني فوتبال آيينه تمام نمايي از تمامي جنبه هاي روند جهاني شدن يعني سياست،اقتصاد و فرهنگ در بالاترين حدآن مي باشد. جام جهاني عرصهاي براي بروز احساسات ميهن پرستانه ،پنجره اي تماشايي از اقتصاد بازار،پژواك ويژه اي از نبض و شور وشوق كل جوامع و ستايش اغراق آميزي از فرهنگ هاي ملي و در نهايت يك فرهنگ فرا ملي است. ۶-آشنايي با اوپك
۱-جهانی شدن واژه جهاني شدن در سالهاي اخير يكي از پركاربردترين واژههاي عرصه سياستگذاري اقتصادي،فرهنگي و سياسي داخلي و بين المللي كشورها و نيز موضوع بحثهاي آكادميك و ژورناليستي بوده است. برغم كاربرد گسترده اي كه واژه جهاني شدن (Globalization)در بيش از يك دهه گذشته پيدا كرده،هنوز معنا و مفهوم آن همچنان مناقشه آميز است و بسته به اينكه از چه زاويه و با چه نگرشي به آن نگريسته شود معنا و مفهوم متفاوت پيدا خواهد كرد كه ظهور واژه هاي مختلفي همچون "جهاني شدن"،"جهاني سازي"،"جهانگرايي"،"غربي شدن" و "آمريكايي" شدن در بسياري از جوامع از جمله ايران بيانگر اين امر مي باشد. اين اختلاف ديدگاهها باعث شده تا در حالي كه گروهي از جوامع و افراد با نگاه كاملا مثبت به پديده جهاني شدن مي نگرند و آن را يك فرايند مي دانند كه در بردارنده فرصت هاي زيادي براي جوامع است گروه ديگري از افراد و جوامع اين پديده را يك امر منفي تلقي مي كنند و آن را پروژه اي مي دانند كه از سوي صاحبان قدرت در جهان در جهت منافعشان طراحي شده است كه طرفداران اين ديدگاه در مقابله با جهاني شدن از جنبش مخالفان جهاني شدن كه طيف متنوعي از افراد و گر وهها را در خود دارد حمايت مي كنند.البته در بين اين دو ديدگاه يك ديدگاه بينا بيني هم بر اين باور است كه جهاني شدن همچون هر پديد ديگري در ذات خود فرصت و چالش هايي دارد و كشورها و جوامع بايد با شناخت دقيق آن از فرصت هاي آن به نفع خويش سود جويند و از چالش هاي احتمالي آن بدور مانند. صرف نظر از اين اختلاف نظرها،پديده جهاني شدن شامل طيف گسترده اي از روندهاي سياسي، اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي است كه در كاربرد عمومي خود بر معاني مختلفي همچون تعقيب سياست هاي ليبرالي كلاسيك (سياست هاي بازار آزاد)در عرصه اقتصاد جهان(آزادسازي اقتصادي)، سيطره روزافزون اشكال سياسي، اقتصادي و فرهنگي غربي (و حتي آمريكايي) (غربي شدن يا آمريكايي شدن)، گسترش تكنولوژيهاي جديد اطلاعاتي (انقلاب اينترنتي) و نيز اين كه بشريت در آستانه تحقق يك جامعه واحد متحد كه در آن عوامل عمده منازعه اجتماعي از بين رفته اند (همبستگي جهاني) قرار گرفته، دلالت مي كند. در خصوص اين كه چه عاملي باعث ايجاد وضعيتي كه از آن به وضعيت جهاني شدن ياد مي شود شده، بين نظريه پردازان اختلاف نظر است. همچنين اين اختلاف نظر در مورد زمان آغاز فرآيند جهاني شدن نيز وجود دارد. اين اختلاف نظرها در خصوص ماهيت جهاني شدن موجب شده تا بحث ها بيشتر بر آثار جهاني شدن همچون افزايش تجارت كالاها و خدمات، توسعه نقل و انتقال نيروي انساني، گسترش جابه جايي سرمايه، تقويت نفوذ شركت هاي چند مليتي و سازمانهاي بين المللي، تأثير فزاينده تكنولوژي و در مجموع وابستگي متقابل بيشتر نظام بين المللي متمركز شود تا جهاني شدن به مثابه يك نظريه. جهاني شدن در عرصه سياست هم تحول جدي ايجاد كرده است. به طور سنتي سياست هاي هر كشور در چارچوب نظام هاي سياسي داخلي آن ترسيم مي شده است و دولت هاي ملي مسئوليت نهايي براي حفظ امنيت و رفاه اقتصادي شهروندان و نيز حفظ حقوق بشر و محيط زيست در درون مرزهاي خود را داشته اند. تحولات ناشي از روند جهاني شدن به نوعي تصميم گيري هاي سياسي كشورها را به كاركرد نظام بين الملل نزديك كرده و نقش نهادها و سازمانهاي بين المللي را پر رنگتر كرده و به نوعي حاكمين ملي كشورها را فرسايش داده است. در عرصه فرهنگي نيز نوآوري هاي تكنولوژيكي همچون اينترنت، دستگاههاي فاكس، تلويزيون هاي ماهواره اي و كابلي، شبكه اينترنت و ظهور رسانه هاي جهاني موجب شده تا مرزهاي فرهنگي كشورها درنورديده شود. گستردگي زواياي سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي فرآيند جهاني شدن از جهات مختلف بر زندگي اجتماعي و فردي شهروندان كشورهاي مختلف تأثير گذاشته است. اين امر طي چند سال گذشته موجب شده كه برخي مؤسسات براي سنجش جايگاه كشورها در فرآيند جهاني شدن يك شاخص تركيبي ايجاد كنند و براساس آن به ارزيابي بپردازند. اگر چه مجموع اين روندها موجب شده تا كارشناسان سياستمداران و انديشمندان اين وضعيت را، «جهاني شدن» بنامند، اما همچنان اين پرسش مركزي مطرح است كه معني «جهاني شدن» واقعاً چيست؟ و در مرحله بعدي اهميت، برندگان و بازندگان جهاني شدن به عنوان يك روند واقعي چه كساني هستند و چگونه ميتوان حركت اين روند را هدايت كرد؟ جهانيشدن عامل رشد درآمدها در 25 سال آينده
خصوصيسازي چيست؟
اوپك۴۴ سال پيش با هدف وحدت بخشيدن و هماهنگ كردن سياستهاي نفتي كشورهاي عضو تشكيل شد. اوپك (opec) مخفف نام انگليسي سازمان كشورهاي صادركننده نفت (Organization of petroleum Exporting Counteries) است كه در كنفرانسي كه طي روزهاي ۱۰ تا ۱۴ سپتامبر سال ۱۹۶۰ در بغداد با حضورنمايندگان كشورهاي ايران، عراق، كويت، عربستان سعودي و ونزوئلا برگزار شد بنيان گذاشته شد. بعداً با پيوستن كشورهاي قطر (سال ۱۹۶۱)، اندونزي (۱۹۶۲)، ليبي (۱۹۶۲)، امارات متحده عربي (۱۹۶۷)، الجزاير (۱۹۶۹)، نيجريه (۱۹۷۱)، اكوادور (۱۹۷۳) و گابن (۱۹۷۵) اعضاي اوپك به ۱۳ كشور افزايش يافت. اكوادور از آخر سال ۱۹۹۲ عضويت خود در اوپك را به حال تعليق در آورد ولي از اوائل سال 2007 بار ديگر تمايل خود براي عضويت در اين سازمان را اعلام كرده است. گابن نيز از ابتداي سال ۱۹۹۵ از عضويت اين سازمان خارج شد. همچنين در پي درخواست كشور آفريقايي آنگولا براي عضويت در سازمان كشورهاي صادركننده نفت، يكصدو چهل و سومين نشست وزيران نفت اوپك كه روز 14 دسامبر 2006 در شهر ابوجاي نيجريه به صورت فوق العاده برگزار شد با عضويت اين كشور در اوپك موافقت كرد. اهداف اصلي اوپك همانطور كه در اساسنامه اين سازمان اعلام شده، هماهنگ كردن و وحدت بخشيدن به سياست هاي نفتي اعضا و تعيين بهترين شيوه ها براي حفظ منافع آنها به طور انفرادي و جمعي است. اين سازمان همچنين در پي راه هاي مختلف براي تضمين قيمت هاي بازار جهاني نفت از طريق حذف نوسانات مضر و غيرضروري است. ساختار سازماني اوپك شامل كنفرانس وزيران، هيأت عامل، دبيرخانه، بخش تحقيقات و كميسيون اقتصادي است. كنفرانس وزيران عالي ترين ركن سازمان اوپك و متشكل از سران هيأت هاي نمايندگي كشورهاي عضو كه معمولاً وزير نفت هستند، مي باشد. كنفرانس وزيران هر سال حداقل دو نشست برگزار مي كند و مسئول تنظيم سياست عمومي سازمان و تدوين شيوه هاي اجراي آن است. كنفرانس وزيران علاوه بر دو نشست عادي سالانه خود بنابه ضرورت نشست هاي فوق العاده نيز دارد. تاكنون كنفرانس، وزيران اوپك از ابتداي تشكيل اين سازمان ۱43 نشست برگزار كرده كه آخرين آن 14دسامبر 2006 در نيجريه بود. هيأت عامل اوپك متشكل از نمايندگان معرفي شده از سوي كشورهاي عضو است كه توسط كنفرانس وزيران براي مدت دو سال انتخاب مي شود. هيأت عامل وظايفي همچون مديريت سازمان، اجراي قطعنامه هاي كنفرانس وزيران، تدوين بودجه سالانه و تقديم آن به كنفرانس وزيران را بر عهده دارد و گزارش هاي ارسالي دبيرخانه را نيز بررسي مي كند. دبيرخانه اوپك ركن ديگر اين سازمان است كه طبق اساسنامه و زير نظر هيأت عامل مسئول امور اجرايي اوپك مي باشد. در رأس دبيرخانه دبيركل قراردارد كه به عنوان نماينده مجاز قانوني و رئيس اجرايي دبيرخانه طبق دستورالعمل هاي هيأت عامل امور سازمان را اداره مي كند. دبير كل اوپك براي مدت ۳ سال توسط كنفرانس وزيران از بين نامزدهاي معرفي شده از سوي اعضا به اجماع برگزيده مي شود و تمديد دوره تصدي او براي يكبار ديگر نيز بلامانع است. اوپك همچنين يك بخش تحقيقاتي دارد كه زير نظر دبيرخانه تحقيقات لازم براي اين سازمان را انجام مي دهد و داراي سه بخش مطالعات انرژي، تحليل بازار نفت و خدمات اطلاعاتي است. كميسيون اقتصادي اوپك نيز ركن ديگر اين سازمان است كه به صورت يك بخش تخصصي در چارچوب دبيرخانه عمل مي كند و هدف آن كمك به سازمان در تقويت ثبات بازار جهاني نفت است. مقر دبيرخانه اوپك تا سال ۱۹۶۵ در شهر ژنو سوئيس بود و در اين سال با تصويب كنفرانس وزيران به وين اتريش منتقل شد و از سال ۱۹۷۷ نيز در ساختمان كنوني در كنار كانال دانوب مستقر است. سران كشورهاي عضو اوپك نيز تاكنون دو نشست در ۱۹۷۵ در الجزاير و در سال ۲۰۰۰ در ونزوئلا برگزار كرده اند و قرار است سال جاري نشستي در عربستان سعودي برگزار كنند. |
||||||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 1:5 توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)
|
|
||||||
|
|
|
|
|
اكنون با توجه به اوضاع منطقه پربحران خاورميانه و خليجفارس، يكي از سوالات اساسي اين است كه جهان و به طور خاص مصرفكنندگان اصلي نفت يعني اروپا، آمريكا و كشورهاي شرق و جنوب شرق آسيا چقدر به واردات نفت از خاورميانه و خليجفارس وابسته هستند و اگر در اثر تشديد تنشها در منطقه، صادرات نفت از خاورميانه و خليجفارس با مشكل روبهرو يا محدود شود، بيشتر كدام كشورها آسيبپذيرتر خواهند بود. اين نوشتار در بخش اول تلاش كرده تا ميزان وابستگي آمريكا به نفت خليجفارس و خاورميانه را بررسي كند. سهم خاورميانه و خليجفارس از بازار نفت جهان ميزان كل ذخاير نفتي جهان اكنون هزار و 293 ميليارد بشكه است كه 743 ميليارد بشكه از اين ميزان متعلق به خاورميانه است. پس از خاورميانه، آمريكاي شمالي با 213 ميليارد بشكه ذخيره نفتي در جايگاه دوم قرار دارد. بر همين اساس آمريكاي مركزي وجنوبي مشتركا 103 ميليارد بشكه و قارهء وسيع آفريقا نيز دقيقا همين مقدار ذخيره نفت در اختيار دارند. كشورهاي اوراسيا 79 ميليارد بشكه نفت در خود ذخيره دارند و سهم ديگر كشورهاي آسيايي نيز تنها 39 ميليارد بشكه است. فقيرترين قاره جهان از نظر ميزان ذخيره نفت با تنها 15 ميليارد بشكه قاره اروپاست. طبق پيشبيني ادارهء اطلاعات انرژي آمريكا، هم اكنون روزانه 24 ميليون بشكه از 80 ميليون بشكه نفت مصرفي بازارهاي جهاني از منطقهء خليجفارس و تنگه هرمز عبور داده ميشود. برآوردها نشان ميدهد كه حداقل تا 20 سال آينده منطقه خليجفارس همچنان قطب انرژيك جهان خواهد بود. اين منطقه در سال 1995 حدود 4/15 درصد نفت جهان را تامين ميكرد كه اين ميزان در سال 2020 به 8/41 درصد افزايش خواهد يافت. 60 درصد ذخاير اثبات شده جهان نيز در منطقه خاورميانه و به طور خاص در حاشيه خليجفارس است و پيشبيني ميشود با اكتشافهاي جديد، اين رقم افزايش يابد، به ويژه اين كه افزايش ظرفيت توليد در خاورميانه موجب توسعه و تقويت مشاركت آن در بازار تجارت جهاني خواهد شد. از طرف ديگر نفت 80 درصد از كل صادرات كشورهاي حوزهء خليجفارس، _90 درصد از درآمد ارزي و 40 درصد كل درآمد ملي اين كشورها را تشكيل ميدهد. عربستان با در اختيار داشتن 37 درصد ذخاير نفت خام جهان حدود 264 ميليارد بشكه را در اختيار دارد و يكي از سه كشور بزرگ صادركنندهء نفت به آمريكا به شمار ميرود. كويت و عراق هر كدام 14درصد، ايران و ونزوئلا هر كدام 9 درصد، امارات هشت درصد و بقيه اعضاي اوپك مجموعا 9 درصد را در اختيار دارند. عربستان، امارات و كويت بيش از 100 سال نفت خواهند داشت. قطر تا 50 سال و عمان تا 10 سال آينده. بر اساس برآورد چيده نيست و نياز به آموزش خاصي هم ندارد. سهم خاورميانه از نفت وارداتي آمريكا آمريكا اكنون بزرگترين واردكنندهء نفت در جهان است و روزانه بيش از 25 درصد نفت جهان را مصرف ميكند. اكثر واردات نفت آمريكا از كشورهاي عربي خاورميانه صورت ميگيرد و نفت به يك ريسك اقتصادي براي آمريكا تبديل شده است. طبق گزارش آژانس بينالمللي انرژي، تقاضاي جهاني نفت در سال 2010 به 95 ميليون بشكه خواهد رسيد و آمريكا در سال 2025 حدود 51 درصد نفت خود را از كشورهاي عضو اوپك تامين خواهد كرد كه عمده آنها در حاشيه خليجفارس قرار دارند. اگر تقاضاي نفت چين و هند و ديگر كشورهاي در حال توسعه به رشد بالاي خود ادامه دهد،قيمت نفت افزايش خواهد يافت و اين امر قيمت بنزين در آمريكا را تحت تاثير قرار خواهد داد. جورج بوش، رييسجمهوري آمريكا تاكيد كرده كه نفت به مخاطره بزرگ اقتصادي آمريكا تبديل شده است و اين كشور بايد از وابستگي شديد خود به نفت بكاهد. از نظر بوش ايالات متحده از شرايط خاصي برخوردار است چرا كه نفتخام وارداتي اين كشور از كشورهاي مختلفي تامين ميشود. اين در حالي است كه ايالات متحده همواره از ناحيه عرضه نفت خام ونزوئلا نيز آسيبپذير بوده است كه به عنوان اصليترين صادركنندهء نفت به اين كشور، 15/5درصد از بازار نفت خام آمريكا را در اختيار دارد. آمارها حكايت از آن دارد كه شاخص آسيبپذيري واردات نفت خام آمريكا از پنج كشور عمده صادركنندهء نفتخام از 62 درصد در سال 2001 به 76 درصد در آغاز سال 2003 رسيده است كه اين ميزان از وابستگي اقتصاد آمريكا در تاريخ اين كشور بيسابقه بوده و از دورهء شوك نفتي جنگ خليجفارس در 1991نيز بيشتر شده است. كانادا، عربستان، مكزيك و ونزوئلا صادركنندگان بزرگ نفت به آمريكا هستند. طي 9 ماه نخست 2006 ميلادي كشورهاي كانادا، مكزيك و عربستان بزرگترين صادركنندگان نفت خام به آمريكا بودهاند. در اين مدت آمريكا بيش از 12496 ميليون بشكه نفت وارد كرده است كه اين رقم معادل 25 درصد توليد جهاني نفت بوده است. كانادا در اين مدت 9/16 درصد نفت مورد نياز آمريكا را تامين كرده است و مكزيك و عربستان نيز به ترتيب بيش از 1/12 و_ 7/11 درصد نفت وارداتي اين كشور را تشكيل دادهاند. گرايش آمريكا به سوي شمال آفريقا ميزان صادرات نفت الجزاير به آمريكا در اين مدت با رشد چشمگيري روبهرو شده است و الجزاير به ششمين صادركنندهء بزرگ نفت به آمريكا تبديل شده است. الجزاير طي 9 ماه نخست 2006 ميلادي، روزانه بيش از 649 هزار بشكه نفت به آمريكا صادر كرده است. ارزش صادرات نفت خام الجزاير به آمريكا در اين مدت به بيش از 14/9 ميليارد دلار رسيده است كه اين رقم 82/22 درصد كل صادرات نفت الجزاير را تشكيل ميدهد. تمايل به واردات بيشتر از كانادا واشنگتن از اتاوا خواسته است توليد نفت خود را به پنج ميليون بشكه در روز در سال 2015 افزايش دهد تا به اين ترتيب، وابستگي آمريكا به نفت وارداتي از خاورميانه كمتر و كمتر شود. اين در حالي است كه كانادا اكنون با صادرات يك ميليون بشكه نفت در روز به آمريكا، بزرگترين صادركنندهء نفت به اين كشور است. متوسط توليد نفت كانادا طي سال 2006 ميلادي بيش از 61/2 ميليون بشكه بود. توليد نفت كانادا امسال نيز با 1/9 درصد افزايش به بيش از 89/2 ميليون بشكه در روز خواهد رسيد و موافقت دولت كانادا با بهرهبرداري از منابع نفتي حوزهء آلبرتا، مهمترين علت افزايش توليد نفت اين كشور به شمار ميرود. با اين وجود كانادا قصد دارد ميزان توليد گاز طبيعي را كاهش دهد كه اين مساله موجب نگراني شديد مقامهاي آمريكايي شده است. از طرف ديگر كانادا به زودي قادر به صادرات بيشتر نفت به آمريكا به جاي عربستان و ونزوئلا نيست. اما دولت آمريكا ضمن ابراز نگراني شديد از كاهش صادرات نفت كانادا به اين كشور، خواستار افزايش صادرات نفتي اتاوا به واشنگتن شده است. در صورت توافق دو كشور، كانادا طي سالهاي آينده با افزايش سرمايهگذاري و توليد نفت بيشتر، روزانه پنج ميليون بشكه نفت به آمريكا صادر خواهد كرد كه اين رقم معادل 25 درصد كل نفت مصرفي آمريكا خواهد بود. باب گريكو، رييس موسسهء تحقيقات نفت آمريكا موسوم به API در اين باره ميگويد: آمريكا بايد در ديدگاههاي خود نسبت به كانادا تجديد نظر كند. كانادا ميتواند منبع قابل اطميناني براي تامين نفت مورد نياز واشنگتن باشد.» دولت بوش همواره قصد داشته است ميزان وابستگي آمريكا به منابع نفت خاور ميانه را كاهش دهد. بر اساس طرح دولت بوش، ميزان وابستگي آمريكا به واردات نفت از خاورميانه تا سال 2015 ميلادي بيش از 75 درصد كاهش خواهد يافت. اين در شرايطي است كه مطالعه 195 اقتصاددان آمريكايي حكايت از آن دارد كه چنانچه قيمتهاي نفت به بشكهاي 100 دلار برسد، اقتصاد آمريكا به سمت ركود سوق داده خواهد شد. بر اساس اين مطالعه كه سالانه دو بار از سوي انجمن ملي براي تجارت علوم اقتصادي انجام ميشود، بزرگترين خطري كه عمدهترين اقتصاد جهان را تهديد ميكند، تروريسم و پس از آن قيمتهاي بالاي انرژي است. استوارتهافمن، رييس انجمن ملي مسائل اقتصادي بازرگاني و اقتصاددان ارشد خدمات مالي «پي.ان.سي» گفت: «اعضاي اين انجمن معتقدند كه قيمتهاي بيش از بشكهاي يكصد دلار احتمالا موجب ركود خواهد شد.» به گفتهء وي، اقتصاددانان انجمن، آينده روشني را براي جايگزيني فنآوريهاي چشمگيري به جاي نفت در دههء آينده مشاهده نميكنند. برخي از تحليلگران انرژي پيشبيني كردهاند در صورت تحريمهاي سازمان ملل عليه ايران كه يكي از توليدكنندگان مهم نفت خام جهان است، قيمتهاي نفت را از قيمتهاي 70 و اندي دلار در حال حاضر به بالاي بشكهاي 100 دلار خواهد رساند. 34 درصد از پاسخدهندگان به مطالعه انجمن ملي براي تجارت علوم اقتصاد گفتهاند بزرگترين معضلي كه در كوتاهمدت روياروي اقتصاد آمريكاست، مساله تروريسم است اين در حالي است كه در ماه مارس 26 درصد پاسخدهندگان چنين نظري داشتند. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 10:16 توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)
|
|
||
|
|
|
|
|
در دانشگاههاي آفريقاي جنوبي، مانند ديگر مؤسسات دانشگاهي، بسياري ازمحققان مشاركت با صنعت را مغاير با نقش سنتي خود به عنوان توليد كننده علم براي همگان ميدانند. اما سياست دولت اين كشور مبتني بر تامين مالي مشاركت بين دانشگاه و صنعت براي نوآوري و تقويت رقابت بينالمللي و بهبود زندگي در كشور است. در سراسر قاره آفريقا، سازمانهاي بينالمللي به تشويق روابط بين دانشگاه و صنعت براي تقويت صنعت ميپردازند. ايجاد شبكههاي ميانبخشي بهجاي قراردادها و مشاورههاي محدود ميتواند اين دو ديدگاه را با هم آشتي دهد. آفريقا به مشاركتهايي نياز دارد كه هم توان بالقوه نوآوري تحقيقات دانشگاهي و هم نيازهاي صنعتي توسعه را برآورده كند. بهترين نمونههاي آفريقاي جنوبي ميتواند سرمشق قرار بگيرد. پرهيز از مشاركتهاي زيانبار صرفاً كافي نيست كه كشوري شمار مشاورهها و قراردادهاي بين دانشگاهها و صنعت را افزايش دهد. اين قبيل همكاريها اغلب كوتهبينانه و بر منافع تنگنظرانه متمركز است و بنا به ماهيت، به كشف نميانجامد. مثلاً در آفريقاي جنوبي، شركتهاي مشاوره بهندرت كتاب يا رساله بعد از دكتري منتشر ميكنند. ميتوانند حقوق شخصي استادان را تكميل و به حفظ كارمند كمك كنند، اما بيشتر مواقع نتيجه اين عمل، كاهش تدريس و پژوهش است. استادان اغلب به اين علت به سراغ قراردادهاي كاري ميروند كه پول بيشتري كسب كنند. هدف آنان تحقيق نيست. نياز صنعت به رازداري در مورد حفظ مطالب علمي كه از اين راه بهدست ميآيد، باعث ميشود آثار استادان و رسالههاي دانشجويان با محدوديت انتشار روبهرو شود. در صورتي كه اجازه داده شود قراردادها و مشاورهها بيرويه ادامه پيدا كند، ممكن است تاثير زيانباري بر نظام توليد دانش كشور وارد شود. ايجاد مشاركتهاي سودمند در عوض به شبكههاي مشاركتي در دانشگاهها، صنايع و دولت نياز است كه براي هر دو طرف سودمند باشد. براي چنين مشاركتهايي، نهادها بايد ابتدا سازوكار رقابتي صنعت مورد نظر و امكانات استفاده شركتها را درك كنند. بايد واقعبين باشند و از تدوين طرحهاي بلندپروازانه براي ساخت پاركهاي علوم بپرهيزند. دانشگاهها بايد ظرفيت تحقيقاتي كلي خود را ايجاد كنند و دانش تخصصي در رشتههاي خاص پديد آورند (بخش اعظم شبكههاي خوب آفريقاي جنوبي در چند دانشگاه وجود دارد كه داراي سامانههاي تحقيقاتي مناسب است). آنگاه، بايد سياستها و سازوكارهايي را مختص حمايت از مشاركتها تدوين كنند. بايد تصميم بگيرند كدام مشاركتها به نحو احسن، ماموريت علمي خود را انجام ميدهند و به تكاليف مالي عمل ميكنند و در عين حال به پيشبرد اهداف توسعه ملي كمك ميكنند. دو مثال دو مثال از آفريقاي جنوبي نشان ميدهد اينگونه مشاركتهاي راهبردي ميتواند بين منافع علمي و صنعتي توازن برقرار و به توسعه ملي كمك كند. برنامه تعاوني حفاظت درختان نام شبكهاي تحقيقاتي در زمينه زيست فناوري است كه از شركتهاي بزرگ كاغذسازي و توليدكنندگان كوچك الوار تشكيل شده است. اين شبكه با همكاري دانشگاه پرتوريا در زمينه سموم درخت فعاليت ميكند. واحد تحقيقات دانشگاهي با پرورش شمار زيادي از دانشجويان در مقطع كارشناسي ارشد و راه اندازي انتشارات معتبر، آوازه بينالمللي پيدا كرده است. اكنون اين مؤسسه به مركز معتبري تبديل شده است كه دولت بودجه تحقيقاتي قابل توجهي به آن اختصاص ميدهد. شركاي صنعتي براي حفظ توان رقابتي به تحقيق و توسعه پرهزينه و راهبردهاي مديريت مخاطره متكي هستند كه اين شبكه عرضه ميكند. مثلاً محققان دانشگاه فناوري دياناي براي توليد درختان مقاوم به آفات و سموم ارائه ميكند. دومين مثال مشاركت راهبردي موفق يك طرح سنجش از راه دور است. در اين شبكه كه دولت هزينه آن را تامين ميكند، دانشگاه، صنعت و دولت با همكاري هم ماهوارههاي كوچكي ميسازند كه تصاوير با وضوح بالا در اختيار كشورهاي آفريقايي قرار ميدهد. اين تصاوير ميتواند به مديريت منابع طبيعي از جمله توزيع آب، اداره كشتزارها و نيز زيرساخت شهركها كمك كند. مشاركتهاي شبكهاي از اين دست كه دانشگاه، صنعت و شركاي مياني در اين چارچوب براي تحقق هدفي مشترك فعاليت ميكنند، دانش و نوآوري فناوري براي همه توليد ميكنند. اين كار باعث ميشود دانشگاهها قابليت بالقوه محققان خود را ضمن حفظ يكپارچگي دانشگاهي، بهكار بگيرند. دانشگاهها به نيازهاي صنعتي براي پيشرفت فناوري پاسخ ميدهند. بهطور خلاصه، طرحهاي موفق مشاركت دانشگاه- صنعت در آفريقاي جنوبي ميتواند درس خوبي براي ساير كشورها باشد كه نشان ميدهد طراحي راهبردي شكل و ميزان ارتباط ميتواند توسعه را تقويت كند و به بهبود كيفيت زندگي بيانجامد. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 1:18 توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)
|
|
||
|
|
|
|
|
نگاهى به نقش صاحبان صنايع ايالات متحده در انتخابات اخير شركتهاى بزرگ صنعتى در آمريكا از آنجايى كه پول زيادى در اختيار دارند نقش مهمى در تامين هزينههاى مبارزات انتخاباتى دو حزب اصلى اين كشور يعنى دمكرات و جمهوريخواه دارند. لذا نقش آنها در نتيجه انتخابات كاملا مهم و كليدى است. هفتم نوامبر (16 آبان) انتخابات كنگره در ايالات متحده برگزار شد و اين بار هم ديدگاههاى شركتهاى صنعتى و كمكهاى آنها يك عامل مهم بود. در آستانه اين انتخابات به يكباره حمايت صنايع آمريكا از جمهوريخواهان كاهش يافته و در عوض دمكراتها مورد حمايت بيشتر آنها قرار گرفتند. علت اصلى اين امر نتايج نظرسنجىهايى بود كه در ماههاى منتهى به انتخابات و بخصوص دو سه ماه آخر صورت گرفت. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 1:16 توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)
|
|
||
|
|
|
|
|
تاريخ دقيق اولين ذوب سنگ آهن توسط بشر به منظور دستيابي به فلزي قابل استفاده مشخص نيست. قديميترين وسايل آهني مربوط به 3000 سال قبل از ميلاد، در مصر كشف شده است. حتي قدمت وسايل تزييني و زيورآلات آهني به قبل از اين تاريخ بر ميگردد. اما قدمت سلاحهاي آهني سخت شده توسط عمليات گرمايي با فناوري نسبتا پيشرفتهتر توسط يونانيها، به 1000 سال قبل از ميلاد بر ميگردد.
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 1:15 توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)
|
|
||
|
|
|
|
|
در سال 1969 بود كه گزارش فردي به نام كينگ در انگلستان منتشر شد. اين گزارش شامل 3عدد درباره آدمهايي بود كه به ادارات ماليات ميدادند، نامشان در دفاتر غسل تعميد در كليساها ثبت شده بود و گروهي ديگر كه نام آنها در دفاتر گورستانها به ثبت رسيده بود.
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 1:8 توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)
|
|
||
|
|
|
|
|
میگویند سابقه شرکتهای چندملیتی در جهان به سال 1135 میلادی بر میگردد و از همان زمان این شرکتها دائما با مخالفتهای زیادی مواجه بودهاند.
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 1:5 توسط مهدی محمدزاده (بازنشسته)
|
|
||